شب یلدای همه مبارک
یلدا یعنی یادمان باشد که زندگی آنقدر کوتاه است که یک دقیقه بیشتر با هم بودن را
باید جشن گرفت
یلدایتان مبارک.
یلدا یعنی یادمان باشد که زندگی آنقدر کوتاه است که یک دقیقه بیشتر با هم بودن را
باید جشن گرفت
یلدایتان مبارک.
روزى شخصى حضرت سجّاد عليه السّلام را تعريف و تمجيد كرد واظهار علاقه شديدى نسبت به آن حضرت داشت .
امام عليه السّلام فرمود: خداوندا، به تو پناه مى برم از اين كه مبادا ديگران مرا دوست بدارند، در حالى كه تو مرا دشمن داشته باشى .
حق زبان در رساله حقوق امام سجاد:
حق زبان اين است كه از گرفتار شدن به گفتار زشت مصون ماند و عادت بر خوبيها و سخنان نيك پيدا كند.
هنگامي که مدل خورشيد مرکزي جاي مدل زمين مرکزي را گرفت، دريچه هاي تازه اي براي مشاهدات انسان گشوده شد. يکي از اين دريچه ها اين بود که «همه چيز در حال گردش است »به تدريج و با تبيين حرکت هاي اجرام منظومه ي شمسي توسط قوانين فيزيک ،مشاهدات از اين هم فراتر رفت ؛اين اجرام نه تنها مي گردند، بلکه گردششان الگوي خاصي نيز دارد. يعني، تقريبا همه ي آنها در يک جهت مي گردند. اين پرسشي را برانگيخت که خود به نظريه اي جديد منجر شد ،خورشيد و خانواده اش از يک منشأ سرچشمه گرفته اند . آنچه راز اين هم سويي را برملا کرد، از فيزيک آمد . برملا کننده مفهومي است کمتر شناخته به نام تکانه ي زاويه اي .
و اين داستان تکانه ي زاويه اي است و اينکه چگونه رازهاي نجومي را بر ما آشکار مي کند.
دوران يا چرخش يکي از دو شکل حرکت در طبيعت است . شکل ديگر حرکت ،حرکت انتقالي است.دوران همواره حول محوري انجام مي گيرد. اطراف ما پر است از حرکت هاي دوراني يا چرخشي ؛چرخش چرخ هاي اتومبيل و دوچرخه ،توپي که در حال قل خوردن است ،اتومبيلي که در حال دور زدن در يک ميدان است ،حتي پيچيدن به داخل يک کوچه همگي مثال هايي آشنا و روزمره از حرکت هاي دوراني اند. چرخش پره هاي هواپيما يا هلي کوپتر، دوران الکترون در يک شتاب دهنده ي سيکلوتروني ،چرخش سريع سانتريفيوژ براي جدا کردن مواد از يکديگر از ديگر مثال هايي اند که به دوران مربوط اند.
دوران در نجوم نيز حضور دارد . به نظر مي رسد بيشتر اجرام آسمان در حال دوران اند: ماه به دور زمين مي گردد، زمين به دور خورشيد و خورشيد به دور مرکز کهکشان. علاوه بر آن، همه ي آنها هريک، حرکت دوراني به دور خودش دارد . تکانه ي زاويه اي مفهوم و کميتي است بسيار مهم براي توصيف و تبيين حرکت هاي دوراني . همانند جرم ،انرژي ،و تکانه ،تکانه ي زاويه اي نيز از خاصيت هاي مهم هر جسم است . ما به کمک تکانه ي زاويه اي مي توانيم گرايش يک جسم براي حفظ چرخش يا حرکت روي دايره را توضيح دهيم . اجازه بدهيد همين جمله ي آخر را تعريفي براي تکانه ي زاويه اي بگيريم و در ادامه درباره ي ويژگي هاي تکانه زاويه اي صحبت کنيم.
