دانلود کتاب زبان اصلی و دانلود مقاله

در حال حاضر با گسترش روز افزون علم و دانش و نیاز مبرم دانشمندان و محققان به محصولات فکری همدیگر و با توجه به مشکلات عدیده ای که بر سر راه مهندسین و دانشمندان برای تهیه ی مقالات و کتاب های روز دنیا قرار دارد اقدام می کنیم به معرفی دو سایت که یکی مختص دانلود مقاله و دیگری مختص دانلود کتاب های جدید و به روز انگلیسی و دیگر زبان ها است.
لازم به ذکر که مسئولیت نقض قوانین کپی رایت و حقوق ناشرین متوجه مسئولین دو سایت ذکر شده است ولی با توجه به شرایط ایجاد شده در کشورهایی نظیر ایران بعید میدانیم که مدیران مسئول و سردبیرها و کارکنان ژورنالها و یا نویسندگان کتاب ها مانعی ببینند برای استفاده های محدود و شخصی از این اسناد علمی برای پیش برد و فراگیری علم و دانش و فناوری.

وبسایت دانلود کتاب های زبان اصلی با به روز ترین ویرایش

www.bookfi.org


وبسایت دانلود مقالات از ژورنال های مختلف دنیا

www.booksc.org

ادامه نوشته

قمر دوم زمین، هدف ماموریتی جدید


«قمر دوم زمین» هدف مفهومی - ابتکاری جدیدی برای یک ماموریت فضایی است. این طرح – که توسط یک محقق در ایتالیا ارائه شده– نور تابیده شده از کروتن (Cruithne) که سیارکی در نزدیکی زمین است را می‌بیند و ماهواره‌ای‌ را برای سفر به آن می‌فرستد. داشتن دو "برنامه نانویی" مستقل که می‌تواند برای انجام بررسی‌های علمی، زمانی که ماهواره به مقصد می‌رسد به کارگرفته شود، یکی از ویژگی‌های جالب این ایده ماموریتی است.


کروتن، که به سیارک 3753 نیز معروف است، ظاهرا هیچ خطری برای برخورد با زمین ندارد، و در یک رزونانس مداری متوسط 1:1 به زمین ثابت شده است. به این معنا که زمین و کروتن تقریبا زمان یکسانی را برای چرخیدن به دور خورشید طی می‌کنند و به نظر می‌رسد که آنها در حال تعقیب یکدیگر هستند. آن‌طور که از زمین دیده می‌شود، کروتن گویی یک مسیر لوبیایی شکل را طی می‌کند، که نقطه حضیض آن در فاصله 1250000کیلومتری است- و از این رو است که آنرا قمر دوم زمین می‌نامند.

ادامه نوشته

پارادوکس کوانتومی در الماس

اگر در هر لحظه از زمان یک تیر را نگاه کنید، دیگر حرکت نمی‌کند همین‌طور در بقیه لحظات نیز چنین است بنابراین تیر هیچ‌وقت به هدف نخواهد رسید. این متناقض‌نما را «زِنو» پنج قرن پیش از میلاد مطرح کرد. اکنون دانشمندان توانسته‌اند نسخه کوانتومی این متناقض‌نما را در الماس مشاهده کنند. آن‌ها اختلال مشاهده‌شده را در تغییر اسپین الکترون‌های درون الماس را به اثر زنو کوانتومی نسبت می‌دهند.

اثری کوانتومی که به یاد یک معمای کهن یونانی نامگذاری شده، در الماس مشاهده گردیده است تا راه استفاده از بلورهای الماس در تراشه‌های رایانه کوانتومی هموار شود.

اثر زنو (Zeno) کوانتومی، نام خود را از فیلسوف یونانی گرفته است که پنج قرن پیش از میلاد زندگی می‌کرد و پیشنهاد داد اگر موقعیت یک تیر درحال پرواز در یک لحظه از زمان قابل تعریف باشد، این تیر در آن لحظه هیچ حرکتی نمی‌کند و بنابراین تیر هرگز به هدف خود نمی‌رسد.

