??

دوستان و همكلاسيان گرام سلام

با توجه به نزديك شدن به امتحان ميان ترم و درس نخوندن ما ....

اين پست ايجاد شده تا هر كس نظري داره تا بشه چهارشنبه نمره قبولي رو گرفت ما رو راهنمايي كنه !!!

راهنماي ماراتن مسيه

ماراتن مسیه مسابقه ای میان با تجربه ترین منجمان ایرانی است. حتی اگر تا به حال در این مسابقه شرکت نکرده اید زمان مناسبی است تا با اصول و قواعد آن آشنائی پیدا کنید. رصدگران شرکت کننده در این مسابقه در طول سال در شبهای متناوب به شکار اجرام مورد نظر می پردازند. در این مقاله سعی می کنیم تا آنجا که ممکن است شما را با نحوه کار در این مسابقه آشنا کنیم و از شرح موارد جزئی خودداری می کنیم. در ماراتن مسیه هدف پیدا کردن 110 جرم شارل مسیه است. البته ممکن است رقابت آنقدر تنگاتنگ شود که شرکت کنندگان مجبور به رصد چند جرم از کاتالوگ ان.جی.سی شوند. اکنون می خواهیم بدانیم که از ابتدا تا پایان ماراتن باید چه کارهایی را انجام دهیم.

شرکت کنندگان از غروب خورشید تا طلوع بعدی با توجه به طول و عرض جغرافیایی محل و زمان رصد بین 9 تا 10 ساعت فرصت دارند تا 110 جرم مسیه را به ترتیب از جنوب غربی و غرب به شرق آسمان رصد کنند.بیشترین تعداد اجرام مسیه مربوط به صور فلکی قوس (14 جرم) و سنبله (11 جرم) و دب اکبر (6 جرم) و عقرب و مارافسای و اسد و تازی ها هر کدام با 5 جرم است. پس بهتر است وقتی به سراغ اجرام یک صورت فلکی می روید تمام اجرام آن صورت را رصد و سپس به سراغ بقیه اجرام صورتهای فلکی دیگر بروید. حدود 20 تا 30 دقیقه پس از غروب خورشید ماراتن با سوت داوران آغاز می شود و شما باید به سرعت به سراغ نخستین شکارهای خود یعنی دو کهکشان ام 77 و ام 74 در قیطس و حوت بروید. به دلیل نزدیکی این دو جرم به افق غربی آسمان و محل غروب خورشید بایست در رصد این دو جرم سرعت عمل به خرج دهید. بهتر است چند دقیقه پیش از شروع ماراتن ابزار خود را به سوی این اجرام نشانه بگیرید. سعی کنید فهرستی از ترتیب رصد اجرام مسیه را با توجه به تجربیات خود به همراه داشته باشید تا بر اساس آن به ترتیب رصد دیگر اجرام بپردازید.

تصاویر مربوط به 110 جرم کاتالوگ مسیه که در ماراتن هدف همه رصدگران هستند.
اجرام مشهور فهرست
بیشتر اجرام مسیه زبر آسمانی تاریک به خوبی با دوربین دوچشمی با دهانه حداقل 60 تا 70 میلی متر دیده میشوند. ولی رصد این اجرام با دوربین های دوچشمی 50×10 یا 60×20 بسیاردشوار است. بعضی ازاین اجرام در کاتالوگ مسیه عبارتند از: شماره های 74 و 77 و 99 و 1 و 89 و 76و 59 و 97 و 98. قدر این اجرام بیش از 8+ است. البته فقط قدر این اجرام باعث نمی شود که شما نتوانید با دوربین های متوسط آنها را ببینید بلکه موقعیت آنها در آسمان نیز دلیل دیگری است. رصد دو کهکشان ام 74(از قدر 3/9 در حوت)و ام 77 (از قدر 9 در قیطس) به دلیل نزدیکی به افق مغرب در هنگام غروب خورشید بسیار مشکل است.(ممکن است این اجرام از شمار اجرام امسال حذف شوند.) قبلا آنها را در نیمه دوم سال رصد کنید و جای این دو جرم را خوب یاد بگیرید تا در شب ماراتن برای پیدا کردن آنها کار آسانتر شود.

جرمی که رصد آن از این دو جرم هم سخت تر است خوشه کروی و کم فروغ ام 30 در جدی است که در این زمان از سال باید در لب افق در سپیده دم به دنبال آن گشت. تعدادی از اجرام مسیه دارای قدر ظاهری پائینی هستند و در آسمانی با حد قدر 5/6 با چشم غیر مسلح دیده می شوند. از آن جمله می توان به کهکشان آندرومدا (از قدر 4/3) و سحابی جبار (از قدر 7/3) و بخش شمالی این سحابی (ام 42 از قدر 8/6) و خوشه پروین (از قدر 5/1) و خوشه کروی جاثی (ام 13 از قدر 8/5) و خوشه باز و پر نور ام 25 (از قدر 6/4) و دو خوشه ام 6 و ام 7 در عقرب به همراه سحابی مرداب در قوس و خوشه باز ام 41 در کلب اکبر (از قدر 5/4) و خوشه کروی ام5 در مار (از قدر 7/5) و خوشه کروی ام 4 در سر عقرب (از قدر 4/5) و خوشه های کروی ام 22 (از قدر2/5) و ام 55 (از قدر3/6) و خوشه باز ام 44 در خرچنگ (معروف به خوشه کندوی عسل از قدر 1/3) اشاره کرد. اما کهکشان مارپیچی ام 33 در صورت فلکی مثلث (از قدر 7/5) به دلیل درخشندگی سطحی بسیار کم که دارد اغلب با چشم غیر مسلح دیده نمی شود اما با دوربین دو چشمی به سادگی مشاهده می شود.

سخت ترین بخش ماراتن
پس از اینکه جرمهای مربوط به بازه زمانی از غروب خورشید تا نیمه شب را یافتید (68 جرم !) ممکن است داوران استراحتی کوتاه به شرکت کنندگان بدهند. اما سخت ترین بخش ماراتن هنوز باقی مانده است. پس از این استراحت بایستی به سراغ اجرام صورت فلکی دب اکبر بروید. در این بخش از آسمان 6 جرم وجود دارد که از میان آن رصد 3 جرم از سخت ترین اجرام مسیه است که ان 3 عبارتند از: سحابی سیاره نمای ام 97 و کهکشان ام 108 و کهکشان ام 109.

ام 109 در کمتر از یک درجه ای پائین ستاره گاما- دب اکبر نزدیک به سر ملاقه قرار دارد و به دلیل کمی نور این ستاره رصد کهکشان سخت است. برای پیدا کردن دو جرم بعد از ستاره گاما به ستاره بتا-دب اکبر در سر ملاقه یک خط فرضی بکشید. پس از طی نصف خط فرضی و در کنار خط در 5/2 درجه ای بتا ام 97 (سحابی جغد) مشاهده می شود که به صورت لکه مه آلود دایره شکلی دیده می شود. یک درجه بالاتر از آن و در نزدیکی ستاره بتا-دب اکبر در داخل خطی که پیش فرض کرده بودید کهکشان کم نور و مه آلود ام 108 را می بینید که از لبه دیده می شود. البته اگر با دوربین دوچشمی متوسط در حال رصد این اجرام هستید ام 97 و ام 108 را در یک میدان دید مشاهده خواهید نمود.

تعدادی از اجرام مسیه به دلیل جدائی زاویه ای کمی که از هم دارند در دوربین های دو چشمی در یک میدان دید قرار می گیرند. از آن جمله می توان به کهکشان های سنبله یا زوج ام 81 و ام 82 اشاره کرد که در بالای سر ملاقه قرار دارند. در تصویر چشمی تلسکوپ کهکشان ام 81 بزرگتر و پرنورتر از زوج خود است و کهکشان ام 82 به شکل خوابیده به پهلو دیده می شود.

سخت ترین بخش ماراتن هنگامی است که از حدود ساعت 23 می خواهید بیشترین تعداد اجرام مسیه را در خوشه سنبله شکار کنید. صورت فلکی سنبله قلمرو یک مجموعه کهکشانی پر شمار است. بسیاری از این اجرام جزء اجرام مسیه هستند اما به هم فشرده. به دلیل تراکم اجرام در خوشه باید تعیین مکان اجرام را از قبل تمرین کرده باشید تا در هنگام ماراتن سر در گمی نشوید. دقت کنید که هر چه ابزار اپتیکی قوی تری داشته باشید در شکار اجرام این صورت فلکی موفق تر خواهید بود. خوشه سنبله محدوده ای به وسعت 10 درجه میل و 1 ساعت بعد و بیش از 100 درجه مربع است. برای شکار اجرام این خوشه بایستی ابتدا به سراغ سماک اعزل بروید و سپس به سوی شمالی ترین ستاره پر نور خوشه یعنی اپسیلون- سنبله. در میان خط فرضی که 2 ستاره اپسیلون- سنبله و بتا- اسد را به هم متصل می کند ده ها کهکشان خوشه سنبله قرار دارد.

آخرین شکار
آخرین شکار شما در واپسین دقایق ماراتن و پیش از طلوع خورشید خوشه کروی ام 30 در جدی است که در بالا به آن اشاره شد. هرچه عرض جغرافیایی شما کمتر باشد بخت شما برای شکار این جرم از قدر 7 بیشتر خواهد بود. شکار این جرم می توند در اخرین لحظات ماراتن در برنده شدن شما موثر باشد. در ماراتن سال 1382 ایران فقط 4 نفر از شرکت کنندگان آن هم با شک و ابهام توانستند این جرم را رصد کنند.
در ضمن بچه های دانشکده ی خودمون هم پارسال تو این مسابقه تونستند حدود ۸۰ تا جرم رصد کنند.

 

دانشجو!

اهل دانشگاهم

قبله ام استاد است

جانمازم نمره

پیشه ام مشروطی

من کتابم را وقتی می خوانم

که بگوید استاد:امتحان نزدیک است

امشب اما خواندم یک ورق از آن را

همه ذرات وجودم متبلور شده اند!


چند آزمایش ساده و جالب در مورد کشش سطحی آب

استعداد آب در خوردن سکه!
یک لیوان یا شیشه با دهانه گشاد را روی میز قرار دهید و آن را تا لبه از آب پر کنید، به نحوی که آب لبریز نشود و دیواره خارجی لیوان خشک بماند. حال تعدادی سکه یا کلید را به آرامی داخل آب بیندازید.
خواهید دید که تعداد غیر قابل تصوری سکه در آب جای می گیرد بدون آن که آب از لیوان بیرون بریزد. در واقع کشش سطحی آب کمک می کند تا سطح آب برآمده شده و از لبه های لیوان هم بالاتر برود.



========================================
فرار چوب کبریت ها
دو عدد چوب کبریت را به طور موازی و با فاصله کم روی سطح آب قرار دهید. نوک چوب کبریت سوم را آغشته به مایع ظرفشویی کرده و در میان این دو با سطح آب تماس دهید. چوب کبریت ها به سرعت از هم دور می شوند.
در واقع مایع ظرفشویی کشش سطحی را در بین دو چوب کبریت کاهش می دهد و کشش آب از دو طرف چوب کبریت ها را از هم دور می کند.

=========================================
قایق صابونی
یک قایق کاغذی بسازید. یک شکاف در عقب قایق به وجود آورده و تکه ای صابون را در آن قرار دهید. این قایق را روی سطح آرام آب در یک ظرف بزرگ قرار دهید. کاهش کشش سطحی در عقب قایق و کشش سطحی آب از جلوی قایق باعث حرکت آرام قایق می شود. در واقع صابون به عنوان سوخت قایق به کار رفته است.

===============================================
رنگ کردن با آب !
محلولی از رنگ خوراکی (که در شیرینی پزی ها استفاده می شود) در آب بسازید. سپس قسمت انتهایی ساقه یک گل میخک تازه را بریده و آن را از قسمت بریده شده در این محلول قرار دهید. پس از 24 ساعت رنگ گلبرگ ها را مشاهده کنید.
می توانید برای به دست آوردن نتیجه جالب تر، ساقه گل را از و سط بشکافید و نصف آن را در یک محلول و نصف دیگر را را در محلولی با رنگ دیگر قرار دهید تا یک گل میخک رنگ و وارنگ به دست آورید.
این آزمایش ها را با گل های مختلف و گیاهانی مانند کرفس نیز می توانید تکرار کنید.


==================================

  • جریان های دارای جاذبه
با مداد چهار سوراخ در یک لیوان یک بار مصرف ایجاد کنید. سوراخ ها باید نزدیک به هم و در یک خط مستقیم و در قسمت پایین لیوان ایجاد شوند. لیوان را از آب پر کنید. جریان های آب ضمن خارج شدن از چهار سوراخ، به هم می پیوندند و یک جریان یا گاهی دو جریان تشکیل می دهند. در واقع پیوند هیدوژنی بین مولکول های آب، جریان های مجزا را به سمت هم می کشد.
اگر جریان ها به طور خود به خود به هم نپیوستند، می توانید آن ها را با هدایت دست به بچسبانید.
====================================
  • اثر جسم باردار روی جریان آب
این آزمایش در کتاب درسی (شیمی 1) نیز هست، که بر اساس آن یک جسم باردار (مانند یک شانه) می تواند باریکه آب را از مسیر خود منحرف کند. در واقع مولکول های قطبی آب از قطب ناهمنام به سمت جسم باردار می چرخند و جذب آن می شوند.
www.p30city.net

روش حل مسأله

هنگامي که ناسا برنامه فرستادن فضانوردان به فضا را آغاز کرد،با مشکل کوچکي روبه رو شد.آنها دريافتند که خودکارهاي موجود،در فضاي بدون جاذبه کار نمي کنند.(جوهر خودکار به سمت پايين جريان نمي يابد و روي سطح کاغذ نمي ريزد)

براي حل اين مشکل آنها شرکت مشاورين اندرسون را انتخاب کردند.

تحقيقات بيش از يک دهه طول کشيد،۱۲ميليون دلار صرف شد و در نهايت آنها خودکاري طراحي کردند که در محيط بدون جاذبه مي نوشت،زير آب کار مي کرد،روي هر سطحي حتي کريستال مي نوشت و از دماي زير صفر تا ۳۰۰درجه سانتيگراد کار مي کرد.

روس ها راه حل ساده تري داشتند،آنها از مداد استفاده کردند!

شرح...!

اين داستان مصداقي براي مقايسه دو روش در حل مسأله است.تمرکز روي مشکل (نوشتن در فضا)يا تمرکز روي راه حل(نوشتن در فضا با خودکار).   

بیگ بنگ(انفجاربزرگ)

پيدايش كائنات براى انسان يك نادانسته بود و بشر مى خواست بداند كه اين پيدايش از كجا شروع شد.آيا به صورت يكنواخت بوده و همين گونه نيز ادامه دارد يا نه؟ چنان كه برخى اعتقاد داشته اند كه كائنات همين ساختار را داشته و بدون تغيير باقى مى ماند. خب نتيجه اينكه نظريه هاى مختلفى در اين رابطه وجود داشت و نظريه پردازيهاى زيادى مى شد. يكى از اين نظريه ها كه حدود سى و هفت يا سى و هشت سال قبل ارائه شد بيگ بنگ ياهمان انفجار بزرگ نام داشت كه توانست به خيلى از ابهامات پاسخ بدهد. اين نظريه، آغاز كائنات را از يك هسته اتم در فضا و زمان صفر مى داند زيرا آن هنگام هنوز فضا وزمان آغاز نشده بود. تصور بكنيد كه تمام كائنات در يك هسته اتم ياحتى كوچكتر از آن جاى داشت و در يك لحظه اين فضا و زمان آغاز مى شود يعنى اينكه يك انفجار بزرگ كه حاصل گرانش شديد ناشى از فشردگى بوده، شروع شد.

اين واقعه بين سيزده تا پانزده ميليارد سال پيش رخ داده است، درحقيقت اين حادثه از آن نقطه صفر شروع مى شود. قابل ذكر است كه باوجودچنين فشردگى اى طبيعتاً دماى بسيار زيادى در لحظه كمى قبل از انفجار بزرگ حاكم بوده است. هنگامى كه فضا وزمان شروع به بزرگ و باز شدن كرد، دما مدام رو به كاهش بوده به طورى كه تخمين زده مى شود وقتى فقط يك ثانيه ازتشكيل كائنات مى گذشته است ده ميليارد كلوين نزول دما داشته ايم.

انبساط جهان به قدرى شديد رخ داده است كه از اندازه كوچكتر از يك هسته اتم در يك لحظه به اندازه كره زمين بزرگ مى شده، يعنى انبساط و تورم بعد از بيگ بنگ شروع شده بود اما هنوز كهكشانها به وجودنيامده بودند. نور آغاز كائنات بود سپس بعداز نور، ماده ايجاد شد و شايد بعد از دو ميليارد سال از انفجار بزرگ كهكشانها شكل گرفتند و خورشيد ما يكى از ذرات كوچك آنهاست.

كهكشانها چگونه و چه زمانى شكل گرفتند؟

كهكشانى كه ما در آن هستيم (كهكشان راه شيرى) حدود ده ميليارد سال پيش به وجود آمده است البته اگر قبول كنيم كه بيك بنگ سيزده ميلياردسال پيش رخ داده است.

اما كهكشانها انواع مختلفى دارند كه عبارت است از: نامنظم، بيضوى و مارپيچى. ازمواد اطراف كهكشانها كه باقى مانده بودند بازوهاى كهكشانى شكل گرفتند اما چون فشردگى مواد را در آن قسمت فضا داشتيم ونيز كهكشانهاى شكل گرفته بسيار نزديك به هم بودند طبيعتاً برخوردها هم زياد بوده است يعنى دوكهكشان با هم ادغام شده و يك كهكشان بزرگتر تشكيل مى دادند يا سبب ساز بازوهاى كهكشانى بزرگتر مى شدند. اين اثرات در بحث انتقال به سمت قرمز يا رد شيفت مى گنجند.