براي مقايسه ابتدا حرکت انتقالي را ،که ساده تر است، در نظر مي گيريم . در حرکت انتقالي ما مفهوم تکانه (بدون پسوند «زاويه اي »)را داريم که گرايش جسم براي حفظ حرکت مستقيم در غياب نيروي خارجي را بيان مي کند. براي اينکه اهميت اين مفهوم را بهتر متوجه شويم مثالي مي زنيم . دو جسم در حال حرکت، مثلا يک دوچرخه و يک کاميون، را در نظر بگيريد که هر دو با سرعت يکساني حرکت مي کنند. هر دو داراي تکانه يا اندازه ي حرکت معيني هستند. اما واضح است که نگه داشتن دوچرخه، که جرمش به مراتب کمتر است، راحت تر از متوقف کردن کاميون است. عکس اين مطلب نيز صحيح است ؛يعني به حرکت در آوردن دوچرخه و رساندن آن به يک سرعت معين سهل تر از به حرکت در آوردن کاميون و رساندن آن به همين سرعت است. حالت ديگر، مقايسه دو جسم هم جرم است . مثلا دو کاميون هم جرم را در نظر بگيريد. اگر سرعت هاي آنها متفاوت باشد متوقف کردن کاميوني که سرعتش کمتر است راحت تر است . به اين ترتيب، ملاحظه مي کنيم که تکانه ي يک جسم به مقدار جرم و سرعت آن بستگي دارد .تعريف آن نيز به همين صورت است:
تکانه =سرعت×جرم
ما همين نوع تعبير را براي تکانه ي زاويه اي به کار مي بريم. با اين تفاوت که در حرکت دوراني، علاوه بر جرم کل جسم، نحوه ي توزيع آن نيز در حرکت دوراني جسم تأثير دارد. مثلا، دو چرخ را در نظر بگيريد که جرم و شعاع يکسان دارند اما توزيع جرم آنها متفاوت است. در يکي تقريبا تمامي جرم به صورت طوقه اي توزيع شده که با پره هاي سبکي به محور چرخ وصل است و در ديگري جرم به صورت قرصي يکنواخت توزيع شده است.
حالا فرض کنيد که هر دو چرخ با سرعت زاويه اي يکساني حول محورهاي خود مي گردند. شايد اينجا چندان بديهي نباشد ،اما،تجربه نشان مي دهد که متوقف کردن چرخ توپر، که جرم آن به صورت قرص يکنواخت توزيع شده، راحت تر است . در اينجا نيز،همانند مثال دوچرخه و کاميون، حالت عکس نيز صادق است ؛يعني ،به حرکت در آوردن چرخ توپر و رساندنش به يک سرعت زاويه اي معين راحت تر از رساندن چرخ طوقه اي به همان سرعت است.
-پايستگي تکانه ي زاويه اي
همانند انرژي و تکانه ي خطي ،تکانه ي زاويه اي نيز پايسته است . اين يعني ،تا زماني که جسم در حال دوران تحت تأثير نيرويي خارجي قرار نگرفته است ،تکانه ي زاويه اي آن تغييري نمي کند و ثابت مي ماند. اين موضوع زماني جالب مي شود که ما سامانه ي در حال دوراني را در نظر بگيريم که از قسمت هاي مختلف تشکيل شده است . اجزاي داخل سامانه ممکن است نسبت به هم تغيير وضعيت بدهند که اين به معناي تغيير در توزيع جرم کل سامانه است . در اين صورت، سرعت دوران سامانه، يا اجزاي آن چنان تغيير مي کند که کماکان تکانه ي زاويه اي سامانه همان مقدار اوليه باقي بماند. مثال معروف و آشنا در اين مورد، حرکت هاي اسکيت بازها و شيرجه روهاست. بياييد ببينيم اينها چگونه از قانون پايستگي تکانه ي زاويه اي استفاده مي کنند ؟
هنگامي که اسکيت باز شروع به دوران مي کند، سرعت زاويه اي و تکانه ي زاويه اي معيني پيدا مي کند که با نحوه ي حالتي که به خود مي گيرد متناسب است . اکنون اسکيت باز مي تواند با تغيير وضعيت بدنش حالت يا فيگورهاي مختلفي را ايجاد کند. مثلا، ممکن است دست هاي خود را به طرفين باز کند، يا برعکس، بدن خود را تا حد ممکن جمع کند . در حالت اول، که توزيع جرم بيشتر مي شود، سرعت چرخش وي کم و در حالت دوم، که توزيع جرمش کمتر مي شود، سرعت چرخشش بيشتر مي شود . شيرجه رو نيز دقيقاً از همين خاصيت استفاده کرده و سرعت چرخش خود را با تغيير وضعيت بدنش کم يا زياد مي کند.
