سیاه چاله ، جرم ،اندازه حرکت و کشش فضا زمان

ما در جهانی چهار بعدی زندگی میکنیم ، جهانی که ما آن را با حواس پنج گانه خود  درک مینمائیم شامل سه بعد مکان است که حجم فضا را میسازد ویک بعد زمان که حرکت را سامان میدهد. زمان و حرکت لازم وملزوم یکدیگرند ودرکنار هم مفهوم می یابند، اگردر جهان ما ، کائنات فضائی خالی از جرم بود فضا زمان موجود بود ولیکن درکی از زمان میسر نمیشد و اگر جهان دارای اجرامی بود ساکـن باز هم زمـان موجود بود ولی درکی از آن ممکن نبود، اساسا در کائنات فضا و حجم بدون زمان بی معنی است وزمان بدون فضا نیز خالی از معنی است .

مفهوم زمان آنچنان که در بعد چهارم جاری است مفهومی سخت در ادراک معنی است ومنظوراز این زمان با آنچه که ساعت آنرا نمایانگر است متفاوت میباشد زمان نشان داده شده توسط ساعت، قراردادی است که انسان بر اساس چرخش زمین حول محور خود ابدا نموده است اگر چه به نوعی نماینده حرکت محوری زمین است ولیکن مقیاسی است که اساسا آنرا انسان تایین نموده و با مفهوم زمان در( فضا زمان) متفاوت است .برای سادگی در درک زمان در فضا بهتر است آن را به صورت صفحه ای شطرنجی در فضا در نظر بگیریم به نحوی که هر مربع این صفحه یک واحد زمانی در جهان چهار بعدی ما باشد. منظور از واحد زمانی ثانیه یا ساعت یا روز وغیره نیست، بلکه منظور واحد هائی کوچک از زمان است که خود به تنهائی خصوصیات کل صفحه زمان را دارا بوده و از اجتماع این واحد ها آن صفحه فرضی زمان در فضا شکل میگیرد. لازم به ذکر است که زمان واقعی در فضا شکل مستقل ندارد، بلکه همان گونه که در بالا به آن اشاره شد با فضا مفهوم می یابد واساسا با هم شکل کائنات را بدین صورت که مشاهده میکنیم  ساماندهی می نمایند. جرم مقدار ماده ای است که در فضا احجامی را اشغال میکند و در این مقاله هر جا از آن نام برده شد حجم اشغالی نیز در منظور موجود است و همچنین هر جا از فضا یاد شد منظور همان فضازمان است . حرکت، جاذبه جرمی و زمان کیفیتهائی متفاوتند اما چنان به هم وابسته که در غیاب هر یک سایرین نیز نا مفهوم می گردند وهم نمیتوان به تقدم آن پی برد بدین معنی که این جاذبه است که زمان را با به حرکت درآوردن اجرام سامان میدهد یا کشش در زمان است که در اطراف هر جرمی جاذبه را شکل می بخشد .

 آنچه مسلم است  در اطراف هر جرمی، صفحه فرضی زمان در حجم فضا زمان گسترده است

 (از این پس در این مقاله از کلمه فرضی که بدنبال صفحه زمان می آید به جهت سادگی متن چشم پوشی میشود ولی هرجا سخن از صفحه زمان به میان آمد منظور همان صفحه فرضی زمان در فضازمان است)واین صفحه زمان بر اثر  جرم در اطراف حجم اشغالی به سمت آن کشیده شده و درون جرم ،فضا زمان فشرده می گردد به عبارتی ،مربع های واحد های زمانی ابعادی کوچکتر به خود می گیرد (این پدیده را می توان به صورت تراکم در اجسام مشاهده نمود) یعنی صفحه زمان به مرکزیت مرکز جرم به سمت آن کشیده شده واز حالت اصلی خود خارج میگردد. میزان این کشیدگی بسته به مقدار ماده موجود در واحد حجم دارد یا به عبارت بهتر هرچه جرم حجمی بیشتر باشد تراکم بیشتر در نتیجه کشش وانحراف زمان به سمت جرم مورد نظر بیشتر خواهد بود.البته رابطه معکوس نیز می توان در نظر گرفت یعنی هرچه کشش وانحراف زمان اطراف یک جسم بیشتر باشد ،آن جسم چگال تر خواهد شد.

پدیده کشش فضا زمان  به سمت اجرام را به سادگی می توان دید به عنوان مثال این پدیده در هنگام خورشید گرفتگی ویا در هنگام مقارنه اجرام سماوی با هم قابل رؤیت است بدین معنی که درست در هنگام تماس کره ماه با خورشیددر زمان خورشید گرفتگی از دید ناظر روی زمین در محل تماس دو کره نور خورشید به سمت ماه کشیده شده ودر همان محل خورشید از فرم کروی خود خارج میگردد این همان کشیدگی فضازمان در اطراف ماه وبه دلیل جرم حجمی ماه است.

                                                                                                                    رجایی