فیزیکدانان الکترون‌های درون یک بلور کوچک الماس را دستکاری کردند تا نسخه کوانتومی این ضرب‌المثل را تحقق بخشند که «ظرفی که دیده می‌شود، نمی‌جوشد».

در نسخه کوانتومی متناقض‌نمای تیر، فیزیکدانان نظری در ۱۹۷۷ فرض کردند که اگر یک سامانه کوانتومی به اندازه کافی اندازه‌گیری شود، حالت آن نمی‌تواند به پیش رود که اگر درست باشد آن‌وقت «ظرف مورد مشاهده اصلا نمی‌جوشد»! این فرضیه از این اصل بنیادین نظریه کوانتومی حاصل می‌شود که اندازه‌گیریِ ویژگیِ یک شی (مانند موقعیت آن)، بر حالت آن شی اثر می گذارد. اثر زنو کوانتومی ابتدا به طور تجربی در ۱۹۸۹ در یون‌های سردشده با لیزری مشاهده شد که توسط میدان‌های الکتریکی و مغناطیسی به دام افتاده بودند [۱].

اکنون فیزیکدان کوانتومی الیور بنسون (Oliver Benson) و همکارانش در دانشگاه هومبولت (Humboldt University) برلین این اثر را در یک بلور الماس دیده‌اند – ماده‌ای که ساخت بزرگ‌مقیاس آن برای محاسبات کوانتومی آسان‌تر است. این گروه مقاله‌اش را بر روی آرکایو ارسال کرده و برای چاپ در فیزیکال ریویو A نیز پذیرفته شده است [۲].

ادامه نوشته

طول عمر “نور” مشخص شد!


faster than light

تحقیقات جدید نشان می دهد فوتونها به عنوان ذرات تشکیل دهنده نور عمری دست کم یک کوینتیلیون ( یک میلیارد ضرب در یک میلیارد یا ۱۰ به توان ۱۸ ) سال دارند.

به گزارش مهر، اگر فوتونها بمیرند، ذراتی منتشر می کنند که سریعتر از نور حرکت می کنند. بسیاری از ذرات در طبیعت طی زمان دچار واپاشی می شوند. برای مثال اتمهای رادیواکتیو بی ثبات هستند و در نهایت به ذرات کوچکتر شکسته می شوند و در این میان انرژی آزاد می کنند.

دانشمندان به طور کلی تصور می کنند که فوتونها شکسته نمی شوند، چرا که تصور می شود آنها فاقد هرگونه جرمی هستند که براساس آن دچار واپاشی شوند. اگرچه تمام اندازه گیری فوتونها درحال حاضر نشان می دهد که آنها جرم ندارند، اما جرم آنها به قدری کم است که ابزارهای کنونی اندازه گیری توانایی سنجش آن را ندارند.

جولین هیک در موسسه فیزیک هسته ای مکس پلانک در هایدلبرگ آلمان در این رابطه با مطرح کردن این پرسش که اطلاعات امروز ما درباره فوتونها چقدر است، گفت: این ذرات موجب چندین اکتشاف در علم شده اند اما ویژگیهای آنها هنوز به صورت یک معما باقی مانده است. حدبالای کنونی جرم فوتونها کمتر از دومیلیاردم یک میلیارم یک میلیاردم یک میلیاردم یک میلیاردم یک کیلوگرم است. این طول عمر فوق‌العاده طولانی تنها یک میانگین است. به گفته دانشمندان، امکان تجزیه برخی ذرات فوتون، هرچند تعداد بسیار کمی از آنها وجود دارد. جهان در حال حاضر حدود ۱۳٫۸ میلیارد سال داشته و پروژه‌های علمی مانند ماموریت پلانک با هدف اندازه‌گیری درخشش پس از بیگ بنگ می‌توانند به طور بالقوه نشانه‌هایی از چنین تجزیه‌ای را کشف کنند.