از مثال هاي فوق نتيجه مي گيريم در يک سرعت دوران معين هرچه جسم از مرکز دوران دورتر باشد، تکانه ي زاويه اي آن بزرگ تر است . مثلا، اگر جسمي را به نخي ببنديم و آن را به دوران در بياوريم، هرچه طول نخ بلندتر باشد تکانه ي زاويه اي بيشتر است و به همان نسبت متوقف کردن دوران دشوارتر مي شود.
(در اولین فرصت قسمت دوم این مقاله را برای دوستان آپ می کنم.)
برای دریافت کتاب "حسین چه میخواست بگوید؟" به اتاق ۲۱۵ ساختمان مرکزی(دبیرخانه طرح رفعت) مراجعه فرمایید.
پاسخ نامه را حد اکثر تا ۱۰ دی ۱۳۹۰ به اتاق ۲۱۵ ساختمان مرکزی تحویل دهید.
سوالات مسابقه و پاسخ نامه در ادامه مطلب قرار دارند.
فوارههای برآمده از مرکزمسیه ۸۷
این تصویر نشات گرفته از یک هسته ی کهکشانی فعال است که ممکن است در بر گیرندهٔ یک سیاهچاله ی کلان جرم باشد. (منبع: تلسکوپ فضایی هابل/ناسا/سازمان فضایی اروپا)
نگارهای تخیلی از صفحه تجمع پلاسمای داغ بر گِرد یک سیاهچاله (برگرفته از ناسا).
مکان برگزاری:
دختران:رو به روی کوی اساتید و سوپر امین
پسران:رو به روی کتابخانه ی مرکزی
زمان:
17:45 الی 20:30
در ضمن اگر کسی مطلب یا مقاله ای در رابطه با"گرفت، اختفاو صورت فلکی" داره بگه تا ایمیل بدم وارسال کنه.
باتشکر
روح شما اغلب نبردی ست که در ان عقل و منطق با شوق و عشق در جنگ و ستیزند.
کاش میتوانستم در میدان روح شما میانجی باشم و ایین رقابت و ناهماهنگی را میان قوای
قدسی وجودتان به وحدت و اهنگ بدل کنم.
اما چگونه در اینکار توفیق خواهم یافت مگر انکه شما خود در این میانه صلح افرین باشید و
عاشق همه ارکان هستی خویش!
رسیدیم به روزی که بتونیم روز دانشجو رو به هم تبریک بگیم.وازین لحاظ چون اولین سالیه که دانشجوییم برامون اهمیت بیشتری داره این روز.و چه خوب که فیزیک دان شدیم
هم کلاسی....روزت مبارک

چند ساعت قبل مطلبی مبنی بر کشف شدن سیاره ای مانند زمین که دارای آب و شرایط جوی خوبی برای زندگی است در اینترنت پخش شد که توضیحی از آن ارائه خواهد شد.

بادها شیهه می کشند در وزشِ گام های اسبانِ خیره سر که هلهله کنان بر پیکران بی سر تاختن گرفته اند. جادوگر پیر ـ ابلیس همیشگی ـ کنار معرکه ایستاده است و فاتحانه سواران خویش را یاری می دهد و هر لحظه در گوش هر یک طلسمی زمزمه می کند تا دل های سنگی را سخت تر و افکار پلید را شعله ورتر سازد. غباری غلیظ، سراسر دشت را پوشانده است و تنها برقِ گاه گاهِ شمشیرهای برهنه از آن میان می نماید.
مردانِ باقی مانده در خیمه گاه کوچک، پیکرانِ چاک چاک عزیزانشان را یک به یک کنار هم خوابانده اند بی آن که کسی مرثیه ای برایشان بخواند، بی آن که تابوتی باشد، بی آن که کفنی...
سرزمین شگفتی است این جا، می شود به خون غسل کرد و به شمشیر، تیمّم و به اشک، وضو.
