مسابقه عکاسی فیزیکی

دنیای پیرامون ما سرشار از پدیده های جالب و گوناگونی است که از دیرباز انسان ها را به تفکر واداشته است. انسان ها با سعی در شناخت طبیعت و در جست و جوی پاسخ ها، علم فیزیک را پدید آوردند. علمی که زندگی را برای انسان ها آسان تر نموده و همواره با زیبایی های خاص خودش همراه بوده است.
عکاسی از پدیده های فیزیکی فرصتی است برای تاملی بیشتر بر قوانین حاکم بر دنیای پیرامون ما. فرصتی است تا زیبایی های علم فیزیک را در قالب تاثیرگزار هنر و از کادر دوربین عکاسی با دوستانمان سهیم شویم.
برای اولین بار در ایران، انجمن علمی دانشجویی دانشکده مهندسی هسته ای و فیزیک دانشگاه صنعتی امیرکبیر در سال ١٣٨٨ اقدام به برگزاری اولین دوره مسابقه ملی عکاسی فیزیکی در ایران نمود.
عکاسی فیزیکی با استفاده از بستر پرمخاطب عکاسی، شروعی موثر برای کاهش فاصله میان فیزیک و دانش آموزان و دانشجویان، و همچنین فعالیتی موثر جهت ترویج هرچه بیشتر علم فیزیک در میان دانش آموزان است. دانش آموزان با شرکت در مسابقه، علاوه بر شرکت در رقابتی سالم، فرصت آشنایی با محیط دانشگاه و فضایی دانشجویی را خواهند داشت.
استقبال شرکت کنندگان در دو دوره گذشته و نیاز دانشگاه ها جهت ترویج هرچه بیشتر علم فیزیک سبب شد تا انجمن علمی دانشجویی دانشکده مهندسی هسته ای و فیزیک این بار سومین دوره این مسابقه را با حمایت انجمن ترویج علم ایران و انجمن معلمان فیزیک امریکا و با رویکرد ترویج علم فیزیک برگزار نماید.

در این مسابقه شرکت کنندگان از سراسر کشور با ثبت نام در سایت مسابقه و ارسال عکس های خود به همراه قوانین فیزیکی حاکم بر پدیده های موجود در عکس، در دو دسته اصلی عکس های طبیعی  (Natural) و عکس های با چینش ساختگی (Contrived)، و یک دسته فرعی عکس های با تصاویر متعدد (Multi images) با یکدیگر به رقابت می پردازند.آثار به همراه توضیحاتشان در مرحله داوری اولیه توسط دو داور علمی و یک داور هنری بررسی خواهند شد و تعداد سی اثر برای نمایش در گالری آثار برتر در دانشگاه صنعتی امیرکبیر انتخاب خواهند شد. در داوری نهایی از میان آثار راه یافته به گالری، از هردسته یک اثر به عنوان بهترین اثر انتخاب خواهند شد. سه اثر فوق به علاوه بهترین اثر از دید بازدیدکنندگان گالری، در مراسم اختتامیه معرفی شده و جوایز نفیسی به صاحبان آثار فوق اهدا می گردد.
در پایان دور سوم مسابقه، پوستری شامل عکس های برتر این دوره به مدارس نمونه کشور ارسال خواهند شد تا دانش آموزان عزیزمان نیز علاوه بر آگاهی از نتایج مسابقه، آشنایی مختصری با جنبه های گوناگون علم فیزیک حاصل نمایند.

دوستان عزیز برای کسب اطلاعات بیشتر به این سایت  مراجعه کنید.

با آرزوی موفقیت برای همتون

یه امر خیر !!!

سلام به همه ی دوستان عزیز

یه چیزی هست که خیلی وقته دلم می خواست بتون بگم ولی خوب ...

من و خانم خانی ازدواج کردیم .

امیدوارم زندگی همتون همواره شاد و پر از اتفاقای جدید باشه . 

(از همه خواهشمندم که با اسم خودتون نظر بزارید .)