محاسبات هیک نشان می دهد که براساس مدل استاندارد فیزیک که محدوده تمام ذرات فیزیک تابع آن است، فوتونها در طیف مرئی دست کم یک کوینتیلیون عمر می کنند. دوره عمر طولانی چشمگیری که هک محاسبه کرده یک عمر متوسط است. وی در این رابطه گفت: این احتمال وجود دارد که تعداد معدودی از فوتونها دچار واپاشی شده باشند. پروژه های علمی چون مأموریت پلانک با هدف اندازه گیری پستاب بیگ بنگ به صورت بالقوه از توانایی تشخیص علائم چنین واپاشی هایی برخوردار است.

اگر فوتونها بشکنند، نتیجه چنین واپاشیهایی به وجود آمدن ذرات سبکتر خواهد بود، ذراتی که می توانند حتی سریع تر از فوتونها حرکت کنند. با فرض این که فوتونها دارای جرم است، تنها یک ذره از مدل استاندارد فیزیک ذرات است که می تواند سبکتر از فوتونها باشد و آن نوترینوها هستند.

نوترینوها ذرات شبح‌واری هستند که به ندرت با ماده عادی تعامل دارند. سبکترین نوترینوها که سبکتر از نور هستند در حقیقت سریعتر از فوتونها حرکت می کنند. ایده حرکت سریعتر نوترینوها نسبت به فوتونها نقض نظریه نسبیت انیشتین است که اظهار می دارد هیچ چیز نمی تواند سریعتر از نور حرکت کند. اگرچه این فرضیه براساس این ایده است که فوتونها دارای جرم نیستند. نظریه نسبیت انیشتین صرفا اظهار می دارد که هیج ذره ای نمی تواند سریعتر از یک ذره بدون جرم حرکت کند.

ادامه نوشته

تجربه نزدیک مرگ با آزمایش روی موشها

دانشمندان آمریکایی برای نخستین بار با مشاهده فعالیت مغزی موش های در حال مرگ دریافتند آن ها نیز مانند انسان تجربه نزدیک به مرگ دارند.

به گزارش ایرنا ، داستان های بسیاری از زمان افلاطون وجود دارد که بازگو کننده تجربیات نزدیک به مرگ در انسان است. نکته مشترک تمام این تجربه ها دیدن بدن از بالا و عبور از یک تونل تاریک است که در آن سوی تونل نور روشنی دیده می شود. همچنین اکثر آن ها از یک آرامش درونی به هنگام دیدن تونل یاد می کنند. محققان و پژوهشگران دانشگاه میشیگان آمریکا با بررسی سیگنال های مغزی ۹ موش که با ایست قلبی بیهوش شده بودند ، دریافتند تجربه نزدیک به مرگ از روی فعالیت مغز و ارتباطات عصبی هشیاری حتی پس از قطع جریان خون مغزی در انسان و حیوان قابل شناسایی است.این نخستین بار است که فعالیت مغز به هنگام مرگ بر روی حیوانات بررسی می شود.

محققان حدود ۳۰ ثانیه پس از آنکه قلب موشها متوقف شد، همه حیوانات امواج مغزی همگام شده ای داشتند که ویژگی مغز هوشیار است. موشهایی که با مونوکسید کربن دچار احتناق شده بودند نیز الگوهای مشابهی از فعالیت مغزی داشتند. آن ها به هنگام فعالیت های مغزی موش در حال مرگ سطح بالایی از فرکانس گاما را مشاهده کردند که نشان می دهد از نظر علایم الکتریکی در حالت تجربه نزدیک به مرگ ، سطح فرکانس گاما نسبت به حالت هوشیاری بیشتر است.
این تحقیق همچنین نشان می دهد در مراحل اولیه مرگ بالینی، مغز قادر است فعالیت مغزی اش را به خوبی سازمان دهی کند.تجربه نزدیک به مرگ در ۲۰ درصد از کسانی که از حمله قلبی نجات یافته اند گزارش شده است و معمولا به صورت خروج روح از بدن دیده می شود.

article-2390236-13F0A303000005DC-464_634x546

مطالعه دانشمندان نشان می دهد که کاهش اکسیژن در طی ایست قلبی باعث تحریک فعالیت مغز در طی مکانیسم هوشیاری یا ابرهوشیاری می شود.