شن بادها، دیدگانم را می آزارند. بر فراز تپه های کوچک کنار معرکه می ایستم و می نگرم. پشتِ نی های سر خمیده فرات می ایستم و به مرثیه جاری در امواج فرات گوش می سپرم که هر لحظه پیش می آیند و از داغ، سر به کناره می کوبند در ازدحام امواج داغدار فرو می روند. قطره های خونی غلیظ بر کرانه فرات می درخشد. دنبال می کنم. دستی قطعه قطعه و افتاده؛ امّا همچنان گره خورده. بیش تر می روم. شمشیری خونین در مشتی که هنوز خشم و جسارت از مقطعِ پُر حرارتش می جوشد. پیش تر می روم. مشکی سوراخ شده به جورِ تیرهای به کینه رها شده. سر بالا می آورم، مردی ـ پهلوانی ـ با رخی رنگین از سرخ ترین خون ها که از شریانش هنوز می جهد. شیری شرزه که همچنان می غرّد امّا بی دست، بی مشک، بی شمشیر؛ و کفتارانی که هر لحظه هنوز می گریزند و در هر فرصتی از پُشت، ناجوانمردانه زخمی و ضربتی فرو می آورند و در انتظار فروپاشیِ علمدار، لحظه می شمارند. دستان اشک، گریبانم را به سختی می فشارند. می گذرم...
آن سوتر، دودی غلیظ فریاد می کشد و بالا می رود و سر به باد می کوبد. و هم چنان که می چرخد و می تابد، اشاره می کند به خیمه هایی که هر لحظه شعله ور می شوند. دخترکان محجّبه فریادکشان پناه می آورند به تنها مردی که مانده است. آخرین مرد، قفل زره به تن محکم می کند. ذوالجناح سُم می کوبد و زمین می ساید. آخرین مرد پا در رکاب می کند و به نگاهی، آخرین وداع را به چشمان عزیزانش می ریزد.
روبه رو: اندیشه پلید نیزه ها و شمشیرها؛ خیمه های رنگی بزرگ و سردارانِ به خود غرّه و سربازان جاهلِ رجزخوان.
پس به لحظه ای، ذوالجناح به هیئت صاعقه ای می تابد و می شکافد، در وسعتِ مه گرفته مقابل که اینک انتظارش را می کشند فرو می رود... .

مشک برداشت که سیراب کند دریا را
رفت تا تشنگی اش آب کند دریا را
آب روشن شد و عکس قمر افتاد در آب
ماه می خواست که مهتاب کند دریا را
تشنه می خواست ببیند لب او را دریا
پس ننوشید که سیراب کند دریا را
کوفه شد علقمه، شق القمری دیگر دید
ماه افتاد که محراب کند دریا را
تا خجالت بکشد سرخ شود چهرۀ آب
زخم می خورد که خوناب کند دریا را
ناگهان موج برآمد که رسید اقیانوس
تا در آغوش خودش خواب کند دریا را
آب مهریۀ گل بود و الاّ خورشید
در توان داشت که مرداب کند دریا را
کاش روی دل خشکیدۀ ما آن ساقی
عکسی از چشم خودش قاب کند دریا را
روی دست تو ندیده ست کسی دریا دل
چون خدا خواست که نایاب کند دریا را
شعر از حمیدرضا برقعی
دامن علقمه و باغ گل یاس یکی است
قمر هاشمیان بین همه ناس یکی است
سیر کردم عدد ابجد و دیدم به حساب
نام زیبای اباصالح و عباس یکی است
این مطلب در قالب درد و دل با حضرت زینب و امام حسین (ع) می باشد
امیدوارم استفاده کافی رو ببرید
سحابیها را بر پایه نحوه درخشانیشان به دستههای زیر بخش میکنند:

منابع:
(متن)هاج، پاول، ساختار ستارگان و کهکشانها، ترجمه توفیق حیدرزاده، تهران: سازمان گیتاشناسی، چاپ دوم ۱۳۷۲خ، ص۲۷۵. و ویکی پدیا
(عکس) ناسا
روزانه هزاران تُن شهاب از آسمان با سرعتی معدل پنجاه کیلومتر در ثانیه به طرف زمین سرازیر می شود که اگر جوّ زمین وجود نمی داشت، زمین و کلیه موجودات ساکن در آن بیکباره نابود می شدند.
به همه ي دست اند كاران برگزاري روز فيزيك در صنعتي اصفهان تبريك مي گيم! چون روز فيزيك كه ما برگزار كرديم از روز فيزيك صنعتي شريف و تهران خيلي سرتر و بهتر بود. واقعا خسته نباشيد.