اين انفجار چقدر طول كشيد؟

براى لحظه انفجار بزرگ عدد ده به توان منفى چهل و سه را در نظر مى گيرند و بعد از آن لحظه، حادثه شروع مى شود كه حتى هنوز به هزارم ثانيه نرسيده، تغييرات در حال رخ دادن بوده است.

عالم در ابتدا چگونه به نظر مي آمد؟

آشكار است براي آگاهي از چگونگي اولين ثانيه ها و يا بهتر بگوييم اولين اجزاي ثانيه هاي پس از انفجار اوليه نبايد از ستاره شناسان پرسيد بلكه در اين مورد بايد به فيزيكدانان متخصص در امر فيزيك ذره اي مراجعه كرد كه در مورد تشعشعات و ماده در شرايط كاملا سخت و غير عادي تحقيق مي كنند. تاريخ كيهان معمولا به 8 مقطع كاملا متفاوت و غير مساوي تقسيم مي شود :

مرحله اول - صفر تا 43-^ 10 ثانيه


اين مساله هنوز برايمان كاملا روشن نيست كه در اين اولين اجزاي ثانيه ها چه چيزي تبديل به گلوله آتشيني شد كه كيهان بايد بعدا از آن ايجاد گردد . هيچ معادله و يا فرمول هاي اندازه گيري براي درجه حرارت بسيار بالا و غير قابل تصوري كه در اين زمان حاكم بود در دست نمي باشد.

مرحله دوم- 43-^ 10 تا 32-^ 10 ثانيه

اولين سنگ بناهاي ماده مثلا كوارك ها و الكترون ها و پاد ذره هاي آنها از برخورد پرتوها با يكديگر به وجود مي آيند. قسمتي از اين سنگ بناها دوباره با يكديگر برخورد مي كنند و به صورت تشعشع فرو مي پاشند. در لحظه هاي بسيار بسيار اوليه ذرات فوق سنگين - نيز مي توانسته اند به وجود آمده باشند. اين ذرات داراي اين ويژگي هستند كه هنگام فروپاشي ماده بيشتري نسبت به ضد ماده و مثلا كوارك هاي بيشتري نسبت به آنتي كوارك ها ايجاد مي كنند. ذرات كه فقط در همان اولين اجزاي بسيار كوچك ثانيه ها وجود داشتند براي ما ميراث مهمي به جا گذاردند كه عبارت بود از : افزوني ماده در برابر ضد ماده 
(کوارک:نوکلئونها یا به عبارت دیگر پروتونها و نوترونها خود از ذرات کوچکتری ساخته شده‌اند که کوارک نامیده می‌شوند.)

مرحله سوم- از 32- ^10 ثانيه تا 6- ^10 ثانيه

كيهان از مخلوطي از كوارك ها - لپتون ها - فوتون ها و ساير ذرات ديگر تشكيل شده كه متقابلا به ايجاد و انهدام يكديگر مشغول بوده و ضمنا خيلي سريع در حال از دست دادن حرارت هستند

 (لپتون: لپتون ها ذراتی هستند که تحت تاثیر نیروهای هسته ای قوی قرار نمی گیرند. برای مثال ، الکترون ها ، پوزیترون ها ، موئون ها ، نوترینوها و پاد نوترینوها جزء لپتون ها محسوب می شوند.)


مرحله چهارم- از 6- ^10 ثانيه تا 3- ^10ثانيه

تقريبا تمام كوارك ها و ضد كوارك ها به صورت پرتو ذره ها به انرژي تبديل مي شوند. كوارك هاي جديد ديگر نمي توانند در درجه حرارت هاي رو به كاهش به وجود آيند ولي از آن جايي كه كوارك هاي بيشتري نسبت به ضد كوارك ها وجود دارند برخي از كوارك ها براي خود جفتي پيدا نكرده و به صورت اضافه باقي مي مانند. هر 3 كوارك با يكديگر يك پروتون با يك نوترون مي سازند. سنگ بناهاي هسته اتم هاي آينده اكنون ايجاد شده اند.

مرحله پنجم - از 3-^ 10 ثانيه تا 100 ثانيه

الكترون ها و ضد الكترون ها در برخورد با يكديگر به اشعه تبديل مي شوند. تعدادي الكترون باقي مي ماند زيرا كه ماده بيشتري نسبت به ضد ماده وجود دارد. اين الكترون ها بعدا مدارهاي اتمي را مي سازند

مرحله ششم - از 100 ثانيه تا 30 دقيقه

در درجه حرارت هايي كه امروزه مي توان در مركز ستارگان يافت اولين هسته هاي اتم هاي سبك و به ويژه هسته هاي بسيار پايدار هليم در اثر همجوشي هسته اي ساخته مي شوند. هسته اتم هاي سنگين از قبيل اتم آهن يا كربن در اين مرحله هنوز ايجاد نمي شوند. در آغاز خلقت عملا فقط دو عنصر بنيادي كه از همه سبكتر بودند وجود داشتند : هليم و هيدروژن

مرحله هفتم - از 30 دقيقه تا 1 ميليون سال پس از خلقت

پس از گذشت حدود 300000 سال گوي آتشين آنقدر حرارت از دست داده كه هسته اتم ها و الكترون ها مي توانند در درجه حرارتي در حدود 3000 درجه سانتي گراد به يكديگر بپيوندند و بدون اينكه دوباره فورا از هم بپاشند اتم ها را تشكيل دهند . در نتيجه آن مخلوط ذره اي كه قبلا نامرئي بود اكنون قابل ديدن مي شود.

مرحله هشتم - از يك ميليون سال پس از خلقت تا امروز

از ابرهاي هيدروژني دستگاههاي راه شيري ستارگان و سيارات به وجود مي آيند. در داخل ستارگان هسته اتم هاي سنگين از قبيل اكسيژن و آهن توليد مي شوند. كه بعد ها در انفجارات ستاره اي آزاد مي گردند و براي ساخت ستارگان و سيارات و حيات جديد به كار مي ايند.

عناصر اصلي حيات زميني چه زماني پديدار شد؟

براي زمين با توجه به گوناگوني حيات كه در آن وجود دارد 3 چيز از اهميت خاصي برخوردار بوده است:

از همان ابتداي خلقت هميشه ماده بيشتري نسبت به ضد ماده وجود داشته و بنابراين همواره ماده براي ما باقي مي ماند.

در مرحله ششم هيدروژن به وجود آمد اين ماده كه سبك ترين عنصر شيميايي مي باشد سنگ بناي اصلي كهكشان ها و سيارات مي باشد. هيدروژن همچنين سنگ بناي اصلي موجودات زنده اي است كه بعدا روي زمين به وجود آمدند و احتمالا روي ميلياردها سياره ديگر نيز وجود دارند. در مركز ستارگان اوليه هسته اتم هاي سنگين از قبيل اكسيژن و يا كربن يعني سنگ بناهاي اصلي لازم و ضروري براي زندگي و حيات بوجود آمدند.


منبع:هوپا

شهابسنگ های به یاد ماندنی


۱) قدیمی ترین شهاب سنگ ثبت شده ، شهاب سنگ ان سی شیم ( ensisheim ) است که در ۷ نوامبر سال ۱۴۹۲ به زمین برخورد کرد . محل این برخورد شهر کوچک ان سی شیم در فرانسه بود . قبل از آن که این سنگ ۳۳۰ پوندی (۱۴۹ کیلوگرم) از آسمان در یک مزرعه گندم بیفتد ، یک صدای انغجار بلند منطقه را لرزاند ، تنها شاهد این حادثه یک پسر جوان بود. همانطور که اخبار این اتفاق منتشر می شد ، مردم شهر دور این سنگ جمع شدند و شروع به شکستن قطعاتی از آن برای یادگاری کردند . حتی ماکسیمیلیان شاه آلمان در مسیرش برای جنگ با فرانسه ، در شهر ان سی شیم ، توقف کرد تا این سنگ را ببیند او گفت که این سنگ هدیه ای از بهشت است و معتقد بود که این سنگ نشانه این است که او از نبردی که در پیش دارد ، پیروز بیرون می آید و البته همین طور هم شد . در حال حاضر ، قطعاتی از این سنگ آسمانی در موزه های سراسر جهان وجود دارد اما بزرگترین قطعه در کاخ موزه نایب السلطنه در ان سی شیم در معرض دید عموم قرار دارد .
۲) شهاب سنگ تونگوسکا ( Tunguska ) که در سال ۱۹۰۸ نزدیک رودخانه ی تونگوسکای روسیه منفجر شد . هنوز هم پس از ۱۰۰ سال مورد بحث است . این شهاب سنگ چیزی مثل گودال ایجاد شده توسط ضربه از خود بر جای نگذاشت . چیزی که باید با توجه به حالت طبیعی آن حتماً وجود می داشت . اما دانشمندان معتقد اند که در حدود ساعت ۷ صبح در ۳۰ ژوئن ، یک شهاب بزرگ در آسمان درخشید و به صورت یک توپ عظیم منفجر شد و تا شعاع ۱۳ مایلی جنگلها را در بر گرفت ، خانه ها را منفجر کرد و آدم ها و حیوانات را سوزاند .
دانشمندان منطقه را کاوش کردند و نه تنها اثری از شهاب سنگ که اثری از یک گودال هم هرگز پیدا نشد . نظریاتی که به توطئه مشکوک هستند، ادعا می کنند که چیزی که در آن روز واقعاً با زمین برخورد کرد یک سفینه فضایی بیگانه یا شاید حتی یک سیاه چاله بوده است .
۳) در ۹ اکتبر ۱۹۹۲، میسل نپ در حال پرسه زدن در پیکس کیل نیویورک بود که یک سقوط با صدای بلند او را از جا پراند . وقتی بیرون دوید تا بفهمد چه شده ، دید که یک سنگ به اندازه یک توپ فوتبال شورولت مالیبوی او را له کرده است و حفره ای در جلوی خانه اش به وجود آورده است . وقتی که میسل به پلیس خبر داد ، پلیس آن سنگ را ضبط کرد و نهایتاً به موزه تاریخ طبیعی آمریکا در منهتن تحویل داد .

۴) بر حسب خسارت ، یک شورولت مالیبوی قرمز رنگ در برابر یک جمعیت چیزی نیست . اما بسیاری از دانشمندان معتقدند که یک شهاب سنگ مسئول انقراض دایناسورها بوده است . این نظریه می گوید که در حدود ۶۵ میلیون سال قبل یک سیارک با عرض ۶ مایل (۸۸۵۰) متر با زمین بر خورد کرد گودالی به عرض ۱۱۰ مایل (۱۶۰ کیلومتر) ایجاد کرد و مقدار زیادی از خاک و گرد را وارد جو کرد . دانشمندان معتقدند که این برخورد چندین سونامی بزرگ ، آتش سوزی های فراگیر، باران اسیدی و گرد و غبار را موجب شد . گرد و غبار هم نور خورشید را برای چندین هفته یا ماه از زمین دریغ کرد . چرخه غذایی را مختل کرد و نهایتاً دایناسورها را از زمین محو کرد . این تئوری بحث انگیز است اما طرفداران این نظریه به گودال عظیم Chixulub در یوکاتان مکزیک به عنوان محل بر خورد شهاب سنگ اشاره می کنند . اما مخالفان این نظریه معتقدند که این گودال ۳۰۰ هزار سال یا بیش از ۳۰۰ هزار سال قبل از انقراض دایناسورها ایجاد شده است . برخی هم معتقدند که چند برخورد شهاب سنگی مجزا موجب محو شدن دایناسور ها از روی زمین شده است (یعنی به جای یک برخورد بزرگ چندین برخورد موجب این پدیده شده است ) احتمالاً دانشمندان برای چند قرن آینده در مورد این موضوع به بحث خواهند پرداخت. حداقل تا زمانی که یک شهاب سنگ بزرگ به زمین برخورد کند و همه مارا از زمین محو کند .
۵) وقتی که در ۲۶ مارس سال ۲۰۰۳ کولبی ناوارو پشت کامپیوترش نشست ، اصلاً فکر نمی کرد که یک شهاب سنگ دارد می آید تا به سقف خانه ی او در پارک فارست ایلیونویز برخورد کند ، چاپگرش را خرد کند ، به دیوار برخورد کند و برگردد و نهایتاً در کنار قفسه ی بایگانی جا خوش کند . این سنگ حدوداً چهار اینچی (حدودا ۱۰ سانتی متر ) قسمتی از یک بارش شهابی بود که منطقه ی شیکاگو را هدف قرار داده و به حداقل ۶ خانه و ۳ اتومبیل صدمه زده بود . دانشمندان می گویند که قبل از آن که این سنگ بزرگ چند تکه شود ، احتمالاً به اندازه ی یک خودرو بوده است . باید خدا را به خاطر این الطافش شکر کرد .
۶) شهاب سنگ هوبا که در مزرعه ای در نامیبیا در سال ۱۹۲۰ یافت شد ،سنگین ترین شهاب سنگی است که تا کنون یافت شده است.این سنگ که حدود ۶۶تن وزن داشت ،ظاهراً ۸۰ هزار سال قبل در این مکان افتاده است .علی رغم چثه عظیم این سنگ هیچ گونه گودالی برجای نگذاشته است که این باعث شده تا دانشمندان به این نتیجه برسند که این سنگ با زاویه ای کم وطولانی وارد جو زمین شده است.برطبق گزارش ها این سنگ تاسال ۱۹۲۰ همچنان نامکشوف بود تا این که یک کشاورز گاو آهنش به آن برخورد کرد. با گذشت سال ها ،فرسایش وتخریب ونمونه برداری های علمی این سنگ را به ۶۰ تن رساند ،اما در سال ۱۹۵۵ دولت نامیبیا این سنگ را به عنوان یک اثر ملی شناخت و هم اکنون این سنگ یک جاذبه توریستی معروف است.
۷) در شب کریسمس سال۱۹۶۵ بزرگترین شهاب سنگ بریتانیا هزاران تکه را به صورت بارش شهابی برروی شهر بارون در لستر شیر فرستاد . موزه ها سریعاً شروع به پیشنهاد پول در قبال دریافت تکه های شهاب سنگ کردند وموجب شدند که شهر آرام قبلی پر از شکارچیان شهاب سنگ وماجراجویان از سراسر جهان شوند. در دهه های بعد این اثر طبیعی ادامه یافت تا موجب شیفتگی مشتاقان شهاب سنگ شود وهم اکنون می توان تکه های شهاب سنگ را به صورت اینترنتی خرید.
۸) اگر به خاطر شهاب سنگ ۱۶۰ فوتی (حدوداً ۵۰ متری ) که ۵۰ هزار سال پیش در کویر شمالی فرود آمد نبود، شاید الآن آریزونا چیزی برای گفتن نداشت . این شهاب سنگ گودالی به عرض ۱ مایل (۱۶۱۰متر) وعمق۱۷۰ فوت(حدوداً ۱۷۴ متر) ایجاد کرد. امروزه این مکان به نام گودال بارینریا یا گودال شهاب شناخته می شود که یک مکان توریستی معروف به حساب می آید.دانشمندان معتقدندکه شهاب سنگی که این گودال را بوجود آورده ،با سرعت ۲۸۶۰۰مایل بر ساعت (حدود۴۶ هزار کیلومتر برساعت) با زمین برخورد کرده است . این برخورد انفجاری ۱۵۰ مرتبه قوی تر از انفجار اتمی هیروشیما ایجاد کرده است.احتمالاً خود شهاب سنگ درطی انفجار ذوب شده است وغباری از نیکل وآهن گداخته در محیط اطراف پراکنده کرده است .
۹) رد فورت دام در آفزیقای جنوبی محل بزرگترین گودال ناشی از برخورد روی زمین است با ۱۸۶ مایل (۳۰۰ کیلومتر عرض). وقتی که در حدود ۲ میلیارد سال قبل این گودال بوجود آمد گودال chixulub در مکزیک در مقایسه با ان بیشتر شبیه یک جوجه شد.امروز گودال اصلی که توسط یک شهاب سنگ ۶ مایلی ایجاد شده است ، دچار فرسایش شده است اماچیزی که باقی مانده است گنبدی است که بوسیله فروریختن دیوار های گودال به وجود آمده است. این فرو ریزی دیوار ها موجب حرکت روبه بالای سنگ ها ی گرانیت از مرکز محل برخورد شهاب سنگ شده است (وگنبد را بوجود آورده است).
۱۰) دومین شهاب سنگ بزرگ پس رد فورت دام، ساد بری بیسین است که گودالی به ابعاد ۴۰ مایل (۶۴کیلومتر) طول ،۱۶ مایل (۲۶ کیلومتر) عرض و۹ مایل (چهارده کیلومتر) عمق دارد .این گودال بوسیله برخورد یک شهاب سنگ عظیم الجثه که یک میلیارد وهشتصد وپنجاه میلیون سال قبل به زمین برخورد کرده است ،بوجود آمده است . این گودال که در استان انتاریو در کانادا قرار دارد در واقع محل زندگی حدود ۱۶۲ هزار نفر است. درسال ۱۸۹۱ شرکت مس کانادا شروع به استخراج مس از بیسین کرد، اما به زودی معلوم شد که این گودال علاوه بر مس ،نیکل هم دارد که ارزشمند تر از مس است. این موجب شد تا معدنچی ها روش کاررا تغییر دادند. امروزه شرکت بین المللی نیکل ، از بیسین ومعادن آن ۱۰ درصد کل نیاز نیکل جهان را تأمین می کند.