ادامه نوشته

معرفی کتاب – تکامل انسان

در میان شاخه‌های به شدت منشعب و تخصصی‌شده‌ی علوم،‌ شاید هیچ‌کدام به اندازه‌ی علم تکامل با مقاومت ناباوران و گاه مغرضان روبه‌رو نشده باشد. این مقاومت خود نشان از اهمیت ایده‌های تکاملی و پیامدهای آن بر اندیشه‌ و باورهای انسان دارد.

در واقع، جنجال‌ها از آنجا اوج می‌گیرد که علم فارغ از اساطیر، پیشینه‌ی تاریخی و تکاملی، انسان را صرفاً در مقام یک گونه‌ی زنده در کنار سایر گونه‌ها بررسی می‌کند و آن را از عرش به فرش می‌کشد.
چیستی و منشأ انسان از پرسش‌های دیرپا و بزرگ بشر است که پاسخ علم به آن بی‌تردید نگرش انسان به خود و جهان پیرامونش را دست‌خوش دگرگونی گریزناپذیری خواهد کرد. این کتاب مروری بسیار کوتاه بر روایت علم از ماجرای پیدایش و تکامل بشر بر پهنه‌ی این سیاره دارد.

تکامل انسان
——————–
Human Evolution
A very Short Introduction

نویسنده: برنارد وود

ترجمه: فرهاد رضایی
انتشارات: بصیرت
از سری مجموعه‌ی دانش‌نامه
موضوع: انسان – تکامل
چاپ اول، ۱۳۹۱
تعداد صفحه: ۱۷۴
وب‌سایت ناشر: www.hekmat-ins.com
پست الکترونیک: info@hekmat-ins.com

Untitled-1

در این کتاب...

منم این کتاب رو به شخصه تایید می کنم البته!!!

ادامه نوشته

سیاه چاله


درسال ۱۹۱۵ آلبرت اینشتین که پیش تر نشان داده بود که گرانش، نور را تحت تاثیر قرار می‌دهد، نظریه گرانش خود به نام نسبیت عام را مطرح کرد. چند ماه بعد یک فیزیکدان آلمانی بنام کارل شوارتزشیلد برای نخستین بار موفق به یافتن یکی از پاسخ های دقیق معادله میدان اینشتین در نسبیت عام شد. این پاسخ مربوط به یک جرم کروی ایستا بود. محاسبات شوارشیلد نشان می داد چنین جرمی را تا حد مشخصی فشرده کنیم، چگالی جرم و در نتیجه میزان انحنای فضا – زمان اطراف آن ( یا به عبارتی، شدت میدان گرانشی آن ) به حدی زیاد می شود که حتی نور هم نمی تواند از سطح آن بگریزد. گویی حاله ای بی انتها در فضا- زمان پدید آمده که چون نوری از آن بیرون نمی آید، تاریک است. به همین دلیل این پدیده « سیاه چاله » نام گرفت.

r=100M

این حد مشخص فشردگی – که به افتخار کارل شوارتزشیلد اصطلاحا « شعاع شوارتزشیلد » نامیده می شود – مستقیما با میزان جرم جسم متناسب است. به عنوان مثال شعاع شوارتزشیلد خورشید تقریبا سه کیلومتر است. بنابراین برای تبدیل خورشید به یک سیاه چاله کافی است آن را به حدی فشرده کنیم که شعاع آن از ۷۰۰ هزار کیلومتر به حدود سه کیلومتر کاهش یابد. به همین ترتیب شعاع شوارتزشیلد برای کره زمنی ۹ میلی متر است! یعنی اگر به طریقی بتوانیم کل کره زمین را به اندازه یک فندق فشرده کنیم، زمین به یک سیاه چاله تبدیل خواهد شد.