حالا يه چندتا از عكس ها رو آپلود مي كنم و اميدوارم كه خوشتون بياد.
و هركسي از دوستان با گذاشتن عكس خودش مشكل داره بگه تا عكس رو بداريما.
در ضمن ببخشيد كه يه كم دير شد آپلود عكسا.
اما خيلي خوش گذشت ها. جاي همه ي دوستاني كه نبودند خالي.
عكسهاي با كيفيت ادامه مطلب رو هم ببينيد با رمز روز فيزيك (البته انگليسيش و بدون فاصله!!!)

راستي يه چندتا عكس جديد هم اضافه شد!!!

تئوري ريسمان
ما اطلاعاتي از تئوري هاي ذره اي داريم مي دانيم كه دانشمندان ذرات بنيادي را ساختار طبيعت و كيهان در نظر مي گيرند جايي كه هم نيرو و هم ماده از ذرات بنيادي به نام بوزون و فرميون ساخته مي شوند .
ببينيم تئوري ريسمان به ما چه مي گويد ؟
تئوري ريسمان به ما مي گويد كه هر آنچه كه وجود دارد از رشته هايي يك بعدي كه ريسمان ناميده مي شود ساخته مي شوند . اين ريسمان ها قادر اند تا در فركانس هاي متفاوت به نوسان به بپردازند . هر فركانس خاص موجب به وجود آمدن يك ذره ي خاص مي شود . مقياس و جرم ذره به نوع نوسان بستگي دارد . همچنين تئوري ريسمان به ما مي گويد كه نمي توان هيچ تفاوت اندازه گيري را نمي توان بين ريسمان هايي كه به دور ابعاد كوچكتر پيچيده اند با ريسمان هايي كه در ابعاد بزرگتر حركت مي كنند نمي توان يافت . جالب است كه اين ذرات دقيقا با نوسان است كه طيف ريسمان ناميده مي شود .
سرباز از برج دیده بانی نگاه می کرد و عکاس را می دید که بی خیال پیش می آمد. سه پایه اش را به دوش می کشید. هیچ توجهی به تابلوی«منطقه نظامی/ عکاسی ممنوع» نکرد. هوا سرد بود و حوصله نداشت از دکل پایین بیاید.
مگسک را تنظیم کرد و لحظه ای نفس در سینه اش حبس شد. تلفن که زنگ زد، تیرش خطا رفت.
ـ جک ! خواهرت از مینه سوتا آمده بود تو را ببیند. همان که می گفتی عکاس روزنامه است. فرستادمش سر پستت تا غافلگیر شوی.
تابه امروز ما فقط تونستیم به کره ماه سفر کنیم وجدیدا هم یه سری افراد برای سفر به مریخ درحال آموزش دیدن هستند.یعنی در همین حد تونستیم از زمین فاصله بگیریم.اما یعنی ما همین قدر توانایی داریم؟!انسانی که در مدت کوتاهی تونست از هواپیماهای ساده وابتدایی به موشک های فضایی برسه،چقدر دیگه میتونه پیشرفت کنه؟انسانی که خداوند اشرف مخلوقاتش خواند باید بیشتر ازین ها بتونه.
این آیه به نظر من به ما جواب این سوال رو میده:
آیه 33سوره الرحمن:«يامَعشَر الجِنِّ وَالإِنسِ إن استَطَعتُم أن تَنفُذُوا مِن أقطارِ السَّماواتِ وَالأرضِ فانفُذُوا لاتَنْفُذُونَ إلاّ بسُلطان»
«(ای جن وانس)اگر میتوانید از اطراف(مرزهای) آسمان ها وزمین خارج شوید پس بیرون روید،هرگز خارج نمی شوید مگر با تسلطی(نیرویی فوق العاده)»
در رابطه با این آیه تفسیرهای مختلفی وجود داره.که بعضی دررابطه با معنی معنوی آیه هستند وبعضی هم به جنبه علمیش نگاه کردن. تفسیر معنوی میگه که این آیه به قیامت و...مربوطه و تفسیر علمی میگه که آیه اشاره میکنه به اینکه انسان توانایی سفر به آسمان ها رو داره و "سلطان" که توی آیه ذکر شده یک نیرو وتسلط علمیه.(البته همه در این مورد اتفاق نظر ندارن)
پس خداوند خودش به ما میگه که ما میتونیم از آسمان ها بگذریم.البته این مورد که در قرآن ذکر شده 7 آسمان داریم هنوز توی علم نتونسته اثبات بشه.اگه ما بخوایم به این حد از علم و پیشرفت برسیم احتمالا باید به چیزی مثل همون براقی که حضرت محمد(ص)توسط اون معراج کرد برسیم.البته این تصور که براق یک وسیله است به نظر من کاملا اشتباهه.همون طور که برای سفر در زمان از یک پدیده ی طبیعی باید استفاده کنیم برای این امرهم احتمالا باید همین کار رو انجام بدیم....حالا با همه ی این اوصاف واقعا تا کجا باید رفت؟!!