 

 

 

 

 

این هم قسمت دوم مقاله که قولشو داده بودم

تکانه ي زاويه اي در نجوم

«همه هم مي گردند، هم مي چرخند.» اين خصوصيتي است که مي توانيم تقريبا در همه ي اجرام آسماني، از قمر تا کهکشان، ببينيم. از آنجا که از قرن هفدهم به اين سو پذيرفته ايم که قوانين طبيعت در همه ي عالم يکسان است، پس براي توصيف يا تبيين اين حرکت ها نيز از مفهوم تکانه ي زاويه اي و پايستگي آن استفاده مي کنيم.
در اينجا، به چند پديده ي نجومي، که توضيح آنها بر مبناي مفهوم تکانه ي زاويه اي و پايستگي آن است، فهرست وار اشاره مي کنيم:
خورشيد و خانواده اش همگي (به جز چند استثناء)حرکت هاي دوراني و چرخشي همسو دارند.
از ميلياردها سال پيش تاکنون اجرام عالم در حال دوران و چرخش بوده اند به نظر مي رسد اين دوران ها تا ابد ادامه خواهند داشت.
ماه در دوران خود به دور زمين هميشه يک طرفش را نشان مي دهد و به تدريج از زمين دور مي شود.
در جزر و مد اقيانوس هاي زمين، آب هايي که در سوي دورتر زمين نسبت به ماه قرار دارند نيز به حالت مد در مي آيند.
سرعت چرخش ستاره هاي نوتروني در حد سرگيجه آوري بالاست . زمان تناوب چرخش آنها در حد ميلي ثانيه است!
براي توصيف سياهچاله از سه پارامتر استفاده مي شود که يکي از آنها تکانه ي زاويه اي است.
در ادامه، در جعبه هاي مختلف مي توانيد درباره ي برخي موارد فوق و رابطه ي آنها با تکانه ي زاويه اي جزييات دقيق تري را مطالعه کنيد. البته مورد اول، يعني تکانه ي زاويه اي در منظومه شمسي را مفصل تر آورده ايم.