ادامه نوشته

معرفی کتاب – پیگیری دیوانه‌وار

آیا دانشمندان به صرف استعداد و نبوغ ذاتی و بدون زحمت به جایگاه‌ کنونی‌شان رسیده‌اند یا آن که به نوبه خود دست روی دست نگذاشته‌اند تا چیزی به آن‌ها الهام شود و برای هر چه بدست آورده‌اند، با کنجکاوی و زحمت‌ و سعی و تلاش فراوان جنگید‌ه‌اند؟

در کتاب «پی‌گیری دیوانه‌وار» فرانسیس کریک- که با همکاری جیمز واتسون در ۱۹۵۳، مارپیچ مضائف DNA را کشف کرد و در ۱۹۶۳ جایزه نوبل پزشکی را به همان خاطر، دریافت کرد- به شرح زندگی خویش در علم و پی‌گیری دیوانه‌وارش در آن، تا آخرین لحظۀ عمر، می‌پردازد و نشان می‌دهد که کنجکاوی و عشق به حل یک مسئلۀ ناشناخته، باید مهمترین خصلت کاشفان و مخترعان باشد و در واقع این خصلت‌ها است که او را از مردم عادی ممتاز می‌کند.

پیگیری دیوانه‌وار
(دیدگاهی شخصی از نویسندگی علمی)
————————————–
What Mad Pursuit: a Personal View Of Scientific Discovery
نویسنده: فرانسیس کریک
Francis Crick
ترجمه: دکتر محمدرضا توکلی صابری
انتشارات: مازیار
موضوع: مولکول‌ها، زیست‌شناسی، تاریخ علم
موضوع: زیست‌شناسان، انگلستان، سرگذشت‌نامه
موضوع: فیزیک‌دانان، انگلستان، سرگذشت‌نامه

چاپ اول، ۱۳۹۰
تعداد صفحه: ۲۳۷
قیمت: ۶۵۰۰۰ ریال

کشف DNA، زیست‌شناسی، و در پی آن پزشکی و داروسازی را زیر و رو کرد و تازه دامنۀ اثرش به این علوم نیز منحصر نماند بلکه به رشته‌هایی که به ظاهر هیچ ربطی با زیست‌شناسی ندارند نیز نفود کرد و در باستان‌شناسی، مردم‌شناسی و جرم‌شناسی نیز تحول‌های بزرگی پدیدی آورد.

هر کس که کتاب مارپیچ مضائف جیمز واتسون را خوانده باشد، ممکن است از خود بپرسد که دیگر مگر چه مطلب ناگفته‌ای در مورد DNA وجود دارد که دیگری می‌خواهد آن را بگوید؟ اما کتاب کریک نه تنها به شرح نحوۀ این کشف می‌پردازد، بلکه شرح و تفسیر خود از آن را نیز ارائه می‌کند، که این بر ارزش کار می‌افزاید. واتسون کتاب خود را با کشف DNA تمام می‌کند، اما کریک فراتر از این رفته و به شرح کشف رمز ژنتیک نیز می‌پردازد. کتاب واتسون کمی پس از این کشف بزرگ نوشته شده اما کتاب کریک سال‌ها پس از آن و بعد فرونشستن هیجان‌ها و التهاب‌های مرتبط با آن نوشته شده است و بنابراین حالت پخته‌تر ناشی از جذب و هضم این واقعه و دستاوردهایش در آن بیشتر دیده می‌شود.

What Mad Pursuit

ادامه نوشته

معرفی کتاب – اینشتین، فیزیک و واقعیت

در یک مصاحبه که دو هفته قبل از فوت اینشتین، انجام گرفت، مصاحبه‌کننده می‌نویسد:

««  اینشتین اظهار داشت که در ابتدای این قرن تنها چند دانشمند بودند که ذهن فیلسوفانه‌ای داشتند. اما امروزه فیزیک‌دانان تقریباً همه فیلسوف هستند، گرچه آنها مستعد فیلسوف بد بودن هستند. او به عنوان پوزیتیسم منطقی اشاره کرد که معتقد بود آن نوعی از فلسفه است که از فیزیک بیرون آمده است»».