فیزیك
بدون شك علمی شگفت انگیز است. ذراتی كه وجود ندارند در احتمالات به حساب
می آیند، و زمان متناسب با سرعت حركت شیء تغییر می كند. نشریه تلگراف،
10پدیده عجیب از این عجایب در علم فیزیك را با كمك تعدادی از كاربران
توئیتر و كیهان شناسی به نام «ماركوس چاون» ارائه كرده است كه در ادامه از
نظرتان می گذرد.
خورشید می توانست از موز ساخته شده باشد
خورشید
بسیار پرحرارت است زیرا وزن چند میلیارد میلیارد میلیارد تنی آن گرانش
عظیمی به وجود می آورد كه در نتیجه هسته ستاره را تحت فشاری غیرقابل تصور
گذاشته و در نتیجه فشار بالاحرارت فوق العاده تولید می كند. در صورتی كه به
جای گاز هیدروژن از میلیاردها میلیارد میلیارد تن موز استفاده می شد نیز
همان میزان فشار و در نتیجه همان مقدار حرارت در خورشید به وجود می آمد. با
این حال با افزایش حرارت، اتم ها با بخش های مختلف ساختار ستاره یی برخورد
كرده و انرژی اتمی را به وجود می آورند كه در اینجا تفاوت میان حضور
هیدروژن و موز در ساختار خورشید آشكار خواهد شد.
برنامه ی هسته های نجوم در هفته اعلام شد که مکان آنها متعاقبا اعلام خواهد شد.

۱) الیزابت اسکیم: مدت کوتاهی بعد از مرگ مادر، الیزابت اسکیم با پزشک مادرش دکتر وولف ازدواج کرد. از آن زمان، او شیفته اختراع تازه آن هنگام، یعنی اشعه ایکس شد. وی کار قبلی اش را که کتابداری بود رها کرد تا در آزمایشات شوهرش شرکت کند. آنها یک ماشین اشعه ایکس خریدند و نخستین آزمایشگاه اشعه ایکس را در سانفرانسیکو احداث کردند. متأسفانه آنها از عوارض اشعه ایکس آگاه نبودند و خودشان را در آزمایشات در معرض اشعه قرار می دادند و موضوع آزمایشات می شدند. سرانجام الیزابت اسکیم در نتیجه سرطان درگذشت.
۲) لوییس اسلوتین: وی در پروژه منهتن که هدفش درست کردن نخستین بمب هسته ای بود شرکت داشت. در یکی از آزمایشات او به صورت تصادفی ظرفی محتوی بریلیوم را در درون محفظه دیگری رها کرد که باعث یک واکنش خطرناک شد. بقیه دانشمندانی که در اتاق بودند، هاله آبی یونیزاسیون را مشاهده کردند و موجی از گرما را حس کردند. میزان اشعه ای که او دریافت کرد، تقریبا به اندازه اشعه ای است که در صورت فاصله ۱۵۰۰ متری از یک اتفجار اتمی، نصیب آدم می شود. اسلوتین را بالافاصله به بیمارستان بردند، اما او نه روز بعد درگذشت.