۶) شهاب سنگ هوبا که در مزرعه ای در نامیبیا در سال ۱۹۲۰ یافت شد ،سنگین ترین شهاب سنگی است که تا کنون یافت شده است.این سنگ که حدود ۶۶تن وزن داشت ،ظاهراً ۸۰ هزار سال قبل در این مکان افتاده است .علی رغم چثه عظیم این سنگ هیچ گونه گودالی برجای نگذاشته است که این باعث شده تا دانشمندان به این نتیجه برسند که این سنگ با زاویه ای کم وطولانی وارد جو زمین شده است.برطبق گزارش ها این سنگ تاسال ۱۹۲۰ همچنان نامکشوف بود تا این که یک کشاورز گاو آهنش به آن برخورد کرد. با گذشت سال ها ،فرسایش وتخریب ونمونه برداری های علمی این سنگ را به ۶۰ تن رساند ،اما در سال ۱۹۵۵ دولت نامیبیا این سنگ را به عنوان یک اثر ملی شناخت و هم اکنون این سنگ یک جاذبه توریستی معروف است.
۷) در شب کریسمس سال۱۹۶۵ بزرگترین شهاب سنگ بریتانیا هزاران تکه را به صورت بارش شهابی برروی شهر بارون در لستر شیر فرستاد . موزه ها سریعاً شروع به پیشنهاد پول در قبال دریافت تکه های شهاب سنگ کردند وموجب شدند که شهر آرام قبلی پر از شکارچیان شهاب سنگ وماجراجویان از سراسر جهان شوند. در دهه های بعد این اثر طبیعی ادامه یافت تا موجب شیفتگی مشتاقان شهاب سنگ شود وهم اکنون می توان تکه های شهاب سنگ را به صورت اینترنتی خرید.
۸) اگر به خاطر شهاب سنگ ۱۶۰ فوتی (حدوداً ۵۰ متری ) که ۵۰ هزار سال پیش در کویر شمالی فرود آمد نبود، شاید الآن آریزونا چیزی برای گفتن نداشت . این شهاب سنگ گودالی به عرض ۱ مایل (۱۶۱۰متر) وعمق۱۷۰ فوت(حدوداً ۱۷۴ متر) ایجاد کرد. امروزه این مکان به نام گودال بارینریا یا گودال شهاب شناخته می شود که یک مکان توریستی معروف به حساب می آید.دانشمندان معتقدندکه شهاب سنگی که این گودال را بوجود آورده ،با سرعت ۲۸۶۰۰مایل بر ساعت (حدود۴۶ هزار کیلومتر برساعت) با زمین برخورد کرده است . این برخورد انفجاری ۱۵۰ مرتبه قوی تر از انفجار اتمی هیروشیما ایجاد کرده است.احتمالاً خود شهاب سنگ درطی انفجار ذوب شده است وغباری از نیکل وآهن گداخته در محیط اطراف پراکنده کرده است .
۹) رد فورت دام در آفزیقای جنوبی محل بزرگترین گودال ناشی از برخورد روی زمین است با ۱۸۶ مایل (۳۰۰ کیلومتر عرض). وقتی که در حدود ۲ میلیارد سال قبل این گودال بوجود آمد گودال chixulub در مکزیک در مقایسه با ان بیشتر شبیه یک جوجه شد.امروز گودال اصلی که توسط یک شهاب سنگ ۶ مایلی ایجاد شده است ، دچار فرسایش شده است اماچیزی که باقی مانده است گنبدی است که بوسیله فروریختن دیوار های گودال به وجود آمده است. این فرو ریزی دیوار ها موجب حرکت روبه بالای سنگ ها ی گرانیت از مرکز محل برخورد شهاب سنگ شده است (وگنبد را بوجود آورده است).
۱۰) دومین شهاب سنگ بزرگ پس رد فورت دام، ساد بری بیسین است که گودالی به ابعاد ۴۰ مایل (۶۴کیلومتر) طول ،۱۶ مایل (۲۶ کیلومتر) عرض و۹ مایل (چهارده کیلومتر) عمق دارد .این گودال بوسیله برخورد یک شهاب سنگ عظیم الجثه که یک میلیارد وهشتصد وپنجاه میلیون سال قبل به زمین برخورد کرده است ،بوجود آمده است . این گودال که در استان انتاریو در کانادا قرار دارد در واقع محل زندگی حدود ۱۶۲ هزار نفر است. درسال ۱۸۹۱ شرکت مس کانادا شروع به استخراج مس از بیسین کرد، اما به زودی معلوم شد که این گودال علاوه بر مس ،نیکل هم دارد که ارزشمند تر از مس است. این موجب شد تا معدنچی ها روش کاررا تغییر دادند. امروزه شرکت بین المللی نیکل ، از بیسین ومعادن آن ۱۰ درصد کل نیاز نیکل جهان را تأمین می کند.

منبع:http://www.rasekhoon.net

شناسایی شهابسنگ از سنگ معمولی

به نام خدا

تصورش را بکنید، در حال قدم زدن غرق در افکار خود و خسته از ناهمواری راه، سنگ‌ها را به این سو و آن سو پرتاب می‌کنید. شاید آن سنگ به ظاهر بی‌ارزش، گوهری باشد گران‌بها که خود را به شما رسانیده است.

وقتی تکه سنگی که وارد جو می‌شود آن قدر بزرگ باشد که تمام آن در اثر اصطکاک نسوزد، بخشی از آن به زمین می‌رسد و به صورت سنگی سوخته به نظر می‌آید که به آن «شهابسنگ» گفته می‌شود. این اجرام تاریخ منظومه شمسی را به همراه خود دارند. شهاب‌سنگ‌ها برحسب ترکیبشان به سه دسته آهنی،سنگی و آهنی-سنگی تقسیم‌بندی می‌شوند. به دلیل اهمیت علمی آنها، یکی از فعالیت‌های منجمان آماتور پیدا کردن شهاب‌سنگهاست. شهاب‌سنگ‌ها آنقدر باارزش هستندکه قیمت بعضی از آنها (نوع ماه یا مریخی) از طلای خالص هم وزن خود بیشتر است.

یافتن شهاب‌سنگ‌های سنگی مشکل‌تر است زیرا خیلی شبیه به سنگ‌های زمینی هستند. نوع آهنی-سنگی نیز کمیاب می‌باشد، در آنها سنگ و فلز با هم مخلوط شده‌اند. شهاب‌سنگ‌های آهنی عمدتاً از آهن و نیکل تشکیل شده‌اند، بسیار کم در معرض هوازدگی قرار می‌گیرند. بنابراین احتمال پیداکردنشان بیشتر است. برای شهابسنگ فرقی نمی‌کند که درکجا سقوط کند و احتمال فرود آنها در هر کجای کره زمین یکسان است. گفته می‌شود که در هر کیلومتر مربع از سطح زمین در هر میلیون سال، حداقل یک شهاب سنگ سقوط می‌کند. اما جستحوگران به نکاتی توجه می‌کنند تا این شانس را افزایش دهند. شهاب‌سنگ‌ها (به خصوص نوع آهنی) به دلیل سوختن سیاه و براق هستند. جستجو گران مناطقی را برای این کار انتخاب می‌کنند که کمتر دچار تحولات شده باشد و زمین آن دارای سطحی روشن و خالی از سنگ‌های سیاه زمینی باشد

چون در این صورت احتمال رخ نمایی شهاب‌سنگ زیاد است. به همین دلیل بسیاری از کشف‌ها در قطب جنوب انجام شده است. در این مناطق جستجوگران حرفه‌ای با کمک چرخبال در ارتفاع پایین پرواز می‌کنند و با دوربین‌های خود سطح یخ‌ها را نظاره می‌کنند تا سنگ سیاهی را ببینند.

پس یکی از مهم‌ترین شرایط یک شهاب سنگ، سیاه بودن است. سپس باید آن را بررسی کرد. چون شهاب‌سنگ دچار سوختگی شدید شده است معمولاً دارای لبه تیز و برنده نیست. اگر در سطح آن آثار سوختگی و حفره‌های ناشی از آن باشد، احتمال بیشتر می‌شود. در مقایسه با سنگ‌های زمینی، این اجرام آسمانی کمتر دچار زنگ و هوازدگی می‌شوند و می‌توان در نگاه اول به این تفاوت ظاهری پی برد. معمولاً شهاب‌سنگ‌ها چگال‌تر از سنگ‌های مشابه زمینی هستند. بیشتر شهاب‌سنگ‌ها (مخصوصاً نوع آهنی) دارای خواص مغناطیسی هستند بنابراین همیشه با خود یک آهن‌ربا داشته باشید. اگر سنگی که شما پیدا کردید خواص ذکر شده را داشته باشد، احتمالاً شهاب سنگ است ولی نظر قطعی را آزمایش‌های دقیق نمونه‌برداری و طیف‌سنجی می‌تواند اعلام کند. اگر سنگ شما از این آزمایشات سربلند بیرون آمد آنگاه شما گنجینه‌ای گرانبها دارید که پس از میلیاردها سال و پیمودن میلیون‌ها کیلومتر به دستتان رسیده است.

تصاویر زیر دو شهابسنگ و کوچکیشان را نشان می دهد

 

منبع : تبیان ( نویسنده: علی رضا سرمدی )

تغییر جرم معیار جهانی «كیلوگرم»

نگهبانان مهمترین استانداردهای جهان برای وزن و اندازه‌گیری، جهت حل یك معضل بزرگ به فیزیك كوانتوم روی آورده‌اند.


در میان دستپاچگی و حیرت دانشمندان، استوانه فلزی درون یك گاو صندوق كاملا محافظت شده كه معیار جهانی برای كیلوگرم بوده، در حال تغییر جرم است.

این مساله برای كسانی كه قصد خرید نیم كیلو هویج یا یك كشتی چندین تنی را دارند مشكل‌ساز نخواهد بود، بلكه یك چالش سنگین نظری برای فیزیكدانان به دنبال داشته و كار آزمایشگاه‌هایی را كه به اندازه‌گیری فوق دقیق و همیشه استاندار نیاز دارند، پیچیده خواهد كرد.

از سال 1889، كیلوگرم در تراز بین‌المللی، مطابق با یك قطعه فلز كه در دفتر بین المللی وزن و اندازه گیری در حومه پاریس نگهداری می‌شود، تعریف شده است.

تا پیش از این به نظر می‌رسید این استوانه ساخت انگلیس كه از 90 درصد پلاتین و 10 درصد ایریدیوم ساخته شده از هر گونه اشكال و اشتباه مبراست. این استوانه در زیر سه محفظه شیشه‌یی در یك گاوصندوق در ساختمان محافظت‌شده پاویلون دو پرتویل نگهداری می‌شود.

در سال 1992 در یك اتفاق حیرت‌انگیز مشخص شد كه كیلوگرم از دقت پیشین برخوردار نبوده و اندازه‌گیری‌ها طی یك قرن گذشته نشان دادند كه این نمونه اولیه در مقایسه با شش واحد كیلوی دیگر این ساختمان حدود 50 میكروگرم تغییر كرده است. این میزان به اندازه یك دانه شن با قطر 0.4 میلیمتری است.

البته به گفته آلاین پیكارد، رئیس دپارتمان جرم دفتر بین المللی وزن و اندازه گیری، دانشمندان هنوز نمی‌دانند این تغییر در راستای كاهش جرم كیلو بوده یا افزایش.

پیكارد اظهار كرد: این تغییر ممكن است در اثر تاثیرات سطحی از دست دادن گاز از فلز یا یك تجمع از آلاینده‌ها باشد.

این كاهش یا افزایش كیلو برای دنیای علم، كنجكاوی زیادی را به ارمغان آورده است.

این استوانه، اساس سیستم استاندارد بین‌المللی واحدها(SI)، گسترده ترین سیستم واحدهای اندازه گیری مورد استفاده در جهان برای زندگی روزانه، مهندسی دقیق، علم و تجارت است.


SI از هفت واحد پایه با نامهای كیلو،‌ متر، ‌ثانیه، ‌آمپر، كلوین، مول و كاندلا برخوردار است كه سایر واحدهای اندازه‌گیری از آنها نشات می‌گیرند. اما كیلو بر خلاف دیگر همراهانش آخرین واحدی است كه هنوز با یك جسم مادی تعریف می‌شود.

تا پیش از این یك خط‌كش پلاتینی به عنوان متر استاندارد جهان مورد استفاده بود كه بعدها جای خود را به یك ثابت بنیادین داد كه طی آن از زمانی كه نور برای سفر در 100 سانتی‌متر استفاده می‌كند به عنوان پایه اندازه‌گیری متریك استفاده شد. البته متر فلزی اكنون به عنوان یك شی موزه‌ای در شهر سیورس پاریس نگهداری می‌شود.

اساتید SI اكنون تصمیم دارند استوانه كیلوگرم را از دور خارج كنند. در صورتی كه همه چیز خوب پیش برود، این استوانه با یك مقدار ثابت بر اساس ثابت پلانك تعویض خواهد شد.

ثابت پلانك كه نام خود را از ماكس پلانك، پدر علم فیزیك كوانتوم كه آن را در سال 1899 كشف كرده، گرفته و در معادلات با حرف «h» نشان داده می‌شود، با كوچكترین بسته ای از انرژی (كوانتوم) مطابق است كه دو ذره می توانند با هم مبادله كنند.

در اواخر اكتبر سال جاری، كنفرانس عمومی وزن و اندازه‌گیری با استفاده از این ثابت برای محاسبه مقدار كیلو موافقت كرد اما استفاده از آن تا پیش از سال 2014 ممكن نخواهد بود تا آزمایشات لازم به منظور ارزیابی دقت شیوه‌های اندازه‌گیری برای حصول اطمینان از صحت تا 20 بخش در میلیارد انجام شوند.

درصورتی كه كه ثابت پلانك مورد استفاده قرار بگیرد، هیچ چیز در زندگی عادی تغییر نكرده و كیلو همان كیلو باقی خواهند ماند، اما این تغییرات از تاثیرگذاری زیادی بر اندازه‌گیری‌های فوق‌العاده دقیق برخی آزمایش‌ها برخوردار خواهد بود.

منابع: انجمن فیزیکدانان جوان ایران
         ساحل فیزیک

جشن عيد غديرخم

با سلام خدمت شما دوستان

طبق رسوم هرساله در دانشكده فيزيك ، هرسال روز قبل از عيد غدير در دانشكده جشن و يه سري برنامه ديگه برگزار ميشه كه روتين اون مسابقات سودوكو است + جشن

از ما خواستند كه طرح هاي جديدي بديم تا به بهتر شدن مراسم كمك كنه

در ضمن اين طرح هيچ ربطي به بسيج نداره و مبوط به شوراي صنفيه

از علاقه مندان به اين طرح دعوت ميشود نظر بدهند


بار گذاري سايت جديدمون در ساعت 11 روز 2011/11/11

امروز چون روز خاصي بود و بعد از سال 2012 هر n سال يه بار اتفاق مي افته تصميم گرفتيم سايت جديد رو امروز بالاخره بارگذاري كنيم.

در ادامه يه سري مطالب در مورد سايت رو بهتون مي گم:

1. اين سايت با همون اسم Ip90.ir ثبت شده و به اسم Iranian Physicists براي همه ي دانشجويان كشور معرفي شده و از همه تون خواهش مي كنم كه يه وقت نياين تو سايت  و 3 كنين و بگين اين IUT Physicists هس و ...

2. IUT90.blogfa.com نه تنها حذف نمي شه بلكه با پسوند هاي .mihanblog.com. و .wordpress.com و blogsky.com هم كه الان اشغالشون كرديم و مطالب رو رو همه شون مي خوايم توسط بك آپ انتقال بديم  قدرتمند تر ظاهر مي شه! (اين كار رو بيشتر براي افزايش اعتبار تو گوگل داريم مي كنيم و وقتي هم نمي گيره و هر يكي دو ماه يك بار بك آپ مطالب رو رو همه شون ميريزيم.)

3.اين سايت جديد فقط ماله خودمون نيست و حتي قرار شده ايميل چندتا از دانشجوها دانشگاه هاي تهران رو پيدا كنيم و براشون در خواست همكاري بفرستيم , پس خواهش مي كنم ديگه حواستون باشه به پست هايي كه در آينده مي خواين توش بذارين.(البته آخرش ماله خودمونه چون اكانت هاست و مديريت اصلي دست خود ماهاست!!!)

4.راستي هركسي دوست داره كمك كنه و اكانت داشته باشه و پست و نظرسنجي بذاره تو سايت جديد خوشحال مي شيم از همكاريش استفاده كنيم.

فعلا چيز ديگه ايي يادم نمياد بگم و در ضمن امروز رو كه هم روز مهمي از نظر نجومي هم روز سرباز هم روز پايان جنگ جهاني اول هم روز مجردها در چين هم روز تولد هوگ اورت فيزيكدانه آمريكايي و از همه مهمتر روز بارگذاري سايت جديدمونه رو تبريك عرض ميكنم.

جسم صلب چیست؟


دید کلی

پایه‌های نگهدارنده یک پل معلق باید آنقدر محکم باشند که بتوانند وزن پل و وسایل روی آن را تحمل کنند. تجهیزات مربوط به فرود هواپیما نباید به صورتی باشند که در صورت بد فرود آمدن هواپیما در هم فرو ریخته و از بین برود یا دندانه‌های یک چنگال باید به گونه‌ای‌ باشد که موقع برداشتن یک تکه گوشت پخته با آنها خم نشوند. در تمام این موارد ، وسایلی که ذکر شد، از نوع جسم صلب هستند. بنابراین دنیای پیرامون ما پر از اجسام صلب است.