Einstein, Physics and Reality

نوشته‌ی :  Jagdish Mehra

ترجمه و افزودگی: منصور اسلامی

انتشارات: شایسته

 موضوع: فیزیک، فلسفه‌ی فیزیک

چاپ اول، ۱۳۸۷

تعداد صفحه: ۱۷۵

پست الکترونیک ناشر:  shayeste.bookshop@yahoo.com

Einstein, Physics

 

ادامه نوشته

معرفی کتاب – اینشتین عاشق (عاشقانه‌ای علمی)

یکی از برجسته‌ترین رمان‌های روشنفکرانه قرن بیستم، در قالب کتابی پر احساس،‌ چالش‌برانگیز و به شدت هیجان‌انگیز جان می‌گیرد. کتاب اینشتین عاشق، زندگی‌نامه‌ای است به سبک یک رمان شیرین و جذاب. این اثر یکی از جسورانه‌ترین تلاش‌ها برای عمومیت بخشیدن به علم در اذهان معاصر است. نویسنده به شیوه‌ای هوشمندانه و شیطانی خواننده را  به سوی درک کیهان‌شناسی سوق می‌دهد. با توصیف شخصیت‌های دمدمی‌مزاج و مغزهای درخشان این دانشمندان، کیهان‌شناسی را به عنوان مقوله‌ای انسانی و احساسی معرفی می‌کند. این امر خواننده را بر آن می‌دارد تا علم را، آنگونه که نویسنده با دقت و به روشنی ارائه می‌دهد، بیشتر بشناسد.

اینشتین عاشق

عاشقانه‌ای علمی

——————–

Einstein In Love

A Scientific Romance

نوشته‌ی : دنیس اوربی (Dennis Overbye)

ترجمه: فیروزه‌ی مقدم

انتشارات: مازیار

 موضوع: آلبرت اینشتین – فیزیک‌دانان – سرگذشت‌نامه

چاپ اول، ۱۳۹۲

تعداد صفحه: ۵۰۴

وب‌سایت ناشر:  www.mazyarpub.com

قیمت:  ۱۷۵۰۰  تومان

Ein


منم این کتاب رو به شخصه تایید می کنم!!! بسیار کتاب جالبی است!

ادامه نوشته

سخنان بسیار زیبای فیزیکدانها و ریاضی دانها قسمت اول

علم صرفا مجموعه ای از قوانین و طوماری از حقایق نامرتبط نیست. علم، با مفاهیم و اندیشه هایش، که آزادانه ابداع شده اند، زاده ذهن آدمی است. نظریه های فیزیک می کوشند تا تصویری از واقعیت رسم کنند و رابطه ای میان این تصویر و عالم پهناور دریافتهای حسی برقرار سازند. بنابراین تنها محک حقانیت ساختمانهای فکری ما این است که آیا نظریه های ما این حلقه اتصال را به وجود می آورند و اگر به وجود می آورند به چه طریق.

- آلبرت اینشتین -


زاد روز این دانشمند بزرگ را تبریک عرض می کنیم، فیزیکدان اتریشی و تنها پسر رودولف شرودینگر بود. او از جمله کسانی بود که در تئوری موج مشارکت داشت و نتایج اساسی در زمینه نظریه کوانتومی از مکانیک موج او تشکیل شد. در سال ۱۹۲۰ نظریه‌ای موسوم به مکانیک کوانتومی پای به عرصه نهاد و به‌وسیله اروین شرودینگر به مفیدترین شکلش به شیمیدانان عرضه شد. در سال ۱۹۲۱ به دانشگاه زوریخ رفت و در سال ۱۹۲۶ او اساسی‌ترین معادله غیر نسبیتی در مکانیک کوانتومی که برای توصیف تحول حالت یک ذره است با نام معادله شرودینگر به ثبت رساند و با کمک از اصل عدم قطعیت هایزنبرگ مدل جدید اتمی را به نام ابر الکترونی ارائه داد. او در سال ۱۹۳۳ به همراه پل دیراک فیزیکدان انگلیسی به دلیل ایده مکانیک موج برنده جایزه نوبل در فیزیک شد. در سال ۱۹۳۵ به همراه آلبرت اینشتین نظریه گربه شرودینگر را ارائه داد. او در سن ۷۳ سالگی به علت ابتلا به بیماری سل درگذشت.