۳) اتو لیلینتال: او را پادشاه گلایدر می شناختند. لیلینتال، یکی از پیشگامان هوانوردی بود و نخستین انسانی بود که چندین پرواز موفق با گلایدر داشت. عکس های او در همه روزنامه ها و مجلات چاپ می شدند و منجر به این عقیده عمومی می شدند که هوانوردی، امری ممکن خواهد شد. اما در جریان پروازی در سال ۱۸۹۶، ستون مهره او بعد از سقوط از ارتفاع ۱۷ متری شکست. آخرین حرف او این بود: فداکاری های کوچک باید انجام شوند.
۴) ماری کوری: ماری کوری، نیازی به معرفی ندارد، او و شوهرش پییر، در سال ۱۸۹۸ رادیوم را کشف کردند و در پی این شکف، مشغول خواص این عنصر بودند. متأسفانه، مشخص شد که تماس مداوم با اشعه می تواند منتهی به بیماری شود. ماری کوری در سال ۱۹۳۴ در نتیجه ابتلا به لوسمی درگذشت.
۵) جان گادفری پاری توماس: او یک مهندس و اتوموبیل ران ولزی بود. آرزوی زندگی او شکستن رکورد سرعت مالکوم کمپل بود. به همین منظور او اتوموبیلی به نام «بابز» ساخت. اما در جریان تلاش برای شکست رکورد، یکی از زنجیرهای اتوموبیل او پاره شدن و به گردنش برخورد کرد و منجر به مرگ فوری او شد.
۶) الکساندر بوگدانف: در تلاش برای جوانی همیشگی، او شروع به آزمایشاتی روی انتقال خون شد. او تزریق خون را روی خودش امتحان کرد و ادعا کرد که طاس شدنش متوقف شده و دید چشمش بهتر شده است. اما او اصلا خون های اهداکننده ها را آزمایش نمی کرد و در یکی از آزمایشان خون فردی مبتلا به مالاریا و سل را به خودش تزریق کرد و در نتیجه عوارض این تزریق درگذشت!
۷) جان فرانسیس دو روزیه: او معلم فیزیک و شیمی بود. وی یکی از کسانی بود که نخستین پرواز بالون را نظاره کرده بود و همین مطلب شوق پرواز را در او ایجاد کرده بود. او نخستین کسی بود که با بالون به ارتفاع ۹۰۰ متری رسید. او کارش را در این مرحله متوقف نکرد و در تلاش بعدی در نظر داشت از فراز کانال لنگلیس، از انگلیس به فرانسه برود. متأسفانه بعد از اینکه او ۴۵۰ متر اوج گرفت، بالونش منفجر شد و منجر به مرگ او شد.
۸) کارل اسکیل: او یک داروساز بود و شخصی بود که عناصر شیمیایی زیادی مثل اکسپژن، کلورین، تنگستن، منگنز و مولیبیدن را کشف کرده بود. اما او عادت عجیبی داشت: چشیدن کشفیاتش! او گرچه در یک نوبت، بعد از چشیدن سیانید هیدروژن، نمرد! اما دفعه بعد از چشیدن جیوه درگشت!
۹) هنری وینستنلی: او فانوس دریایی معروفی را در ادیستون در بریتانیا احداث کره بود. وی که از استحکام سازه اش مطمئن بود، ترجیح داد که در حین یک طوفان در درون آن بماند. متأسفانه فانوس دریایی او در هم شکست و وینستنلی و ۵ نفر دیگر در این میان کشته شدند.
۱۰) کارل سوسِک: او کپسولی اختراع کرده بود که طبق ادعای او می توانست شخصی را به سلامت از آبشار نیاگارا بگذراند! در سال ۱۹۸۵، یک شرکت سرمایه گذاری حاضر شد که به او برای آزمایش کپسول ویژه اش کمک کند. به همین منظور در یکی از مناطق تگزاس آبشاری ۵۵ متری ساخته شد. کپسول او می بایست بعد از فرود درون چاله پایین آبشار مصنوعی می افتاد. اما متأسفانه کپسول به لبه این چاله برخورد کرد و سوسِک روز بعد درگذشت!
اندیشه وجود بعد پنجم چیز جدیدی نیست و از کارهای دو دانشمند معروف آلمانی به نامهای کالوزا ( kaloza ) و کلاین (klein )ناشی شده است. این دو دانشمند که به صورت مستقل کار می کردند، خواستند با استفاده از تعمیم نظریه نسبیت عام انیشتین به وحدت گرانش و الکترومغناطیس دست یابند. آنها نشان دادند که ممکن است بتوان نیروی الکترومغناطیسی را یک بعد اضافی به حساب آورد. همچنین در جواب این سوال که چرا در فواصل عادی و انرژیهای کم بعد پنجم دیده نشده است، اظهار داشتند که بعد پنجم در اندازه ای کوچکتر از یک اتم در هم پیچیده است.