نیروی قیدی

آنچه به عنوان تعریف جسم صلب ارائه شد، یک تعریف ایده آلی است، چون اولا چیزی به نام جرم نقطه‌ای به معنی درست وجود ندارد، ثانیا هیچ جسمی با هیچ ابعادی دقیقا صلب نیست، زیرا تحت تاثیر نیروهای خارجی تغییر شکل پیدا می‌کند. با وجود این یک جسم صلب ایده‌آل در توصیف حرکت مفید واقع می‌شود و نیز انحرافهای فوق چندان مهم نیستند. به عنوان مثال اگر ابعاد مورد استفاده در مسئله از ابعاد ذره خیلی زیاد باشد، در این صورت تقریب جرم نقطه‌ای تقریب خوبی است.

در هر حال فرض می‌شود که در داخل جسم صلب نیروهایی وجود دارند که ذرات یا جرمهای نقطه‌ای را ثابت نگه می‌دارند. این نیروها را نیروهای داخلی و نیروهای قیدی می‌نامند. نیروهای قیدی در درون جسم صلب به صورت زوج وجود دارند و به شکل گوی از قانون سوم نیوتن تبعیت می‌کنند. یعنی این نیروها دو به دو مساوی بوده و در جهات مختلف هم قرار دارند و لذا هیچگونه کاری در حرکت جسم صلب انجام نمی‌دهند. بنابراین قوانین بقای انرژی ، اندازه حرکت خطی و اندازه حرکت زایه‌ای برقرار است.

حرکت جسم صلب

در صورت حرکت جسم صلب فرض می‌شود که جسم از تعداد N نقطه‌ای تشکیل شده است. بنابراین با توجه به پیکربندی سیستم یک مرکز جرم تعریف می‌شود، به گونه‌ای فرض می‌شود، کلیه نیروها و گشتاور نیروهای خارجی که از بیرون بر سیستم اثر می‌کند، بر مرکز جرم وارد می‌شود. بنابراین مرکز جرم نماینده سیستم بوده و حرکت آن بیانگر سیستم است.

حرکت دورانی جسم صلب

همانگونه که برای توصیف حرکت انتقالی جسم صلب از مفهوم مرکز جرم استفاده شد، برای توصیف حرکت دورانی نیز کمیت جدیدی به نام لختی دورانی تعریف می‌کنیم. لختی دورانی عبارتست از مجموع حاصلضرب جرم تمام جرمهای نقطه‌ای در مربع آنها از محور دوران. بعد از تعیین مقدار لختی دورانی که با I نشان می‌دهند، به راحتی می‌توانیم انرژی جنبشی دورانی و اندازه حرکت زاویه‌ای را به راحتی تعیین می‌کنیم. سپس با معلوم بودن گشتاور نیروی وارد بر سیستم معادله حرکت جسم صلب حاصل می‌شود. البته در توصیف حرکت دورانی جسم صلب بسته به اینکه محور دوران ثابت با متحرک باشد، روش‌های توصیف متفاوت خواهد بود.

تعادل جسم صلب

برای بررسی تعادل جسم صلب باید کلیه نیروها و گشتاور نیروهایی را که در جسم می‌شوند، در نظر بگیریم. برای تعادل باید مجموع کل نیروهای خارجی وارد بر سیستم و نیز مجموع کل گشتاور نیروهای وارد بر سیستم صفر باشد. انواع حالت‌های تعادلی که می‌توان تصور کرد عبارتند از:

تعادل پایدار

اگر چنانچه جسم را اندکی از حالت تعادل خود منحرف کنیم، جسم بلافاصله به حالت تعادل برگردد، در این صورت تعادل را پایدار گویند. مانند تکه آجر مکعب شکلی که بر روی یک از وجوهش قرار دارد. البته اگر تنها نیروی وارد بر جسم صلب نیروی وزن آن باشد، در این صورت چون این نیرو یک نیروی پایستار است لذا می‌توانیم انرژی پتانسیل تعریف کنیم. بنابراین می‌توان گفت که اگر انرژی پتانسیل می‌نیمم مقدار خود را داشته باشد، تعادل پایدار است.

تعادل ناپایدار

در این حالت اگر جسم اندکی از حالت تعادل خود منحرف کنیم، جسم می‌افتد و لذا تعادل به هم می‌خورد. مانند آجر مکعب شکلی که بر روی یکی از رئوس خود قرار گرفته است. در این حالت نیز اگر تنها نیروی وارده ، نیروی وزن جسم صلب باشد، یا نیروهای وارده دیگر پایستار باشند، در این صورت انرژی پتانسیل بیشترین مقدار خود را خواهد داشت.

تعادل بی‌تفاوت

در این حالت همان گونه که از نامش روشن است، اگر جسم را اندکی از حالت تعادل خارج کنیم، هیچ فرقی نمی‌کند. به عنوان مثال می‌توان به یک آجر مکعبی شکلی که بر روی بزرگترین و جهش روی زمین قرار دارد اشاره کرد.


مکانیک لاگرانژی و حرکت جسم صلب

حرکت ذره یک حالت تقریباً ایده آل و آرمانی از حرکت واقعی اجسام در فضای سه بعدی است. یعنی در بعضی موارد ، تقریب حرکت جسم به عنوان یک ذره نمی تواند مفید واقع باشد. بنابراین در حالت کلی جسم به صورت یک جسم صلب در فضا در نظر گرفته می‌شود و با تعریف مختصات تعمیم یافته (که متناسب با نوع حرکت بعد آن معین می شود ) و نیروهای تعمیم یافته و با استفاده از معادلات لاگرانژ حرکت جسم مورد بررسی قرار می‌گیرد. معادلات لاگرانژ و یا به بیان بهتر فرمولبندی مکانیک لاگرانژ نسبت به مکانیک نیوتنی (بر اساس قوانین نیوتن) حالت کلی‌تر و کاملتری می‌باشد.

در مکانیک لاگرانژی ابتدا کمیتی به عنوان لاگرانژی  که برابر با تفاضل انرژی پتانسیل از انرژی جنبشی است، محاسبه می‌گردد. و با قرار دادن آن در معادلات لاگرانژ ، معادله حرکت جسم حاصل می‌شود.

جهت یابی

به نام خدا

برای هر کسی ممکنه پیش بیاید که یک روز در حالی که برای تفریح بیرون از شهر رفته است به شدت نیاز به دانستن جهت جغرافیایی پیدا کند ولی اتفاقا همان روز قطب نمایش را در خانه جا گذاشته  باشد.

دیدن این عکس ها میتونه در این شرایط به داد آدم برسد.

 

توضیح این عکس :

در منطقه معتدل شمالی: در كشور ایران كه در اين منطقه واقع شده بطریق زير عمل می كنيم:
ابتدا ساعت خود را روی وقت صحیح تنظيم كرده و بطور افقی نوک عقربه ساعت نما را به طرف آفتاب قرار می دهیم بطوريكه عقربه سايه خود را بپوشاند در این حالت نيمساز زاويه بین عقربه ساعت شمار و عدد 12 ساعت سمت جنوب را نشان می دهد.

روش های دیگه ای هم وجود دارد.

روش بعدى چشيدن خاک است. اگر توانستيد مسيرى باقى مانده از يک جريان قديمى آب مانند نهر يا جوى خشک شده اى را در روى يک شيب پيدا كنيد (در بيابان) اگر خاک پايين شيب آن شورتر از خاک بالاى شیب بود بدانيد كه شيب به ست جنوب است. اما اگر شورتر نبود دلیل بر به سمت شمال بودن شيب نيست.

خوشه پروين:
دسته اى ستاره در حدود پانزده عدد در يک جا به شكل خوشه انگور ديده مى شود كه به آن خوشه پروین مى گويند. اين ستارگان مانند خورشيد از شرق به طرف غرب در حركت ديده مى شوند، ولى در همه حال همه وقت، دم آن به طرف مشرق است.

منبع: http://iranmilitary.com و
www.gsinet.ir و

 Www. isskh.ir

 

144 امين سالگرد تولد ماري كوري را تبريك مي گوييم.

ماری کوری (كه تلفظ فرانسويش هست ماقي كوقي) در هفتم نوامبر سال 1867 در ورشو پایتخت لهستان متولد شد. پدر و مادر کوری از روستائیان لهستان بودند. اما بعد از مدتی کار کشاورزی را رها کردند و به علم و تحصیل روی آوردند. ماری در سن ده سالگی مادرش را از دست داد، پدرش هم در آن زمان شغلش را از دست داد. ماری مجبور بود کار کند تا خرج برادر و خواهرش را بدهد. او در سال 1891 برای ادامه تحصیل با پس انداز خود راهی پاریس شد. زندگی دانشجویی در پاریس برای او آن قدر سخت بود که یک بار در کلاس از گرسنگی ضعف کرد. اما سختی ها و مشکلات او را از ادامه ی تحصیل بازنداشت.

ماری در فرانسه به دانشگاه علوم رفت و در آن جا با این که از نظر مالی وضع مناسبی نداشت، به مطالعه ریاضیات، شعر، موسیقی و نجوم پرداخت و در سن 23 سالگی رتبه ی اول را در رشته ی فیزیک به دست آورد.

ماری در سن 28 سالگی با پی یر کوری-شیمی دان فرانسوی- ازدواج کرد.

ماری اولین زنی بود که در دانشگاه به عنوان استاد تدریس می کرد.


شروع فعالیت آزمایشگاهی ماری کوری 

زمانی که ماری کوری در سال ۱۸۹۵ در انباری چوبی کوچکی که آزمایشگاه او بود شروع بکار کرد، نه او و نه هیچ کس دیگر چیزی در باره عنصر شیمیایی رادیوم نمی‌دانست و این عنصر هنوز کشف نشده بود.

 

البته یکی از همکاران پژوهشگر پاریسی و فیزیکدان فرانسوی، «هانری بکرل»، در آن زمان تشخیص داده بود که عنصر شیمیایی اورانیوم، پرتوهایی اسرار آمیز نامرئی از خود می‌افشاند.

کشف هانری بکرل

بکرل به طور اتفاقی یک قطعه کوچک از فلز اورانیوم را بر روی یک صفحه فیلم نورندیده که در کاغذ سیاه پیچیده شده بود گذاشته بود. صبح روز بعد مشاهده کرد که صفحه فیلم درست مثل این که نور دیده باشد سیاه شده‌است. بدیهی بود که عنصر اورانیوم، پرتوهایی را از خود ساطع کرده بود که از کاغذ سیاه گذشته و بر صفحه فیلم اثر کرده بودند.

بکرل این فرآیند را دوباره با سنگ معدنی که سنگی سخت و سیاه قیرگون است و از اورانیوم بدست می‌آید، تکرار کرد. این بار، اثری که سنگ بر روی صفحه فیلم گذاشته بود، حتی از دفعه قبل هم قوی‌تر بود. بنابراین می‌بایست به غیر از عنصر اورانیوم، یک عنصر پرتوزای دیگر هم در سنگ وجود می‌داشت.

ارائه نظریه 

در ۱۲ آوریل ۱۸۹۸ کوری‌ها نظریه خود را به آکادمی علوم پاریس گزارش کردند. در ۱۴ آوریل، کوری‌ها با همکاری «لمون» شیمیدان فرانسوی، به جستجوی عنصر ناشناخته مزبور پرداختند. نتیجه گرانبهای این کار پرزحمت و طاقت‌فرسا تنها چند قطره از ماده‌ای بود که آنها این ماده را در لوله‌های شیشه‌ای آزمایشگاهی نگهداری می‌کردند.

بر اثر این کارهای طاقت‌فرسا در نخستین زمستان، ماری کوری دچار نوعی عفونت و التهاب ریوی شد و تمام فصل را مریض بود. ولی پس از بهبودی، کار پختن مواد در دیگها را در آزمایشگاه از سر گرفت. پس از آن، نخستین دخترش به نام ایرن متولد شد.

پیر و ماری کوری در ماه جولای(مرداد ماه) همان سال توانستند این مسئله را انتشار دهند که سنگ معدن به غیر از اورانیوم، دو عنصر پرتوزای دیگر را نیز در خود دارد. نخسیتن عنصر را به یاد محل تولد و بزرگ شدن ماری کوری که لهستان بوده‌است، پولونیوم نامیدند و دومین عنصر را که اهمیت زیادی داشت رادیوم نامیدند که از واژه لاتین به معنی «پرتو» الهام می‌گرفت.

تولد رادیوم 

در ۲۶ دسامبر ۱۸۹۸(۵ دی ماه ۱۲۷۷) اعضای آکادمی علوم پاریس، گزارشی تحت عنوان «درباره ماده شدیدآٌ رادیواکتیوی که در پشبلند وجود دارد» انتشار دادند و این روز تاریخ تولد رادیوم است. پیدایش رادیوم در میان عناصر رادیو اکتیو طبیعی تقریباٌ به فوریت ثابت کرد که این عنصر مناسبترین عنصر رادیو اکتیو برای بسیاری کارهاست. بزودی معلوم شد که نیمه‌عمر رادیوم نسبتاٌ زیاد است(۱۶۰۰ سال). کشف رادیوم موجب دگرگونی‌های اساسی در دانش بشر درباره خواص و ساخت ماده شد و منجر به شناخت و دستیابی به انرژی اتمی شد.

اولین جایزه نوبل 

خانواده کوری بهمراه بکرل بخاطر کشفی که پس از آن همه کار طاقت‌فرسا به آن نائل شدند در سال ۱۹۰۳ جایزه نوبل در فیزیک را از آن خود کردند و به این ترتیب توانستند وامهایی را که برای کارهای پژوهشی طولانی خود گرفته بودند، پرداخت کنند.

دومین جایزه نوبل 

پیر کوری در 19 آوریل سال ۱۹۰۶ در ۴۷ سالگی بعلت تصادف با درشکه درگذشت. مادام کوری پس از مرگ شوهرش به مطالعات خود ادامه داد و در سال ۱۹۱۰ موفق به تهیه رادیوم خالص گردید. در این هنگام استاد سوربون و عضو آکادمی طب بود و در سال ۱۹۱۱ برای دومین بار به دریافت جایزه نوبل نائل شد. ماری کوری به همراه لینوس پاولینگ، جان باردین و فردریک سنگر تنها افرادی هستند که دو بار این جایزه ارزشمند را از آن خود کرده‌اند.[۱]

ماری کوری نقش اصلی در تاسیس انستیتو رادیوم پاریس در سال 1912 داشت و تا زمان مرگ مسئول اداره بخش فیزیک-شیمی آن بود.

دستاورد کشف کوری 

این واقعیت که پرتوهای رادیوم می‌توانند بافتهای زنده اندامها را از بین ببرند، به‌عنوان مهم‌ترین دستاورد کشف کوری‌ها مشخص گردید. پزشکان و پژوهشگران علوم پزشکی بزودی دریافتند که به این وسیله می‌توانند غده‌ها و بافتهای بدخیم را که در سرطان و همچنین بیماریهای پوستی و غدد ترشحی بروز می‌کنند، از بین ببرند.

بسیاری از بیماران سرطانی که توانسته‌اند با موفقیت درمان شوند و از مرگ نجات یابند، عمر دوباره و سلامتی خود را مرهون تلاشهای خستگی‌ناپذیر و انگیزه والای این زن بی‌همتا هستند.

ادامه نوشته

پیام استاد شهریار به اینشتین

اینشتین یک سلام ناشناس ، البته می بخشی
دوان در سایه روشن های یک مهتاب خلیایی
نسیم شرق می آید شکنج طره ها افشان
فشرده زیر بازوشاخه های نرگس و مریم
از آنهایی که در سعدیه شیراز می رویند
زچین و موج دریاها و پیچ و تاب جنگل ها
روان می آید و صبح سحر خواهد به سر کوبید
در خلوتسرای قصر سلطان ریاضی را
*****
درون کاخ استغنا ، فراز تخت اندیشه
سر از زانوی استغراق خود بردار
به این مهمان ، که بی هنگام و ناخوانده است ، در بگشا
اجازت ده که با دست لطیف خویش بنوازد
به نرمی چین پیشانی افکار بلندت را
به آن ابریشم اندیشه هایت شانه خواهد زد
*****
نبوغ شعر مشرق نیز با آیین درویشی
به کف جام شرابی از سبوی حافظ و خیام
به دنبال نسیم از در رسیده می زند زانو
که بوسد پیر حکمت دانای مغرب را
*****
اینشتین آفرین بر تو
خلاء با سرعت نوری که داری در نوردیدی
زمان در جاودان پی شد مکان در لامکان طی شد
حیات جاودان کز درک بیرون بود پیدا شد
بهشت روح علوی که دین می گفت جز این نیست
تو با هم آشتی دادی جهان دین و دانش را
اینشتین ناز شست تو
نشان دادی که جرم و جسم چیزی جز انرژی نیست
اتم تا می شکافد جزو جمع عالم بالاست
به چشم موشکاف اهل عرفان و تصوف نیز
جهان ما حباب روی چین آب را ماند
من ناخوانده دفتر هم که طفل مکتب عشقم
جهان جسم موجی از از جهان روح می بینم
اصالت نیست در ماده
****
اینشتین صد هزار احسن ، ولیکن صد هزار افسوس
حریف از کشف الهام تو دارد بمب می سازد
اینشتین اژدهای جنگ
جهنم کام وحشتناک خود را باز خواهد کرد
دگر پیمانه عمر جهان لبریز خواهد شد
دگر عشق و محبت با طبیعت قهر خواهد کرد
چه می گویم ؟
مگر مهر و وفا محکوم اضمحلال خواهد بود؟
مگر آه سحر خیزان سوی گردون نخواهد شد ؟
مگر یک مادر از دل «وای فرزندم » نخواهد گفت؟
****
اینشتین بغض دارم در گلو دستم به دامانت
نبوغ خود به کار التیام زخم انسان کن
سراین ناجوانمردان سنگین دل به راه آور
نژاد و کیش و ملیت یکی کن ای بزرگ استاد
زمین یک پایتخت امپراطوری وجدان کن
تفوق در جهان قائل مشو جز علم وتقوی را
****
اینشتین نامی از ایران ویران هم شنیدستی؟
حکیما محترم می دار مهد ابن سینا را
به این وحشی تمدن گوشزد کن حرمت ما را
اینشتین پا فراتر نه جهان عقل را هم طی کن
کنار هم ببین موسی و عیسی و محمد را
کلید عشق را بردار و حل این معما کن
و گر شد از زبان علم این قفل کهن واکن
اینشتین باز هم بالا
خدا را نیز پیدا کن    
                                                                           

اثبات....