اروین شرودینگر – ( ۱۸۸۷ – ۱۹۶۱)


ریاضیات الفبایی است که خدا با آن جهان را نوشته.

- گالیلئو گالیله -


نیوتون خوش‌اقبال، فرزند شاد علم!  کسی که می‌توان آرامش خیال دوران جوانی‌اش را با خواندن کتاب نورشناخت،  و زندگی دوباره در رویدادهای شگفت‌انگیزش مشاهده کرد. طبیعت برای او یک کتاب گشوده بود که می‌توانست صفحاتش را بدون تلاشی و کوششی جدی و طاقت‌فرسا بخواند.

او از ادراک و بینش، جهت فروکاست مواد خام تجربه جست تا به آن چیزی سامان دهد که ظاهراً به نحوی خود به خودی از تجربه و آزمایش‌های زیبایش برمی‌آید و با غنای مهرآمیز و تأثیرگذار جزئیات به توصیفش همت گماشت.

او همزمان یک تجربه‌پرداز، نظریه‌پرداز، مکانیک و هنرمند شرح و تفسیر و بیان بود.

او مقتدر و سرافراز در برابر ما می‌ایستد و لذتش در آفرینش و ظرافت باریک‌بینانه‌اش در هر واژه و شکلی، قابل مشاهده است.

آلبرت اینشیتن


شاعران می‌گویند علم از زیبایی ستارگان می‌کاهد، ذرات کوچک و بی‌ارزشی همچون اتم.
اما هیچ چیز بی‌ارزش نیست. من نیز می‌توانم ستارگان را بر پهنه‌ی آسمان بنگرم و آن‌ها را احساس کنم. اما آیا من کمتر یا بیشتر می‌بینم؟

بزرگی آسمان‌ها، تخیل مرا وسعت می‌بخشد. خیره بر این چرخ و فلک کوچک، چشمان کوچک من می‌تواند تا میلیون‌ها سال نوری پیش رود. شاید بر اساس الگویی وسیع که من نیز جزئی از آن هستم، متعلقات من از ستاره‌ای فراموش‌شده به بیرون پرتاب شده، آن‌گونه که در اینجا اتفاق می‌افتد. یا ستارگان را با چشم بزرگ‌تر پالومار ببینید که همگی هنگامی‌که در کنار یکدیگر بودند، از نقطه‌ی آغازین مشترکی به اطراف پراکنده شده‌اند.

الگو چیست؟ معنای آن کدام است یا چرا بدین‌ نحو است؟ اشکالی ندارد که اندکی درباره‌ی آن بدانیم. چرا که در آن شگفتی‌ها، حقیقتی فراتر از توان تصور همه‌ی هنرمندان گذشته نهفته است.
چرا شاعران معاصر درباره‌ی آن سخن نمی‌گویند؟ چگونه افرادی هستند شاعران که اگر سیاره‌ مشتری یک انسان بود، از آن سخن می‌گفتند؟ اما چون کره‌ی بزرگ چرخانی از جنس متان و آمونیاک است، درباره‌اش سکوت می‌کنند؟

ریچارد فاینمن

ادامه نوشته

ماشین وارپ

به گزارش بیگ بنگ، این ماشین می تواند با تراسترهای *فیزیک کوانتومی تقویت شود و ایده ی علمی تخیلی دیگری است که با علوم مدرن امکانپذیر است. دانشمندان ناسا در حال انجام آزمایشاتی هستند که استفاده از ماشین وارپ را در آزمایشگاه مرکز فضایی جانسون ناسا در هوستون که آپولو در آنجا ساخته شده را امکانپذیر می کنند.