تکانه ي زاويه اي و منظومه ي شمسي

تکانه ي زاويه اي در ارائه نظريه اي درباره ي منظومه ي شمسي نقش مهم و اساسي ايفا مي کند . بياييد ببينيم چگونه اين مفهوم و قانون پايستگي تکانه ي زاويه اي مي تواند در پذيرش نظريه اي معقول و مقبول تاثيرگذار باشد.
براي شروع از مشاهداتمان آغاز مي کنيم . مي خواهيم ببينيم مشاهداتمان از منظومه ي شمسي چه واقعيت هايي را در اختيار ما قرار مي دهند . اما، براي انجام اين مشاهده بايد مدل يا نظريه اي را انتخاب کنيم. اين از ويژگي هاي علم است که مشاهده در آن متکي بر مدل يا نظريه است . مدلي که ما انتخاب مي کنيم،مدل پذيرفته شده ي خورشيد مرکزي است که بر مبناي آن خورشيد در مرکز منظومه ي شمسي قرار دارد و سيارات و اقمار آنها همراه با سيارک ها و دنباله دارها به دور آن مي گردند. اگر بخواهيم قدري دقيق تر بگوييم، سيارات به دور خورشيد و اقمار سيارات به دور آنها مي گردند. در چنين مدلي است که وقتي به گردآوري داده هاي رصدي، يا به تعبيري مشاهده مي پردازيم متوجه الگوي خاصي در حرکت هاي اجرام منظومه ي شمسي مي شويم. در ادامه، اين الگو و ارتباط آن را با مدلي براي منشأ منظومه ي شمسي مطرح خواهيم کرد.
هنگامي که صحبت از «مدلي براي منظومه ي شمسي» مي کنيم، درواقع منظورمان مدلي رياضي است که بر مبناي قوانين مکانيک بيان مي شود. الگوي خاص مورد اشاره، که بر مبناي اين قوانين و داده هاي رصدي مشاهده شده، خيلي ساده اما در عين حال پرسش برانگيز است: اگر از بالاي قطب شمال زمين به حرکت خورشيد، سيارات و قمرهاي آنها نگاه کنيم مي بينيم همگي آنها، با چند استثناء، در يک سو،يا درواقع در جهت پادساعتگرد حرکت هاي دوراني و چرخشي دارند. شکل 5،طرحي گرافيکي است براي بيان روشن تر اين مطلب.
البته، مشاهدات ما بيش از اين را نشان مي دهد . يعني، علاوه بر سيارات و قمرها، سيارک ها و دنباله دارها نيز، که عضو خانواده ي منظومه ي شمسي اند، از همين الگو پيروي مي کنند. همين جا بايد به اين نکته اشاره کنيم که در اين الگو استثنايي هم وجود دارد: مثلا، دوران زهره و اورانوس يا چرخش برخي قمرها به دور سياراتشان.
«خوب ،چرا؟»اين نخستين چيزي است که به ذهن ما مي رسد . اين هم از ويژگي هاي علم و مدل ها يا نظريه هاي علمي است که در مقابل پاسخ هايي که براي پرسش هاي ما مي دهند، موجب پرسش هاي جديد نيز مي شوند . مدل خورشيد مرکزي توانست بسياري از مشکلات و پرسش هايي را، که مدل بطلميوسي نمي توانست پاسخ دهد، حل کند. اما خود موجب طرح پرسش ها و مسائل جديد شد . براي پاسخ به اين «چرا؟» يعني «چرا دوران و چرخش اجرام منظومه ي شمسي الگوي مشابهي دارند؟»،مي توانيم رويکردهاي متفاوتي داشته باشيم. بياييد در زير سه تا از اين رويکردها را بررسي کنيم.
رويکرد اول :خورشيد و خانواده اش از ابتدا به همين صورت بوده اند . اين ساده ترين رويکرد يا جواب است. اما ،واضح است که اين جواب ما را قانع نمي کند. در واقع ،اگر قرار بود که انسان به پرسش هايي که برايش مطرح بود از اين نوع پاسخ ها بدهد، هيچگاه علمي به وجود نمي آمد. علم به معناي جستجو گري و کاوشگري از اين پاسخ خوشش نمي آيد.
رويکرد دوم :خورشيد و خانواده اش به طور تصادفي در کنار هم قرار گرفته اند و يکسان بودن الگوي حرکت ها نيز تصادفي است. به نظر مي رسد اين پاسخ قدري از رويکرد اول بهتر است . در هرحال تلاش مي کند تا تبيين يا توضيحي براي اين پديده ارائه کند. با اين حال ،اين جواب نيز راضي کننده به نظر نمي رسد. با اينکه تصادف در علم نيز مورد توجه است ،آن نيز «قانونمندي»خودش را دارد. البته، مي پذيرم که دو رويکردي که تا کنون مطرح شد بيش از حد ساده انگارانه به نظر مي رسند. اما هدف ،بيشتر ،نشان دادن الگوي تفکر است . رويکرد اول، طرفدار ثابت يا ايستا بودن عالم يا طبيعت است و رويکرد دوم به نقش اقبال و تصادف اهميت بيشتري مي دهد . هر کدام از اينها به نوعي در تاريخ علم نقش داشته اند و هنوز هم گاهي در اشکال پيچيده تر ظاهر مي شوند.