روزی یک استاد دانشگاه تصمیم گرفت تا دانشجویانش را به مبارزه بطلبد. او پرسید: `آیا خداوند هر چیزی را که وجود دارد، آفریده است؟`
دانشجویی شجاعانه پاسخ داد: "بله."
استاد پرسید: "هر چیزی را؟"
پاسخ دانشجو این بود: "بله هر چیزی را."
استاد گفت: "در این حالت، خداوند شر را آفریده است. درست است؟ زیرا شر وجود دارد."
برای این سوال، دانشجو پاسخی نداشت و ساکت ماند. استاد از این فرصت حظ برده بود که توانسته بود یکبار دیگر ثابت کند که ایمان و اعتقاد فقط یک افسانه است.
ناگهان، یک دانشجوی دیگر دستش را بلند کرد و گفت: "استاد، ممکن است که از شما یک سوال بپرسم؟"
استاد پاسخ داد: "البته."
دانشجو پرسید: "آیا سرما وجود دارد؟"
استاد پاسخ داد: "البته، آیا شما هرگز احساس سرما نکرده اید؟"
دانشجو پاسخ داد:
"
البته آقا، اما سرما وجود ندارد. طبق مطالعات علم فیزیک، سرما عدم تمام و کمال گرماست و شئی را تنها در صورتی میتوان مطالعه کرد که انرژی داشته باشد و انرژی را انتقال دهد و این گرمای یک شئی است که انرژی آن را انتقال می دهد. بدون گرما، اشیاء بی حرکت هستند، قابلیت واکنش ندارند. پس سرما وجود ندارد. ما لفظ سرما را ساخته ایم تا فقدان گرما را توضیح دهیم."
دانشجو ادامه داد: "و تاریکی؟"
استاد پاسخ داد: "تاریکی وجود دارد."
دانشجو گفت:
"
شما باز هم در اشتباه هستید، آقا. تاریکی فقدان کامل نور است. شما می توانید نور و روشنایی را مطالعه کنید، اما تاریکی را نمی توانید مطالعه کنید. منشور نیکولز تنوع رنگهای مختلف را نشان می دهد که در آن طبق طول امواج نور، نور می تواند تجزیه شودتاریکی لفظی است که ما ایجاد کرده ایم تا فقدان کامل نور را توضیح دهیم."
و سرانجام دانشجو پرسید:
- "
و شر، آقا، آیا شر وجود دارد؟
خداوند شر را نیافریده است. شر فقدان خدا در قلب افراد است، شر فقدان عشق، انسانیت و ایمان استعشق و ایمان مانند گرما و نور هستند. آنها وجود دارند. فقدان آنها منجر به شر می شود."
و حالا نوبت استاد بود که ساکت بماند.
.
نام این دانشجو آلبرت انیشتین بود                                               یادگاری

چند مطلب عجيب درباره ي فيزيك

تصور بنيادين از جهان مسئول گذشته، حال و آينده آن نيست: بر اساس نظريه نسبيت خصوصي چيزي به نام اكنون، گذشته يا آينده وجود ندارد و قالبهاي زماني به يكديگر وابسته اند زيرا همه هستي در سرعتي برابر در حركت است. درصورتي كه انسان با سرعتي كاملا متفاوت در حركت بود شاهد پير شدن زودهنگام يكي از نزديكان و يا دير پير شدن وي نسبت به ديگران مي بود.

ذره اي در اينجا مي تواند به صورت آني بر روي ذره اي در آن طرف جهان تاثير بگذارد: زماني كه يك الكترون همتاي ضد ماده خود يا پوزيترون را ملاقات مي كند، هر در درخشش كوچكي از انرژي خنثي مي شده و دو فوتون از اين برخورد متولد مي شوند. ذرات ساب اتميكي مانند فوتونها يا كواركها از ويژگي به نام اسپين برخوردارند كه به مفهوم چرخش است، اما اين ذرات در واقع حركت چرخشي ندارند اما به گونه اي رفتار مي كنند كه انگار در حال چرخشند. جهت اسپين فوتونها در زمان تولد در برابر يكديگر بوده و در نتيجه خنثي مي شوند. با توجه به رفتارهاي غير قابل پيشبيني كوانتومي گفتن اينكه كدام فوتون در مسير چپگرد و كدام يك در مسير راستگرد حركت خواهد داشت غير ممكن است و در واقع تا زماني كه يكي از آنها مشاهده نشود، هر دو در هر دو جهت حركت خواهند داشت اما به محض اينكه يكي از آنها مشاهده شود جهت راست يا چپگرد را به خود گرفته و به هر جهتي كه حركت كند، همتايش در مسير متضاد آن حركت خواهد كرد. اين واقعيتي است كه در آزمايشها به اثبات رسيده است

آنچه آينده است مي تواند آنچه گذشته بوده است را تغيير دهد: شگفتي جهان كوانتوم به اثبات رسيده است، آزمايش دو جداره كه نور را در دو حالت موج و ذره به اثبات مي رساند به اندازه كافي عجيب و غير قابل تصور هست. به خصوص زماني كه اعلام شود مشاهده نور مي تواند آن را از موج به ذره و يا برعكس تبديل كند. اما پديده هاي عجيبتر اين جهان پس از آزمايش جان ويلر فيزيكدان در سال 1978 خود را نمايان كرد. آزمايش وي نشان داد مشاهده يك ذره در حال مي تواند سرنوشت ذره مشابه ديگري در گذشته را متحول سازد. طبق آزمايش دو جداره در صورتي كه هر يك از پرتوهاي نوري خارج شده از يكي از شكافهاي صفحه آزمايش را مشاهده كنيد، در واقع پرتو را مجبور كرده ايد خصوصيات ذره اي به خود بگيرد و اگر به هدف برخورد پرتو چشم بدوزيد خصوصيت موج گونه به پرتو نور بخشيده ايد. اما در صورتي كه پس از عبور پرتو نور از شكاف به مسيري كه از آن ناشي شده است چشم بدوزيد آنگاه است كه پرتو نور مي تواند در هر دوحالت شكل بگيرد. به بياني ديگر زمان حال بر گذشته پرتو نوري تاثير گذاشته است. اين آزمايش در آزمايشگاه تنها چند صد هزارم ثانيه به طول مي انجامد اما در مشاهده نورهاي ناشي از ستاره هاي دوردست نيز صدق مي كند.

تقريبا همه جهان گم شده است: مي توان به جرات گفت در حدود 100 ميليارد كهكشان در جهان هستي وجود دارد كه هر يك از آنها از 10 ميليون تا 10 تريليون ستاره را در خود گنجانده اند. خورشيد زمين در مقايسه با اين ستاره هاي يكي از كوچكترين و ضعيفترين ستاره ها به شمار مي رود و حتي مي توان نام كوتوله زرد رنگ را بر روي آن گذاشت. در واقع در جهان هستي مقادير ترسناك و عظيمي از ماده مرئي وجود دارد كه انسان تنها قادر به مشاهده دو درصد از آن است. وجود اين حجم ماده به واسطه نيروي گرانش آنها پيش بيني مي شود و ماده تاريك نيز كه مقدار آن 6 برابر جرم ماده مرئي تخمين زده مي شود، نيز بخش نامرئي جهان را تشكيل داده است. به گزارش مهر، وجود انرژي تاريك به عنوان بخشي ديگر از جهان كه در واقع مابقي جهان را تشكيل داده است، موضوع را پيچيده تر خواهد كرد، انرژي كه با گسترش سريع جهان در ارتباط است و به همراه ماده تاريك همچنان ناشناخته باقي مانده است.

حج یا کج ؟

دلخوش از آنیم که حج می رویم                        غافل از آنیم که کج می رویم

کعبه به دیدار خدا می رویم؟                             او که همین جاست کجا می رویم؟

حج به خدا جز به دل پاک نیست                        شستن غم از دل غمناک نیست

دین که به تسبیح و سر و ریش نیست                 هر که علی گفت که درویش نیست

صبح به صبح در پی مکر و فریب                       شب همه شب ناله و امن یجیب


                                                                                       

                                                                                               

هشت موضوع جالب از زندگی انیشتن

هشت موضوع شگفت انگيز از زندگي آلبرت انيشتن، كه شما هيچ گاه آنان را نمي دانستيد. بله،همگي ما مي دانيم كه انيشتن اين  فرمول [e=mc2] را كشف كرد. اما واقعيت آن است كه چيز هاي كمي در مورد زندگي خصوصي اش مي دانيم،خودتان را بااين هشت مورد،شگفت زده كنيد!

1 - اوبا سر بزرگ متولد شد

وقتي انيشتن به دنيا آمد او خيلي چاق بود و سرش خيلي بزرگ تا آنجايي كه مادر وي تصور مي كرد، فرزندش ناقص است،اما او بعد از چند ماه سر و بدن او به اندازه هاي طبيعي بازگشت.

2 - حافظه اش به خوبي آنچه تصور مي شود، نبود

مطمئنا انيشتن مي توانسته كتابهاي مملو از فرمول و قوانين را حفظ كند،اما براي به ياد آوري چيز هاي معمولي واقعا حافظه ضعيفي داشته است. او يكي از بدترين اشخاص در به ياد آوردن سالروز تولد عزيزان بود و عذر و بهانه اش براي اين فراموشكاري، مختص دانستن آن [تولد ]براي بچه هاي كوچك بود.

3 - او ازداستانهاي علمي-تخيلي متنفر بود

انيشتن از داستانهاي تخيلي بيزار بود. زيرا كه احساس مي كرد ،آنها باعث تغيير درك عامه مردم ازعلم مي شوند و در عوض به آنها توهم باطلي از چيز هايي كه حقيقتا نمي توانند اتفاق بيفتند ميدهد.
به بيان او "من هرگزدر مورد آينده فكر نمي كنم،زيراكه آن به زودي مي آيد. به اين دليل او احساس مي كرد كساني كه بطور مثال بشقاب پرنده ها را مي بينند بايد تجربه هايشان را براي خود نگه دارند.

4 - او در آزمون ورودي دانشگاه اش رد شد

درسال 1895 در سن 17 سالگي،انيشتن كه قطعا يكي از بزرگترين نوابغي است،كه تا كنون متولد شده،در آزمون ورودي دانشگاه فدرال پلي تكنيك سوييس رد شد.
در واقع او بخش علوم ورياضيات را پشت سر گذاشت ولي در بخش هاي باقيمانده، مثل تاريخ و جغرافي رد شد.وقتي كه بعدها از او در اين رابطه سوال شد؛ او گفت:آنها بي نهايت كسل كننده بودند، و او تمايلي براي پاسخ دادن به اين سوالات را در خود آحساس نمي كرد.

 5 - علاقه اي به پوشيدن جوراب نداشت

انيشتن در سنين جواني يافته بود كه شصت پا باعث ايجاد سوراخ در جوراب مي شود.سپس تصميم گرفت كه ديگر جوراب به پا نكند و اين عادت تا زمان مرگش ادامه داشت.
علاوه بر اين او هرگز براي خوشايند و عدم خوشايند ديگران لباس نمي پوشيد، او عقيده داشت يا مردم اورا مي شناسند و يا نمي شناسند.پس اين مورد قبول واقع شدن[آن هم از روي پوشش] چه اهميتي ميتواند داشته باشد؟

6 - او فقط يكبار رانندگي كرد

انيشتن براي رفتن به سخنراني ها و تدريس در دانشگاه، از راننده مورد اطمينان اش كمك مي گرفت. راننده وي نه تنها ماشين اورا هدايت مي كرد، بلكه هميشه در طول سخنراني ها در ميان،شنوندگان حضور داشت.
انيشتن، سخنراني مخصوص به خود را انجام مي داد و بيشتر اوقات راننده اش، بطور دقيقي آنها را حفظ مي كرد.
يك روز انيشتن در حالي كه در راه دانشگاه بود، باصداي بلند در ماشين پرسيد:چه كسي احساس خستگي مي كند؟
راننده اش پيشنهاد داد كه آنها جايشان را عوض كنند و او جاي انيشتن سخنراني كند،سپس انيشتن بعنوان راننده او را به خانه بازگرداند.
عدم شباهت آنها مسئله خاصي نبود.انيشتن تنها در يك دانشگاه استاد بود، و در دانشگاهي كه وقتي براي سخنراني داشت، كسي او را نمي شناخت و طبعا نمي توانست او را از راننده اصلي تمييز دهد.
او قبول كرد، اماكمي ترديد در مورد اينكه اگر پس از سخنراني سوالات سختي از راننده اش پرسيده شود، او چه پاسخي خواهد داد، در درونش داشت.
به هر حال سخنراني به نحوي عالي انجام شد، ولي تصور انيشتن درست از آب در آمد.دانشجويان در پايان سخنراني انيتشن جعلي شروع به مطرح كردن سوالات خود كردند.
در اين حين راننده باهوش گفت "سوالات بقدري ساده هستند كه حتي راننده من نيز مي تواند به آنها پاسخ گويد"سپس انيشتن از ميان حضار برخواست وبه راحتي به سوالات پاسخ داد،به حدي كه باعث شگفتي حضار شد.

7 - الهام گر او يك قطب نما بود

انيشتن در سنين نوجواني يك قطب نمابه عنوان هديه تولد از پدرش دريافت كرده بود.
وقتي كه او طرز كار قطب نما را مشاهده مي نمود، سعي مي كرد طرز كار آن را درك كند. او بعد از انجام اين كار بسيار شگفت زده شد.بنابر اين تصميم گرفت علت نيروهاي مختلف در طبيعت را درك كند.

8 - راز نهفته در نبوغ او

بعد از مرگ انيشتن در 1955 مغز او توسط توماس تولتز هاروي براي تحقيقات برداشته شد.
اما اينكار بصورت غير قانوني انجام شد. بعدها پسر انيشتن به او اجازه تحقيقات در مورد هوش فوق العاده پدرش را داد.
هاروي تكه هايي از مغز انيشتن را براي دانشمندان مختلف در سراسر جهان فرستاد. از اين مطالعات دريافت مي شود كه مغز انيشتن در مقايسه با ميانگين متوسط انسانها،مقدار بسيار زيادي سلولهاي گليال كه مسئول ساخت اطلاعات هستند داشته است.همچنين مغز انيشتن مقدار كمي چين خوردگي حقيقي موسوم به شيار سيلويوس داشته، كه اين مسئله امكان ارتباط آسان تر سلولهاي عصبي را بايكديگر فراهم مي سازد.
علاوه بر اينها مغز او داراي تراكم و چگالي زيادي بوده است و همينطور قطعه آهيانه پاييني داراي توانايي همكاري بيشتر با بخش تجزيه و تحليل رياضيات است.

منبع : هوپا

---- > ا . ر . ش  <----

پلاسما

پلاسما‏ چيست‌؟‏

پلاسما حالتي از ماده است كه در دماي خيلي بالا بوجود مي آيد و ساختارهاي مولكولي مفهوم خود را در اين وضعيت از دست مي دهند . در حالت پلاسما اتم ها و ذرات زير اتمی مانند الكترون و پروتون و نوترون آزادانه در محيط حركت مي كنند و تغيير موقعيت مي دهند . حالت ماده متشكل تمامي ستارگان ، پلاسما است .
پلاسما در فيزيك،يك محيط رساناي الكتريكي است كه تعداد ذرات باردار مثبت و منفي آن تقريبا با هم برابرند و زماني ايجاد مي شود كه اتم ها در گاز يونيزه شوند.
گاهي به پلاسما‏‎ حالت‌‏‎ چهارم ماده اطلاق مي شود كه از حالتهاي سه گانه جامد،مايع،گاز متمايز است.
هر الكترون داراي يك واحد بار منفي است.
بار مثبت توسط اتمها يا مولكولهايي كه اين الكترونها را از دست داده اند حمل ميشود. در موارد نادر اما جالب ، الكترونهايي كه از يك نوع اتم يا مولكول جدا شده اند به تركيب ديگري متصل ميشوند و منجر به توليد پلاسما ميشوند كه هر دو يون مثبت و منفي را دارا است.