هارولد سانیوایت فیزیکدانی از ناسا گفت: «در حالیکه این نتایج فریبنده هستند، هیچگاه به طور قطعی ثابت نمی کنند که ماشین وارپ عملی است.» آزمایشات با مقیاس کوچک فقط اولین قدم در درک این قضیه هستند که آیا می توان این مفاهیم را از قالب نظریه خارج کرد و به طور عملی بکار برد.

Warp drive : این ماشین اولین بار به وسیله میگوئل آلکوبیر فیزیکدان مکزیکی در سال ۱۹۹۴ پیشنهاد شد. ماشین وارپ توپولوژی فضا را تغییر نمی دهد و به ابرفضا وارد نمی شود، این ماشین فضای مقابل شما را منقبض و فضای پشت سر شما را گسترش داده از هم باز می کند.

کوانتوم به فضا – زمان تکیه می کند:

فیزیک کوانتوم تراستر یعنی تکنولوژی دیگری که وایت در ناسا به دنبال آن است می تواند کلید تهیه ی سوختی باشد که ماشین وارپ به آن نیاز دارد. وایت در کنگره ی سفینه ی فضایی در ۱۷ آگوست به حضار گفت:” این «q– تراسترهای» الکتریکی همانند یک زیر دریایی در اعماق آب عمل می کنند، تنها تفاوتشان این است که در خلأیی از فضا هستند.” این سفینه ی فضایی از لحاظ نظری با به هم ریختن کیهان در حال حرکت در فضا است که باعث آشفتگی کیهانی می شود. فشار ناشی از این عمل مشابه با فشاری است که با شنا کردن در آب ایجاد می شود. این تکنولوژی، انرژی خلأ منفی را تولید می کند که در واقع جزء اصلی موتور ماشین وارپ است که نیرویش را از ماده ای خارجی و عجیب و غریب می گیرد. وایت گفت: «مدل های فیزیکی که چگونگی ساخت q– تراسترها را به ما بیان می کنند همان مدل هایی هستند که برای تولید، طراحی و ساخت مولد خلأ منفی استفاده می کنیم. ممکن است تراسترهای کوانتوم مظهر نیروی محرکه ی فیزیک باشند، همانند یک حلقه ی بزرگ دور تا دور سفینه ی فضایی را بگیرند. شاید ۱۰۰۰۰ عدد از این لوله های کوچک در محفظه ی احتراق باعث تولید مولدهای خلأ منفی باشند.»

آیا زمان پیچ و تاب می خورد:

سفینه ی وارپ به خودی خود سریعتر از نور حرکت نمی کند، اما بر اساس گفته ی وایت فضا – زمان پیچ و تاب خورده در اطرافش می توانند به آن کمک کنند تا به سرعتی ده برابر بیشتر از سرعت نور برسد. ریچارد اوبوسی، رئیس ایکاروس بین ستاره ای گفت: «معتقدیم در حین دوره ی تورم، فضا- زمان به خودی خودی چند برابر سرعت نور گسترش یافت، بنابراین، وقتی به طبیعت به عنوان یک معلم نگاه می کنید، سئوالات وسوسه انگیزی به ذهنتان می رسد. آیا این چیزی است که می تواند در اطراف یک سفینه ی فضایی تکثیر شود؟»

* تراسترهای الکترومغناطیسی و تراسترهای الکتریکی در ماموریتهای فضایی موفق در طی سالیان اخیر برای استفاده به عنوان سیستم پیشرانش  موشک ها  و ماهوارههای کوچک و میکروماهوارهها استفاده شده اند و کوانتوم تراستر نسل جدیدتر سوختی از خلا کوانتومی میباشد که دانشمندان به دنبال دستیابی آن هستند.

به نقل از بیگ بنگ پیج