دانشمندان فیزیک سعی دارند که برای نیروهای چهارگانه بنیادی خاستگاه مشترکی را کشف کنند. این امید با فرضیه مهبانگ و انبساط جهان فیزیکی سازگار است. چون این دو فرضیه ، با فرض درست بودن آنها ، گواه بر آن هستند که در آغاز تنها یک نیرو و یک نوع از ذرات وجود داشته اند. میل به دستیابی به ساختار و فرضیهای یگانه ، در حقیقت ناشی از این واقعیت است که جهان فیزیکی در آغاز ، از تقارنی بسیار گسترده برخوردار بوده است.
پس از مهبانگ ، جهان فیزیکی ، همچنان که سردتر و گسترده تر می شد، پیچیدهتر و گونه گونه تر هم می گشت. بنابر این نیرو و ذره یگانه نخستین ، رفته رفته به چهار نیرو و ذرات بنیادی بسیاری تبدیل گشت. دانشمندان فیزیک می گویند که باید تقارن نخستین شکسته شده باشد تا نیروهایی که ما می شناسیم پدید آیند.
خدایا!
به من زیستنی عطا کن که در لحظه مرگ، بربیثمری لحظهای که برای زیستن گذشته است، حسرت نخورم و مردنی عطا کن که بر بیهودگیاش سوگوار نباشم..
خدایا چنین زیستن را تو به من بیاموز، چگونه مردن را خود خواهم دانست…
ای خداوند…
ای خداوند! به علمای ما مسئولیت، و به عوام ما علم، و به مومنان ما روشنایی، و به روشنفکران ما ایمان و به متعصبین ما فهم و به فهمیدگان ما تعصب و به زنان ما شعور و به مردان ما شرف و به پیروان ما آگاهی و به جوانان ما اصالت و به اساتید ما عقیده و به دانشجویان ما نیز عقیده و به خفتگان ما بیداری و به دینداران ما دین و به نویسندگان ما تعهد و به هنرمندان ما درد و به شاعران ما شعور و به محققان ما هدف و به نومیدان ما امید و به ضعیفان ما نیرو و به محافظهکاران ما گستاخی و به نشستگان ما قیام و به راکدین ما تکان و به مردگان ما حیات و به کوران ما نگاه و به خاموشان ما فریاد و به مسلمانان ما قرآن و به شیعیان ما علی(ع) و به فرقههای ما وحدت و به حسودان ما شفا و به خودبینان ما انصاف و به فحاشان ما ادب و به مجاهدان ما صبر و به مردم ما خودآگاهی و به همه ملت ما همت، تصمیم و استعداد فداکاری و شایستگی نجات و عزت ببخش !
بین ذرات بنیادی چهار نوع نیرو عمل می کنند که آنها را نیروهای بنیادی یا اولیه می نامند.
۱) نیروی پر قدرت کوارک :
که نیروی رنگ نیز نامیده می شود از جدا شدن بیش از حد کوارکهای داخل هسته از یکدیگر و یا حتی از پرت شده آنها به خارج جلوگیری می کند . نیرونی پر قدرت کوارک یا نیروق قوی از طریق ذرات مبادله کننده یا به اصطلاح گلوئون ها انتقال می یابدکه بین کوارکها در پرواز هستند این نیرو مانند چسب پیوستگی بین کوارکها را تضمین میکند نیروی هسته ای که پروتونها و نوترونها را در هسته اتم به هم پیوسته نگاه می دارد در واقع نیروی بنیادی نیست بلکه نیرویی است که از نیروی رنگ کوارکها(یعنی قویترین نیرویی که به اشاره می شود) به دست می آید.
۲) نیروی الکترومغناطیسی:

يعني مي شه...
آغاز دهه ي محرم را تسليت مي گوييم...




منبع : فرندفا و آقای بیست ونیم
یادش بخیر!

پس زیاد ناراحت نباشید!!!!!