اخباري درباره پلاسما:
پلاسماي سرد باكتري ها را از بين مي برد:
محققين در يو اس با استفاده از پلاسماي سرد روش جديدي براي نابود كردن باكتريها كشف كردند. اين روش توسط مونير لاروس در دانشگاه ويرجينيا و دانشكده هاي كاليفرنيا در ساندياگو كشف شد. پلاسما شامل ذرات باردار -الكترونها و يونها- و ذرات بدون بار مانند اتمهاي برانگيخته و مولكولها مي باشد.
بيشتر پلاسما ها در فشار معمولي داغ هستند - در حدود چندين هزار درجه سانتيگراد- بنابر اين كنترل آنها مشكل است.
لاروس و همكارانش با استفاده از مانع مقاوم بدون بار در دما و فشار اتاق پلاسما ي سرد توليد كردند.آنها براي اين كار گاز مخلوطي شامل 97% هليوم و 3% اكسيژن را بين دو الكترود مسطح وارد كردند،سپس ولتاژي در حدود چندكيلوولت با فركانس 60 هرتز اعمال كردند.
مزيت اين روش در توان ورودي كم - بين 50 تا 300 وات - و توليد مقدار زيادي پلاسما مي باشد.
اين تيم دو نوع باكتري - با غشاي بيروني و بدون غشاي بيروني- را در معرض پلاسما ي سرد قرار دادند و با ميكروسكوب الكتروني تاثيرات پلاسما را روي آنها بررسي كردند.بعد از گذشت ده دقيقه ديدند كه هر دو نوع باكتري بوسيله اشعه فرا بنفش و قسمتهاي آزاد پلاسما، از بين رفتند.
ذرات باردار در حدود چند ميكروثانيه آسيب شديدي به پوسته سلول باكتري وارد مي كنند،زيرا كشش الكتروستاتيكي وارد بر پوسته بيروني سلول باكتري از نيروي كشش پوسته بيشتر مي شود.
لاروس و همكارانش معتقدند كه پلاسماي سرد، باكتريها و ويروسهاي مهلك را از بين مي برد و براي استريليزه كردن سريع و مطمئن تجهيزات دارويي مي تواند بجاي روشهاي سمي بكار برود.
لاروس ميگويد:“اميدواريم اين روش را بتوانيم براي قسمتهاي زيرسلولي نيز بكار ببريم و تاثيرات بيوشيمي آن را نيز بدست آوريم.“

منبع : نقل از هوپا، مقالات علمي ايران (مرتضی باقرزاده )

مینا آرمند

 

 

رئیس یک اداره ای می خواست به سفربرود همین که آمدبانگهبان خداحافظی کند نگهبان گفت من خواب دیدم که هواپیمایی که می خواهی با آن سفرکنی سقوط می کند آقای رئیس ازشنیدن این خبرازسفرش منصرف شدوبعداز آن که فهمیدهواپیما سقوط کرده خوشحال شدهم نگهبان را تشویق کرد  وهم از اداره اخراج کرد. سوال این است که چرا اونا اخراج کرد؟

 

سايت جديد!!!

بالاخره دامنه ي IP90.ir فعال شد!

پيشنهاد بدين خودمونو چه جوري معرفي كنيم؟ IUT/Iran/International  Physics/ists   من مي گم اگه عمومي باشه و از بقيه ي دانشگاه ها هم بيان خيلي بهتره. بعد از امتحانا ميان ترم ايشالا سايت ديگه كارش تمومه و رسما كار خودش رو شروع مي كنه. و خودتون اتوماتيك مي تونين عضو بشين و... براش فروم و تالار گفتگو مي ذاريم و يه چيزي مي شه مثل forum.p30world.com و فرومهاي ميهن دانلودو...

مي خوايم سايتمون تك بشه!!! و اين كار اولش به عهده ي ماست و بعدش به طور خودكار خود سايت عضو گيري مي كنه و اعضا خودشون پست مي ذارن و...

براي تالار هاي گفتمان هم يه موضوعاتي پيشنهاد بدين. در ضمن قابليت چت كردن هم براي همه ي كسايي كه ميان تو سايت عضو بشن فعال مي كنيم.

یه سیاره مثل زمین کشف شده


برای اولین بار، سیاره ای درست شبیه به زمین کشف شد


سرانجام  انتظارها به پایان رسید. امروز درست همان روزی است که بسیاری از ستاره شناسان و دوستداران فضا در انتظار آن بودند. پس از سال ها تحقیق و جستجو پیرامون سیارات فراخورشیدی، ستاره شناسان بالاخره موفق به یافتن سیاره ای شدند که دارای شرایطی کاملاً شبیه به کره زمین می باشد. این سیاره از لحاظ علمی "منطقه گولدیلاکس برای زندگی" خوانده می شود یعنی سیاره ای که نه بسیار گرم و نه بسیار سرد است و دارای شرایط آب و هوایی بسیار عالیست.

سیاره ای که از ستاره میزبان خود نه آنچنان دور و نه بسیار نزدیک است. درست در فاصله مناسب قرار گرفته و از این رو وجود آب مایع در آن امکان پذیر است. این سیاره از لحاظ اندازه نه بسیار بزرگ و نه بسیار کوچک است و بدین خاطر دارای سطح، نیروی گرانش و شرایط جوی کاملاً مناسب است. به بیان بهتر این درست همان سیاره ای است که به دنبال آن بودیم. سیاره ای درست مانند زمین.

 

پل باتلر از موسسه تحقیقاتی کارنگی واشنگتن در اینباره می گوید: " این واقعاً اولین سیاره گولدیلاکس است که انسان تابدین روز موفق به یافتن آن شده است"

برخلاف تمامی سیاراتی که ستاره شناسان تا پیش از این موفق به یافتن آنها شده بودند (در حدود 500 سیاره در خارج از منظومه شمسی ) ، این سیاره جدید درست در نقطه ای قرار گرفته است که ستاره شناسان آنرا "منطقه قابل سکنی" می خوانند. بعلاوه این سیاره در همسایگی کهکشانی ما قرار دارد که این موضوع خود حاکی از وجود سیارات بسیار زیاد دیگری با شرایط قابل سکنی می باشد.

 

تصویر بالا : مدار سیارات در سیستم ستاره ای Gliese 581 ، که  با منظومه شمسی ما مورد مقایسه قرار گرفته است. ستاره  Gliese 581 دارای جرمی حدود 30% جرم خورشید ما است و سیارات در این منظومه بسیار نزدیکتر یه ستاره خود می باشند (در مقایسه با فاصله سیارات منظومه شمسی به خورشید) . سیاره چهارم , G , سیاره ای می باشد که قادر به میزبانی حیات است .

(برای اینکه عکس رو بزرگ تر ببینید روش کلیک کنید)

 

یافتن چنین سیاره ای که به طور بالقوه قادر به حمایت و میزبانی زندگی است قدمی بزرگ به سمت پاسخی برای این سوال همیشگی می باشد: آیا ما تنها موجودات زنده در این جهان هستی می باشیم؟

دوستان عزیزبرای اطلاعات بیشتر به این لینک مراجعه کنید:

http://www.noojum.com/top-news/80-top-news/2851-nasa-and-nsf-funded-research-finds-first-potentially-habitable-exoplanet.html

ماده تاریک(dark matter)


ماده تاریک، در اخترشناسی و کیهان شناسی، ماده‌ای فرضی است که چون از خود نور (امواج الکترومغناطیسی) گسیل یا بازتاب نمی‌کند، نمی‌توان آن را مستقیما" دید، اما از اثرات گرانشی موجود بر روی اجسام مرئی، مثل ستاره‌ها و کهکشان‌ها، می‌توان به وجود آن پی برد. بر اساس مشاهدات فعلی، که بر روی ساختارهایی بزرگتر از کهکشانها صورت گرفته‌است، و همچنین مطالب مربوط به انفجار بزرگ، ماده تاریک و انرژی تاریک تشکیل دهنده بخش زیادی از جرم موجود در جهان قابل مشاهده است. اجزای ماده تاریک جرم بسیار بیشتری از قسمت دیده شدنی کائنات دارند. فقط حدود ۴٪ از مجموع کل چگالی انرژی در کیهان را می‌توان مستقیم مشاهده کرد (با توجه به اثرهای گرانشی آن)، که این مقدار شامل باریونها و تابش‌های الکترومغناطیسی نیز می‌شود. همچنین تصور می‌شود که ۲۲٪ از ماده تاریک تشکیل شده باشد و ۷۴٪ باقی مانده را نیز انرژی تاریک تشکیل داده باشد، که همانند ماده تاریک در فضای کائنات توزیع شده و به همان اندازه ماده تاریک ناشناخته و مجهول مانده‌است. تعیین خواص و ویژگی‌های این توده ناشناخته به یکی از مهم‌ترین مسائل کیهان‌شناسی مدرن و فیزیک ذرات تبدیل شده‌است. این نکته قابل ذکر است که اسامی «ماده تاریک» و «انرژی تاریک» در بیشتر مبین عدم اطلاع انسان از ماهیت این دو ماده و ناشناخته بودن آن است. یک اخترشناس در این باره می‌گوید: «به یاد داشته باشید که ما این پدیده را انرژى تاریک مى نامیم اما این نامگذارى ممکن است این باور غلط را در ذهن مخاطبان ایجاد کند که ما حقیقتاً مى دانیم که آن پدیده چیست. اما باید اذعان داشت که ما واقعاً چیز زیادى در این باره نمى دانیم».

با اینکه ساختار و ویژگی‌های ماده تاریک هنوز کاملا" مشخص نیست، اما این طور تصور می‌شود که بخش اعظم ماده تاریک موجود در جهان، «غیر باریونی» باشد، که به معنا آن است که دارای هیچ اتمی نیست و به وسیله نیروی مغناطیسی به سمت مواد معمولی جذب نخواهد شد. ماده سیاه غیرباریونی شامل نوترینو و احتمالا" دارای اجزای دیگری مانند مواد فرضی ای چون «آکسیون» (axions) و «ابرمتقارن» (supersymmetric) می‌باشد. برخلاف ماده تاریک باریونی، ماده تاریک غیر باریونی در شکل گرفتن عناصر در ابتدای آفرینش نقشی نداشته و وجودش تنها به دلیل جاذبه گرانشی آن اثبات می‌شود. به علاوه، اگر همه اجزایی که ماده تاریک از آنها تشکیل شده باشد ابرمتقارن باشند، واکنش‌ها و برخوردهای آن‌ها با یکدیگر موجب نابودی آن‌ها شده و فراورده‌هایی قابل مشاهده نظیر فوتون و نوترینو حاصل می‌شوند.

با اینکه وجود ماده تاریک در جهان مهم و ضروری به نظر می‌رسد، اما هنوز مدارک و دلایل قطعی مبنی بر وجود این ماده و طبیعت آن به دست نیامده‌است. با این وجود تئوری ماده تاریک به عنوان قابل قبول‌ترین فرضیه برای توجیه انحراف در حرکت وضعی کهکشان است. سرعت چرخشی ستاره‌ها در کهکشان‌ها از رابطه‌ای که از قوانین کپلر انتظار داریم پیروی نمی‌کند و برحسب فاصله از مرکز کهکشان ثابت است. برای توضیح این پدیده باید توزیع جرم در کهکشان به طور خطی با شعاع زیاد شود، اما این توضیح با مشاهدهٔ کهکشان‌ها در قسمت مرئی که نشان می‌دهد بیشتر جرم در ناحیه مرکزی متراکم شده‌است ناسازگار است. بنابراین فرض می‌شود که این جرم نایافته از مادهٔ تاریک (که آن را نمی‌بینیم) ساخته شده باشد. چند فرضیه دیگر نیز، مانند فرضیه موند (MOND) و فرضیه توز (TeVeS) برای توجیه این موضوع مطرح شده‌اند، اما هیچ کدام به اندازه نظریه ماده تاریک در مجامع علمی مقبولیت پیدا نکرده‌اند.

با این وجود برخی پژوهش‌های جدید نشان داده‌است امکان دارد در مشاهدات تلسکوپ Wmap اشتباهاتی رخ داده باشد که اگر این امر ثابت شود به این نظریه اشکالاتی وارد می‌شود.

(یه توضیح مختصر:ماده تاریک همونطور که در اول مطلب گفته شد نه هیچ نوری منتشر میکنه نه بازتاب میکنه.درواقع این اجرام نورانی که توی تصاویر می بینید ماده تاریک نیستند.برای درک بهتر فرض کنید یک عدسی بزرگ توی فضا باشه.حالا شما اجرام نورانی رو از پشتش چطور می بینید؟!عکس سوم اینو بهتر نشون میده)

منبع ویکیپدیا

آخرين کلمات

آخرين کلمات يک سرباز تحت آموزش هنگام پرتاب نارنجک : گفتی تا چند بشمرم؟

آخرين کلمات يک الکتريسين : خوب حالا روشنش کن...

آخرين کلمات يک انسان عصر حجر : فکر ميکنی توی اين غار چيه؟

آخرين کلمات يک بندباز : نميدونم چرا چشمام سياهی ميره...

آخرين کلمات يک بيمار : مطمئنيد که اين آمپول بي خطره؟

آخرين کلمات يک پزشک : راستش تشخيص اوليه ام صحيح نبود. بيماريتون لاعلاجه...

آخرين کلمات يک پليس : شيش بار شليک کرده، ديگه گلوله نداره...

آخرين کلمات يک جلاد : ای بابا، باز تيغهء گيوتين گير کرد...

آخرين کلمات يک جهانگرد در آمازون : اين نوع مار رو ميشناسم، سمی نيست...

آخرين کلمات يک چترباز : پس چترم کو؟

آخرين کلمات يک خبرنگار : بله، سيل داره به طرفمون مياد...

آخرين کلمات يک خلبان : ببينم چرخها باز شدند يا نه؟

آخرين کلمات يک خونآشام : نه بابا خورشيد يه ساعت ديگه طلوع ميکنه!

آخرين کلمات يک داور فوتبال : نخير آفسايد نبود!

آخرين کلمات يک دربان : مگه از روی نعش من رد بشی...

آخرين کلمات يک دوچرخه سوار : نخير تقدم با منه!

آخرين کلمات يک ديوانه : من يه پرنده ام!

آخرين کلمات يک شکارچی : مامانت کجاست کوچولو؟...

آخرين کلمات يک غواص : نه اين طرفها کوسه وجود نداره...

آخرين کلمات يک فضانورد : برای يک ربع ديگه هوا دارم...

آخرين کلمات يک قصاب : اون چاقو بزرگه رو بنداز ببينم...

آخرين کلمات يک قهرمان : کمک نميخوام، همه اش سه نفرند...

آخرين کلمات يک کارآگاه خصوصی : قضيه روشنه، قاتل شما هستيد!

آخرين کلمات يک کامپيوتر : هاردديسک پاک شده است...

آخرين کلمات يک گروگان : من که ميدونم تو عرضه ی شليک کردن نداری...

آخرين کلمات يک متخصص آزمايشگاه : اين آزمايش کاملاً بي خطره...

آخرين کلمات يک متخصص خنثی کردن بمب: اين سيم آخری رو که قطع کنم تمومه...

آخرين کلمات يک معلم رانندگی : نگه دار! چراغ قرمزه!

آخرين کلمات يک ملوان: من چه مي دونستم که بايد شنا بلد باشم؟

آخرين کلمات يک ملوان زيردريايی: من عادت ندارم با پنجره بسته بخوابم...


به نقل از سعيد آنلاين كه فعلا آفلاينه!!!

از صفر مطلق چه میدانید ؟؟                         نوشته شده توسط شفیعیان

آيا مي‌دانيد در دماي صفر مطلق (273 – سانتي‌گراد) چه اتفاقاتي مي‌افتد؟ چرا دست‌يابي به اين دما هيچ وقت در عمل امكان‌پذير نيست و چه نقاط يا اجرامي در زمين،‌ يا حتي دنيا وجود دارند كه به اين دما نزديكند؟

حتما درباره صفر مطلق شنيده‌ايد، تقريبا 273 درجه سانتي‌گراد زير صفر. آيا مي‌دانيد در اين دماي خاص چه اتفاقاتي مي‌افتد؟ چرا دست‌يابي به اين دما هيچ وقت در عمل امكان‌پذير نبوده است؟ و چه نقاط يا اجرامي در زمين،‌ يا حتي دنيا وجود دارند كه به اين دما نزديكند؟

در واقع به نظر مي‌رسد كه هنوز هم ما جواب اين سوال‌ها را كامل نمي‌دانيم، زيرا اتفاقاتي كه در اين دما مي‌افتند، هم‌چنان شگفت‌انگيز و غافل‌گيركننده است. براي نمونه،‌ هفته پيش دانشمندان اعلام كرده‌اند كه مولكول‌هاي گاز بسيار سرد شده ‌مي‌توانند تا صد بار بيشتر از مولكول‌هاي گاز در دماي اتاق، واكنش شيميايي داشته باشند.

به گزارش نيوساينتيست، در آزمايش‌هايي كه در دماي نزديك به دماي اتاق صورت مي‌گيرند،‌ واكنش‌هاي شيميايي با كاهش دما كندتر مي‌شوند. اما اخيرا دانشمندان متوجه شده‌اند كه در دماي نزديك به صفر مطلق (15/273- سانتي‌گراد يا صفر درجه كلوين) تبادل اتم‌ها كماكان انجام مي‌گيرد و اين امر، باعث ايجاد اتصالات شيميايي جديد در اين فرايد مي‌شود. به نظر مي‌رسد اين فرايند مديون تاثيرات خارق‌العاده كوانتومي است كه قابليت‌هاي مولكول‌ها را در دماي پايين افزايش مي‌دهد.

به گفته دبورا جين از دانشگاه كلرادو‌ كه مقاله‌اي در مورد اين يافته جديد منتشر كرده،‌ شايد خيلي منطقي به نظر برسد كه انتظار نداشته باشيم در صفر مطلق اثري از واكنش‌هاي شيميايي باشد، اما در واقع اين طور نيست و در اين دما واكنش‌هاي فراواني صورت مي‌گيرد.

اما چرا دست يافتن به دماي صفر مطلق غيرممكن است؟
از نظر عملي، اين كار نياز به اين دارد كه گرماي گاز را بگيريد؛‌ اما هر چه دما را پايين بياوريد،‌ گرماي بيشتري را بايد از گاز بگيريد. در واقع براي رسيدن به صفر مطلق بايد اين كار را تا بي‌نهايت ادامه داد. در زبان كوانتوم، بايد به سراغ اصل عدم قطعيت هايزنبرگ برويم كه مي‌گويد هر چه دقيق‌تر در مورد سرعت يك ذره بدانيم،‌ كم‌تر در مورد موقعيت آن خواهيم دانست و برعكس. بنابراين اگر مي‌دانيد كه اتم‌هايتان در آزمايش‌تان وجود دارند،‌ بايد تاحدي نسبت به سرعت حركت آن‌ها و اين كه بالاي صفر مطلق هستند يا نه، نامطمئن باشيد،‌ مگر اين كه وسعت آزمايش شما به اندازه كل هستي باشد!

فكر مي‌كنيد سردترين جاي منظومه شمسي ما كجاست؟
سردترين جايي كه تا به حال در منظومه شمسي ما پيدا شده، روي كره ماه است. سال گذشته، ماهواره اكتشافي ماه ناسا، دماي گودال هميشه در سايه‌اي را در قطب جنوب ماه اندازه‌گيري كرد: 240- درجه سانتي‌گراد. اين دما حتي از دماي اندازه‌گيري شده براي پلوتو كه فاصله‌اش از خورشيد 40 برابر فاصله زمين از خورشيد است نيز 10 درجه سردتر است.

فكر مي‌كنيد سردترين جرم طبيعي دنيا چه چيزي باشد؟

نجوم

سردترين جاي شناخته شده دنيا، قلب سحابي بومرنگ است كه در منظومه قنطورس قرار گرفته و پنج‌هزار سال نوري با ما فاصله دارد. دانشمندان در سال 1997/ 1376 گزارش كردند كه گازهاي به جا مانده از يك ستاره مركزي در حال مرگ، با سرعت خبره‌كننده‌اي جارو مي‌شوند و آن ناحيه از فضا تا دماي يك درجه كلوين سرد شده است، يعني تنها يك درجه گرم‌تر از دماي صفر مطلق. معمولا آثار به جا مانده از تشعشعات حاصل از انفجار بزرگ، يا همان تابش ريزموج زمينه كيهاني، ابرهاي گازي موجود در فضا را تا 2.7 كلوين گرم مي كند. اما انبساط سحابي بومرنگ نوعي يخچال كيهاني پديد آورده كه باعث مي‌شود گازها سرماي غيرعادي خود را همچنان حفظ كنند و گرم‌تر از اين نشوند.

با اين حساب، سردترين جسم موجود در فضا چيست؟
اگر ماهواره‌هاي مصنوعي را هم به حساب بياوريد، ‌هنوز اجرام سردتري هم پيدا مي‌شود. برخي ابزار موجود در تلسكوپ فضايي پلانك متعلق به آژانس فضايي اروپا،‌ كه ارديبهشت ماه 1388 به فضا پرتاب شد، تا دماي 0.1 كلوين سرد شده‌اند تا پارازيت‌هاي ريزموجي را كه ممكن است ديد ماهواره را مختل نمايند،‌ متوقف كنند. محيط فضا، در تركيب با سيستم‌هاي خنك‌كننده مكانيكي و سرمازاهايي كه از گازهاي هليوم و هيدروژن استفاده مي‌كردند، طي چهار مرحله متوالي توانستند سردترين جرم فضا را در 0.1 كلوين نگه دارند.

كم‌ترين دمايي كه در آزمايشگاه‌ها به آن دست يافته‌ايم، چه قدر بوده است؟
با همه آن‌چه گفته شد، ركورد كم‌ترين دما متعلق به يك آزمايشگاه روي سياره زمين است. در سال 2003/ 1382 دانشمندان موسسه فناوري ماساچوست (ام.آي.تي) اعلام كردند كه ابري از اتم‌هاي سديم را تا 0.45 نانوكلوين سرد كرده‌اند، كه اين رقم ركورد را شكست. پيش از آن،‌ در سال 1999/ 1378 دانشمندان دانشگاه صنعتي هلسينكي در كشور فنلاند توانسته بودند قطعه‌اي از فلز روديم را تا 1 نانوكلوين سرد نمايند. با اين وجود، اين دما تنها براي نوع خاصي از جنبش (كه در كوانتوم چرخش هسته‌اي ناميده مي‌شود) است و نه دماي كلي همه جنبش‌هاي ممكن.

فكر مي‌كنيد گازها در دماي نزديك به صفر مطلق چه رفتار عجيب و غريبي از خود نشان مي‌دهند؟
در گازها، مايعات و جامداتي كه روزمره با آن‌ها سر و كار داريم،‌ جنبش اتم‌ها و مولكول‌ها و برخورد آن‌ها با يكديگر باعث گرما يا انرژي حرارتي مي‌شود. اما در دماهاي بسيار پايين، چنين نيست. در اين دماها، قوانين عجيب مكانيك كوانتوم حاكم است؛ به طوري كه مولكول‌ها به روال معمول با يكديگر برخورد نمي‌كنند، بلكه امواج مكانيكي كوانتوم آن‌ها گسترش مي‌يابند و با هم هم‌پوشاني پيدا مي‌كنند. وقتي آن‌ها بدين صورت هم‌پوشاني پيدا مي‌كنند، حالت چگالش بوز- انيشتين را شكل مي‌دهند كه در آن، اتم‌ها به نحوي رفتار مي‌كنند كه انگار يك اَبَراتم واحد هستند. اولين چگالش بوز- انيشتين خالص،‌ در سال 1995/ 1374 در كلرادو با استفاده از ابر اتم‌هاي روبيديومي ساخته شد كه تا دماي كم‌تر از 170 درجه كلوين سرد شده بودند و پديدآورندگان آن، توانستند جايزه نوبل فيزيك را از آن خود كنند.

 

منبع : خبر آنلاین

International Physics Homeworks for IUT physics Students! Class of 2015!!!

سلام! اينم سري اول سوالا! اين سوالا رو روش فكر كنيد كه خيلي جالبند! ولي بقيه  پستهايي كه اين موضوع رو دارن سبك ارسالش عوض مي شه. شايد فقط ترجمه گذاشتيم , شايد جواباشم گذاشتيم تو ادامه مطلب و شايد اصلا سوالا رو عوض كرديم و شايد ... ولي هر كاري بكنيم سعي مي كنيم نظرات شمارا هم تامين كنيم.

اين سوال اول رو به عنوان يه حسن شروع {!!!} دادم و جوابشو بخونين خيلي حال مي كنين! و بيشتر جنبه سوال هوش داره تا فيزيك و تا يه حدي روش تفكر آزاد رو متوجه مي شين

 ولي سوالا بعدي خيلي سختن و من حتي توصيه مي كنم رو سوال اولي ام اي تي اونقدر سخته كه من توصيه مي كنم خيلي روش فكر نكنين چون  دپسرده مي شين! ولي اين سري اول سوالا كاملا مصداق واقعي و حقيقي داره ها...

جوابا يه سري از سوالا در ادامه ي مطلبه. موفق باشين

Harvard Homework

Green-eyed dragons

You visit a remote desert island inhabited by one hundred very friendly dragons,

all of whom have green eyes. They haven’t seen a human for many centuries and

are very excited about your visit. They show you around their island and tell you

all about their dragon way of life (dragons can talk, of course).

They seem to be quite normal, as far as dragons go, but then you find out

something rather odd. They have a rule on the island which states that if a dragon

ever finds out that he/she has green eyes, then at precisely midnight on the day of

this discovery, he/she must relinquish all dragon powers and transform into a longtailed

sparrow. However, there are no mirrors on the island, and they never talk

about eye color, so the dragons have been living in blissful ignorance throughout

the ages.

Upon your departure, all the dragons get together to see you off, and in a tearful

farewell you thank them for being such hospitable dragons. Then you decide to tell

them something that they all already know (for each can see the colors of the eyes of

the other dragons). You tell them all that at least one of them has green eyes. Then

you leave, not thinking of the consequences (if any). Assuming that the dragons are

(of course) infallibly logical, what happens?

If something interesting does happen, what exactly is the new information that

you gave the dragons?


MIT Homework

Q , 1)Space Shuttle

A Space Shuttle has to increase its speed by firing its thruster rockets. The exhaust gas speed relative

to the Shuttle is about 2.5 km/sec, and the mass of the shuttle is about 105 kg. What is the mass of

the fuel used in increasing the speed from 8.0 km/sec to 8.5 km/sec ?


Q , 2) Saturn V

The Saturn V rocket was used in the Apollo program. It had an initial mass of 2.85 million kg. The

burn rate of the rocket was 13.8 × 103 kg/sec (about 14 tons per sec!), which delivered a thrust of 34 million Newtons. Its final mass was 0.77 million kg (770 tons!). Assume that the entire launch is

vertically up. In the discussions in lectures (and in Tipler’s derivation) air drag was ignored. This, of

course is an over-simplification, as air drag must play an important roll. You too may ignore airdrag.

Use g = 10 m/sec2.

a) What was the exhaust speed?

b) How long did the engines burn (this is called the burn time)?

c) What was the acceleration at liftoff?

d) What was the acceleration just before the engines stopped?

e) What was the final speed of the rocket?

ادامه نوشته

سیاه چاله ، جرم ،اندازه حرکت و کشش فضا زمان

سیاه چاله ، جرم ،اندازه حرکت و کشش فضا زمان

ما در جهانی چهار بعدی زندگی میکنیم ، جهانی که ما آن را با حواس پنج گانه خود  درک مینمائیم شامل سه بعد مکان است که حجم فضا را میسازد ویک بعد زمان که حرکت را سامان میدهد. زمان و حرکت لازم وملزوم یکدیگرند ودرکنار هم مفهوم می یابند، اگردر جهان ما ، کائنات فضائی خالی از جرم بود فضا زمان موجود بود ولیکن درکی از زمان میسر نمیشد و اگر جهان دارای اجرامی بود ساکـن باز هم زمـان موجود بود ولی درکی از آن ممکن نبود، اساسا در کائنات فضا و حجم بدون زمان بی معنی است وزمان بدون فضا نیز خالی از معنی است .

مفهوم زمان آنچنان که در بعد چهارم جاری است مفهومی سخت در ادراک معنی است ومنظوراز این زمان با آنچه که ساعت آنرا نمایانگر است متفاوت میباشد زمان نشان داده شده توسط ساعت، قراردادی است که انسان بر اساس چرخش زمین حول محور خود ابدا نموده است اگر چه به نوعی نماینده حرکت محوری زمین است ولیکن مقیاسی است که اساسا آنرا انسان تایین نموده و با مفهوم زمان در( فضا زمان) متفاوت است .برای سادگی در درک زمان در فضا بهتر است آن را به صورت صفحه ای شطرنجی در فضا در نظر بگیریم به نحوی که هر مربع این صفحه یک واحد زمانی در جهان چهار بعدی ما باشد. منظور از واحد زمانی ثانیه یا ساعت یا روز وغیره نیست، بلکه منظور واحد هائی کوچک از زمان است که خود به تنهائی خصوصیات کل صفحه زمان را دارا بوده و از اجتماع این واحد ها آن صفحه فرضی زمان در فضا شکل میگیرد. لازم به ذکر است که زمان واقعی در فضا شکل مستقل ندارد، بلکه همان گونه که در بالا به آن اشاره شد با فضا مفهوم می یابد واساسا با هم شکل کائنات را بدین صورت که مشاهده میکنیم  ساماندهی می نمایند. جرم مقدار ماده ای است که در فضا احجامی را اشغال میکند و در این مقاله هر جا از آن نام برده شد حجم اشغالی نیز در منظور موجود است و همچنین هر جا از فضا یاد شد منظور همان فضازمان است . حرکت، جاذبه جرمی و زمان کیفیتهائی متفاوتند اما چنان به هم وابسته که در غیاب هر یک سایرین نیز نا مفهوم می گردند وهم نمیتوان به تقدم آن پی برد بدین معنی که این جاذبه است که زمان را با به حرکت درآوردن اجرام سامان میدهد یا کشش در زمان است که در اطراف هر جرمی جاذبه را شکل می بخشد .

 آنچه مسلم است  در اطراف هر جرمی، صفحه فرضی زمان در حجم فضا زمان گسترده است

 (از این پس در این مقاله از کلمه فرضی که بدنبال صفحه زمان می آید به جهت سادگی متن چشم پوشی میشود ولی هرجا سخن از صفحه زمان به میان آمد منظور همان صفحه فرضی زمان در فضازمان است)واین صفحه زمان بر اثر  جرم در اطراف حجم اشغالی به سمت آن کشیده شده و درون جرم ،فضا زمان فشرده می گردد به عبارتی ،مربع های واحد های زمانی ابعادی کوچکتر به خود می گیرد (این پدیده را می توان به صورت تراکم در اجسام مشاهده نمود) یعنی صفحه زمان به مرکزیت مرکز جرم به سمت آن کشیده شده واز حالت اصلی خود خارج میگردد. میزان این کشیدگی بسته به مقدار ماده موجود در واحد حجم دارد یا به عبارت بهتر هرچه جرم حجمی بیشتر باشد تراکم بیشتر در نتیجه کشش وانحراف زمان به سمت جرم مورد نظر بیشتر خواهد بود.البته رابطه معکوس نیز می توان در نظر گرفت یعنی هرچه کشش وانحراف زمان اطراف یک جسم بیشتر باشد ،آن جسم چگال تر خواهد شد.

پدیده کشش فضا زمان  به سمت اجرام را به سادگی می توان دید به عنوان مثال این پدیده در هنگام خورشید گرفتگی ویا در هنگام مقارنه اجرام سماوی با هم قابل رؤیت است بدین معنی که درست در هنگام تماس کره ماه با خورشیددر زمان خورشید گرفتگی از دید ناظر روی زمین در محل تماس دو کره نور خورشید به سمت ماه کشیده شده ودر همان محل خورشید از فرم کروی خود خارج میگردد این همان کشیدگی فضازمان در اطراف ماه وبه دلیل جرم حجمی ماه است.

                                                                                                                    رجایی

بر خلاف نظر شما اصطکاک در خلا هم وجود دارد !!

دوستان سلام

با توجه به اینکه نظر محدودیت مطالب و مقالات حداکثر به کتاب درسی محدود باشد از خودم بود از خودمم شروع میکنم

نيوتن مي گفت سرعت توپي كه در خلاء به دور خود مي‌چرخد هيچ وقت نبايد كم شود، زيرا هيچ نيرويي در آنجا اثر نمي‌كند. اما به نظر مي رسد كه خود خلاء نوعي اصطكاك توليد كند كه نظريه نيوتن را نقض مي كند!

سرعت توپي كه در خلاء به دور خود مي‌چرخد هيچ وقت نبايد كم شود، زيرا هيچ نيرويي در آنجا اثر نمي‌كند؛حداقل اين چيزي بود كه نيوتن مي‌گفت. اما چه مي‌شود اگر خود خلاء نوعي اصطكاك توليد كند كه باعث كند شدن چرخش توپ شود؟ اين تاثير كه ممكن است به زودي قابل كشف باشد، ممكن است بر روي ذرات غبار بين‌ستاره‌اي اثر كند.

به گزارش نيوساينتيست، بر اساس اصل عدم قطعيت مكانيك كوانتومي، ما هيچ وقت نمي‌توانيم با اطمينان بگوييم كه يك خلاء ظاهري، واقعا خالي است. در عوض، فضا سرشار از فوتون‌هايي است كه دائما به وجود مي‌آيند و قبل از اينكه بتوان آنها را مستقيما اندازه‌گيري كرد، از بين مي‌روند. اگرچه اين ذرات ظاهرا فاني هستند، اين فوتون‌هاي مجازي نيروهاي الكترومغناطيسي به اجسام وارد مي‌كنند كه مشابه نيروي اعمال شده توسط فوتون‌هاي واقعي است.

الخاندرو مانخاواساس و خاوير آباخو از موسسه اپتيك انجمن تحقيقات ملي اسپانيا مي‌گويند اين نيروها، بايد باعث كند شدن حركت اجسام چرخان شوند. همان‌طور كه يك تصادف شاخ به شاخ بين دو ماشين نيروي بيشتري را نسبت به يك تصادف آرام به آنها وارد مي‌كند؛ برخورد يك فوتون مجازي در جهت مخالف چرخش جسم، نيروي بيشتري را نسبت به برخورد در جهت چرخش جسم به آنها وارد مي‌كند. بنابراين در طي زمان، حتي اگر تعداد مساوي فوتون مجازي از تمام جهات به يك جسم چرخان برخورد كنند، چرخش آن به تدريج آرام مي‌شود. افت انرژي دوراني اين جسم باعث تشعشعات حقيقي مي‌شود كه فوتون‌ها را قابل كشف مي‌كند.

قدرت اين تاثير به ساختار و اندازه جسم بستگي دارد. اجسامي مانند طلا كه خواص الكترونيكي‌شان مانع از جذب راحت امواج الكترومغناطيسي توسط آنها مي‌شود، ممكن است كمتر سرعتشان را از دست بدهند. اما ذرات كوچك و با چگالي كم كه تكانه زاويه‌اي كمتري دارند، به طرز چشمگيري سرعت خود را از دست مي‌دهند.

نرخ كاهش سرعت همچنين به دما وابسته است. هر چه محيط گرم‌تر باشد، فوتون‌هاي مجازي بيشتري توليد و نابود مي‌شوند. در دماي اتاق حدود 10 سال طول مي‌كشد تا يك ذره گرافيتي 100 نانومتري كه در فضاي بين ستاره‌اي فراوان است، يك سوم سرعت اوليه خود را از دست بدهد. در دماي 700 درجه سانتي‌گراد كه متوسط دماي نواحي گرم عالم است، اين كاهش سرعت تنها 90 روز طول مي‌كشد، اما در مناطق سرد فضاي بين ستاره‌اي اين مدت به 27 ميليون سال هم مي‌رسد.

اما چطور مي‌توان اين اثر را در آزمايشگاه اندازه گرفت؟ مانخاواساس مي‌گويد كه چنين آزمايشي نيازمند يك خلاء فوق‌العاده و يك ليزر با دقت بالا براي به دام انداختن نانوذرات است؛ شرايطي كه ايجاد آن سخت است اما دستيابي به آن در آينده نزديك امكان‌پذير است.

جان پندري از كالج سلطنتي لندن اين بررسي‌ها را «كار ظريفي» مي‌خواند كه حتي مي‌تواند منجر به درك عميقي در خصوص اين موضوع شود كه آيا اطلاعات كوانتومي اصولا نابود مي‌شوند يا خير. به گفته وي فوتون‌هاي واقعي كه در طي فرايند كاهش سرعت ساطع مي‌شوند، بايد حاوي اطلاعاتي در خصوص وضعيت كوانتومي ذرات چرخان باشند. وي مي‌گويد: «‌اين يكي از اندك فرايندهاي پايه‌اي است كه چيزي را كه يك انرژي مكانيكي كلاسيك خالص به نظر مي‌رسد، به يك وضعيت كوانتومي با همبستگي بالا تبديل مي‌كند.»

منبع: خبرآنلاين

کودک و فرشته

کودکی که آماده تولد بود نزد خدا رفت و از او پرسید:
می گویند فردا شما مرا به زمین می فرستید، اما من به این کوچکی و بدون هیچ کمکی چگونه می توانم برای زندگی به آنجا بروم؟
خداوند پاسخ داد: در میان تعداد بسیاری از فرشتگان،من یکی را برای تو در نظر گرفته ام، او از تو نگهداری خواهد کرد.
اما کودک هنوز اطمینان نداشت که می خواهد برود یا نه؟ گفت: اما اینجا در بهشت، من هیچ کاری جز خندیدن و آواز خواندن ندارم و این ها برای شادی من کافی هستند.
خداوند لبخند زد: فرشته تو برایت آواز خواهد خواند و هر روز به تو لبخند خواهد زد تو عشق او را احساس خواهی کرد و شاد خواهی بود.
کودک ادامه داد: من چگونه می توانم بفهمم مردم چه میگویند وقتی زبان آنها را نمی دانم؟
خداوند او را نوازش کرد و گفت: فرشته تو، زیباترین و شیرین‌ترین واژه هایی را که ممکن است بشنوی در گوش تو زمزمه خواهد کرد و با دقت و صبوری به تو یاد خواهد داد که چگونه صحبت کنی.
کودک با ناراحتی گفت: وقتی می خواهم با شما صحبت کنم ،چه کنم؟
اما خدا برای این سوال هم پاسخی داشت: فرشته ات دست هایت را در کنار هم قرار خواهد داد و به تو یاد می دهد که چگونه دعا کنی.
کودک سرش را برگرداند و پرسید: شنیده ام که در زمین انسان های بدی هم زندگی می کنند،چه کسی از من محافظت خواهد کرد؟
فرشته ات از تو مواظبت خواهد کرد ،حتی اگر به قیمت جانش تمام شود .
کودک با نگرانی ادامه داد: اما من همیشه به این دلیل که دیگر نمی توانم شما را ببینم ناراحت خواهم بود.
خداوند لبخند زد و گفت: فرشته ات همیشه درباره من با تو صحبت خواهد کرد و به تو راه بازگشت نزد من را خواهد آموخت، گر چه من همیشه در کنار تو خواهم بود.
در آن هنگام بهشت آرام بود اما صداهایی از زمین شنیده می شد.
کودک فهمید که به زودی باید سفرش را آغاز کند.
او به آرامی یک سوال دیگر از خداوند پرسید:
خدایا! اگر من باید همین حالا بروم پس لطفاً نام فرشته ام را به من بگویید.
خداوند شانه او را نوازش کرد و پاسخ داد:
نام فرشته‌ات اهمیتی ندارد، می توانی او را صدا بزنی:

*** مـادر***

ر.ر

باشگاه فیزیک

سلام

اولا به همه تبریک میگم که آمار بازدیدمون در کمتر از ۵ روز از مرز ۱۰۰۰ بازدید گذشت!!!

فردا سه شنبه اول ماهه و ۹ امین جلسه باشگاه فیزیک اصفهان از ساعت ۱۷ تا ۱۹ در دانشگاه اصفهان برگزار میشه.

موضوع کنفرانس این ماه بررسی ماهیت الکترون و حرکت آن در اتم ها و مولکول هاست که با حضور دکتر سبزیان از دانشگاه اصفهان برگزار میشه.

علاقه مندان فردا سر ساعت ۴ اتوبوس از مقابل در دانشکده ی خودمون حرکت میکنه

university ranking of 2011


RankSchoolOverall ScoreAcademic Reputation ScoreEmployer Reputation ScoreFaculty-Student Ratio ScoreInternational Faculty ScoreInternational Students ScoreCitations per Faculty Score#1University of CambridgeUnited Kingdom100.0100.0100.098.998.496.692.7#2Harvard UniversityUnited States99.3100.0100.096.476.986.0100.0#3Massachusetts Institute of Technology (MIT)United States99.2100.0100.099.950.097.999.6#4Yale UniversityUnited States98.8100.0100.0100.084.365.697.2#5University of OxfordUnited Kingdom98.0100.0100.0100.098.295.982.0#6Imperial College LondonUnited Kingdom97.699.8100.099.799.799.979.6#7UCL (University College London)United Kingdom97.399.482.099.096.299.789.5#8University of ChicagoUnited States96.199.990.095.871.581.492.3#9University of Pennsylvania (UPenn)United States95.798.790.099.564.166.394.9#10Columbia UniversityUnited States95.399.9100.095.8N/A86.295.8#11Stanford UniversityUnited States93.4100.0100.074.936.696.5100.0#12California Institute of Technology (Caltech)United States93.099.025.897.099.093.9100.0#13Princeton UniversityUnited States91.9100.067.975.396.569.3100.0#14University of MichiganUnited States91.399.890.091.553.651.285.3#15Cornell UniversityUnited States90.799.890.074.744.770.296.8#16Johns Hopkins UniversityUnited States90.095.955.999.3N/A70.999.8#17McGill UniversityCanada89.698.890.089.982.094.262.6#18ETH Zurich (Swiss Federal Institute of Technology)Switzerland89.599.274.654.4100.099.199.0#19Duke UniversityUnited States89.295.465.099.8N/A55.596.3#20University of EdinburghUnited Kingdom87.898.990.073.788.892.768.8#21University of California, Berkeley (UCB)United States87.6100.0100.0N/A95.262.295.7#22University of Hong Kong (HKU)Hong Kong87.098.959.495.1100.098.954.5#23University of TorontoCanada86.299.990.065.391.349.077.3#24Northwestern UniversityUnited States85.991.577.182.8N/A80.993.6#25The University of TokyoJapan85.9100.090.092.2N/AN/A74.0

آهنربايي با دماي ۲۰۰ درجه سلسيوس زير صفر كه گرانش را خنثي مي‌كند


شايد در نگاه اول افسون جادوگري به‌نظر برسد، اما آن‌چه مي‌بينيد، نمايشي بي‌نظير از آهنربايي است كه با نيتروژن مايع به‌شدت سرد شده و رفتارهاي عجيب كوانتومي از خود نشان مي‌دهد.

اين آزمايش كه در نمايشگاه جانبي كنفرانس سالانه انجمن علوم مريلند، ايالات متحده به نمايش درآمده، توسط دانشجويان گروه ابررسانايي دانشكده فيزيك و نجوم دانشگاه تل‌آويو طراحي شده و در آن، آهنربايي را مي‌بينيد كه دچار پديده «قفل‌شدگي كوانتومي» يا «به‌تله افتادن كوانتومي» شده است. اين پديده، نمايشي از اثر ميزنر است كه رفتار مغناطيسي عجيب ابررساناها را توصيف مي‌كند.
جسم سفيدي دودزايي كه مي‌بينيد، آهنربايي است كه با شناورشدن در نيتروژن مايع (كه در 63كلوين يخ مي‌زند و در 77 كلوين به جوش مي‌آيد) به دماي حدود 70كلوين / 203 درجه سانتي‌گراد زير صفر رسيده و براي آن‌كه زمان بيشتري در اين دما باقي بماند، با پوشش سفيد عايقي پوشيده شده است. آهنرباي فوق‌سرد وقتي در ميدان‌هاي مغناطيسي مختلف قرار مي‌گيرد، شناور در هوا باقي مي‌ماند و هيچ تغييري در وضعيت اوليه آن، چه ساكن باشد و چه در حال حركت، اتفاق نمي‌افتد. جالب اينجاست كه حتي با وارون كردن آهنربا نيز اتفاقي نمي‌افتد!
هرچند اين تعادل پايدار كه به قفل‌شدگي كوانتومي مشهور شده، مدت‌هاست شناخته شده و حتي به نمايش عمومي نيز درآمده بود، اما اين نخستين بار است كه تغيير زاويه آهنربا كه حتي با زاويه 45درجه تغييري در شرايط موجود ايجاد نمي‌كند، نشان داده مي‌شود.

احمدرضا شفيعيان

سقوط تلسکوپ المانی تا چند وقت دیگر

دوستان

همین حالا خبردار شدم که این تلسکوپ سقوط کرده ولی هنوز جاش مشخص نیست

اگه کسی از مکان سقوط اطلاع داره خبرمون کنه

***************************************

در حدود يك ماه پس از سقوط ماهواره آب و هوايي خارج از كنترل سازمان ناسا به زمين، ماهواره ‌اي بزرگ متعلق به كشور آلمان در حال نزديك شدن به سياره است.

 به گزارش خبرگزاري مهر، با وجود اينكه طي چند هفته گذشته مقامات آلماني زمان سقوط اين ماهواره را يكي از روزهاي ماه اكتبر يا نوامبر اعلام كرده بودند، اما اكنون اين احتمال وجود دارد كه ماهواره ROSAT در روزهاي شنبه يا يكشنبه، 22 و 23 اكتبر به زمين سقوط كند، در عين حال مقامات فضايي آلمان محدوده گسترده‌تري را براي سقوط اين ماهواره در نظر گرفته و اين سقوط را در زماني ميان روزهاي 21 تا 25 اكتبر پيش بيني كرده‌اند.

ROSAT در حدود يك ماه پس از سقوط ماهواره UARS ناسا به ميان اقيانوس اطلس به زمين سقوط خواهد كرد. انتظار مي‌رود اين رصد خانه 2.5 تني پرتو ايكس در اتمسفر زمين خرد شود اما بخشي از قطعات بزرگ آن از قدرت مقاومت در برابر حرارت اتمسفر برخوردارند. مقامات آلماني اعلام كردند در حدود 1.7 تن از قطعات اين تلسكوپ متشكل از 30 قطعه بزرگ از آينه آن از سفر از ميان اتمسفر جان سالم به در برده و خود را به سطح زمين مي‌رسانند.

مقامات آلماني احتمال برخورد اين قطعات با انسان‌ها را يك در دو هزار اعلام كردند كه در مقابل خطر برخورد يك در سه هزار و 200 ماهواره UARS تهديد بسيار جدي‌تري به شمار مي‌رود. مقامات هوافضاي آلمان به دقت حركت اين تلسكوپ را زير نظر دارند اما نمي‌توانند به صورت قطعي مكان و زمان سقوط آن را تا دو ساعت پيش از برخورد با زمين مشخص كنند، درست مانند ماهواره UARS.

مدار حركت ROSAT از عرض جغرافيايي 53 درجه شمالي تا جنوبي گسترده شده است، وسعتي كه بخشي بزرگ از زمين را پوشش مي‌دهد، اين به آن معني است كه احتمال سقوط اين ماهواره در هر نقطه اي از كانادا تا آمريكاي جنوبي وجود دارد.

ROSAT در ژوئن سال 1990 و طي پروژه‌اي مشترك ميان آلمان، آمريكا و بريتانيا به فضا پرتاب شد و هشت سال پس از آن اين تلسكوپ دچار نقص فني شده و در نهايت در سال 1999 براي هميشه از كار افتاد. از آن زمان تا كنون اين تلسكوپ در مدار زمين حركتي خارج از كنترل دارد زيرا سوخت آن به پايان رسيده و امكان كنترل آن وجود ندارد.

اين تلسكوپ در طول دوران فعاليت خود تصاوير متعدد و ارزشمندي را از فضا به ثبت رسانده است، نقشه كامل از كل آسمان يكي از تصاوير تركيبي است كه با كمك اين تلسكوپ به ثبت رسيده است. تعدادي از عكسهاي اين تلسكوپ و تصاوير به جا مانده از فعاليت‌هاي آن را مي‌توانيد مشاهده كنيد.

 

احمدرضا شفيعيان

کوتوله های سفید

كوتوله‌هاي سفيد از شگفت انگيزترين اجرام آسماني هستند كه با تلسكوپ معمولي و در شرايط عادي قابل رصد نيستند

كوتوله هاي سفيد كه مي‌توانند معماي كهكشان‌ها ناميده شوند، آخرين مرحله تكامل بسياري از ستاره‌ها هستند. آنها داراي وزني نزديك به وزن خورشيد و حجمي به اندازه زمين هستند كه نشان مي‌دهد بايداجسامي بسيار چگال و فشرده باشند. چگالي آنها حدود يك ميليون برابر چگالي خورشيد است. يعني يك فنجان از كوتوله سفيد حدود 100 تن وزن دارد.

مقدار جاذبه سطحي در سطح كوتوله‌هاي سفيد نيز به حد باور نكردني زياد است و به حدود 100 ميليارد برابر ثقل زمين مي‌رسد. بنابراين هر جسمي كه به منظور كاوش در سطح يكي از كوتوله‌هاي سفيد فرود آيد، بي درنگ بر اثر گرانش بسيار زياد، له مي‌شود.

ستاره‌هايي كه جرمشان تقريبا" معادل جرم خورشيد و يا كمتر از آن است به احتمال زياد همگي به كوتوله سفيد تبديل مي‌شوند.

ستاره‌هاي پرجرم‌تر به طريق ديگري مي‌ميرند. اين گونه ستاره‌ها ممكن است به ستاره نوتروني و يا شايد سياهچاله تبديل شوند.

اصطلاح كوتوله سفيد براي توصيف مرحله‌اي از تكامل ستاره‌اي به كار مي‌رود كه ستاره پس از تبديل شدن به غول سرخ، در آن مرحله از انقباض باز مي‌ايستد.

در مرحله كوتوله سفيد، ماده ستاره‌اي فشرده مي‌شود و به جسمي كم نور، به اندازه‌اي بسيار كوچك (به اندازه زمين) تبديل مي‌شود و از آنجا كه ستاره ديگر هيچ منبعي براي توليد انرژي ندارد، سرد مي‌شود.

كوتوله سفيد

پس كوتوله سفيد، ستاره‌اي است كه ديگر سوخت هسته‌اي‌اش تمام شده و بسيار فشرده و كوچك شده، چنين ستارگاني بسيار داغ هستند ولي آهسته آهسته دماي خود را از دست مي‌دهند.

كوتوله هاي سفيد مي‌توانند به ما درباره سن جهان بگويند. اگر ما بتوانيم زماني را كه طول مي‌كشد تا يك كوتوله سفيد سرد شود و به يك كوتوله سياه تبديل شود را تخمين بزنيم،‌ مي‌توانيم محدوده كوچك‌تري را براي سن جهان و كهكشان‌ها در نظر بگيريم. چراكه ميلياردها طول مي‌كشد تا يك كوتوله سفيد سرد شود. به اين ترتيب مي‌توانيم به اين برداشت برسيم كه سن جهان هنوز خيلي زياد نيست. زيرا اگر غير از اين بود كوتوله‌هاي سفيد بايد به كوتوله‌هاي سياه تبديل مي‌شدند.

از روي فاصله و نورانيت ظاهري اندازه گيري شده كوتوله‌هاي سفيد، محاسبه درخشندگي حقيقي آنها امكان پذير است. درخشندگي كوتوله‌هاي سفيد گستره وسيعي از قدر مطلق حدود 10+ تا حدود 20+ دارد.

رنگ كوتوله سفيد

رنگ كوتوله‌هاي سفيد گستره‌اي از آبي سير تا زرد را نشان مي‌دهد. گستره دماي مربوط به اين رنگ‌ها از حدود 100000 تا 5000 درجه كلوين است كه آبي‌ترين تا سرخ‌ترين كوتوله‌هاي سفيد را در بر مي‌گيرد.

رنگ كوتوله سفيد

طيف كوتوله‌هاي سفيد

طيف كوتوله‌هاي سفيد از ستاره‌هاي معمولي بسيار متفاوت است. در بيشتر طيف‌ها خطوط طيفي اندكي وجود دارد. تنها خطوطي كه به صورت برجسته و واضح ديده مي‌شوند خطوط هيدروژن است. با اين حال در طيف بعضي از كوتوله‌هاي سفيد، نمودهاي غير عادي به چشم مي‌خورد. به طور مثال، كوتوله‌هاي سفيدي وجود دارند كه در طيف آنها اثري از خطوط مربوط به هيچ عنصري ديده نمي‌شود. طيف برخي از كوتوله‌هاي سفيد فقط خطوط هليوم را نشان مي‌دهد، بي آنكه خطوط هيدروژن در آن قابل مشاهده باشد. در طيف برخي ديگر خطوط عناصر سنگين مانند كلسيوم و آهن وجود دارد.

 

احمدرضا شفيعيان