و اما، رويکرد سوم . در رويکرد سوم ما براي پاسخ به چرايي که مشاهداتمان مطرح کرده است، مدل يا نظريه مي سازيم. در واقع، گاهي براي تبيين يا توضيح در علم نياز به ارائه مدل يا نظريه ي جديد است . در نگاه اول نظريه ي جديد مجموعه اي است از مدل هاي پيشين ،قوانين فيزيک و داده ها و مشاهدات گردآوري شده اما اين تمام داستان نيست !هر نظريه اي، در عين حال، حاصل تلاش ذهني انسان است که در آن ديدگاه افراد ،شهود،خلاقيت ،تلاش و پشتکار ـ که گاه و بي گاه با احساس نااميدي ،يأس و شکست همراه است ـ تأثيري بي چون و چرا دارد.
رويکرد سوم براي منظومه ي شمسي منشأ اوليه اي در نظرمي گيرد . بدون اينکه وارد جزييات اين رويکرد شويم فقط توضيح مي دهيم که چگونه بر اساس مدلي ک اين رويکرد ارائه مي دهد ،تکانه ي زاويه اي براي مشاهدات ما درباره ي الگوي يکسان حرکت اجرام ،تبييني ارائه مي دهد.
بنا به نظريه ي پيدايش منظومه ي شمسي، خورشيد و تمامي اجرام منظومه ي شمسي همگي از يک ابر يا سحابي اوليه ي چرخان به وجود آمده اند. اين ابر چرخان، که به آن سحابي خورشيدي مي گويند،داراي تکانه ي زاويه اي بوده که مقدار آن به سرعت چرخش ابر و نحوه ي توزيع جرم بستگي داشته است .اين ابر در طي زمان و گذشت ميليون ها سال به تدريج تکه پاره شده و از آن خورشيد در مرکز و سيارات و اقمارشان همراه با اجرام ديگري، که بعدها نام سيارک و دنباله دار گرفتند ،پديد آمدند که همگي در صفحه اي که اکنون به آن صفحه ي دايرة البروج مي گوييم در حال دوران اند. اما اين رويداد، يا هر رويداد ديگري که براي اين ابر پيش مي آمد بنا به اصل پايستگي تکانه ي زاويه اي، کل آن مي گذاشت.
در اينجاست که قانون پايستگي تکانه ي زاويه اي به کمک اين مدل مي آيد تا توضيح دهد، چرا همه ي اين اجرام دوران و چرخش يک سويه دارند . البته براي اينکه توضيح مان روشن تر و دقيق تر شود بايد به قاعده ي جمع تکانه هاي زاويه اي نيز اشاره بکنيم . اين قاعده به طور خلاصه در جعبه ي يک آمده است.
به اين ترتيب، به سادگي نتيجه مي شود که براي حفظ تکانه ي زاويه اي اوليه، خورشيد و تمامي اجرام ديگر بايد در يک جهت بچرخند . در اينجا مي توانيم موضوع وضعيت هاي استثنايي را نيز مطرح کنيم . چرا حرکت چرخشي زهره و اورانوس که پيش از اين اشاره کرديم، از الگوي عمومي پيروي نمي کنند؟اتفاقا ـ و نکته ي جالب در اينجاست ـ براي ارائه پاسخي مناسب به خود نظريه يا مدلمان رجوع مي کنيم . اين نيز از ويژگي هاي نظريه هاي علمي است که جا براي وضعت هايي که خارج از مدل اند باز مي گذارد. ببينم:
بنا به قاعده ،زهره ،اورانوس و ....نيز بايد طبق قانون پايستگي تکانه ي زاويه اي، دوران و چرخشي پادساعتگرد داشته باشند . اکنون که ندارند، پس حتما اتفاقي روي داده است . اين قانون يا مدل ما درباره ي آنچه براي اين سياره ها روي داده سخني نمي گويد . اما سرنخي، براي اينکه حدس بزنيم چه اتفاقي ممکن است روي داده باشد، به ما مي دهد. مثلا شايد دنباله داري بزرگ در دوران اوليه ي شکل گيري منظومه ي شمسي با اينها برخورد کرده است يا اين اثري است که برخورد خراشان ستاره اي هنگام عبور از نزديکي خورشيد گذاشته است . در هر حال، بدون اين مدل و توجه به قانون پايستگي تکانه ي زاويه اي ما متوجه بي نظمي هايي، که در منظومه ي شمسي وجود دارد ،نمي شديم.
منبع:نجوم،شماره 186 - سایت های علمی

 

تکانه ي زاويه اي ،از چرخ تا سياهچاله (قسمت اول)

هنگامي که مدل خورشيد مرکزي جاي مدل زمين مرکزي را گرفت، دريچه هاي تازه اي براي مشاهدات انسان گشوده شد. يکي از اين دريچه ها اين بود که «همه چيز در حال گردش است »به تدريج و با تبيين حرکت هاي اجرام منظومه ي شمسي توسط قوانين فيزيک ،مشاهدات از اين هم فراتر رفت ؛اين اجرام نه تنها مي گردند، بلکه گردششان الگوي خاصي نيز دارد. يعني، تقريبا همه ي آنها در يک جهت مي گردند. اين پرسشي را برانگيخت که خود به نظريه اي جديد منجر شد ،خورشيد و خانواده اش از يک منشأ سرچشمه گرفته اند . آنچه راز اين هم سويي را برملا کرد، از فيزيک آمد . برملا کننده مفهومي است کمتر شناخته به نام تکانه ي زاويه اي .

 و اين داستان تکانه ي زاويه اي است و اينکه چگونه رازهاي نجومي را بر ما آشکار مي کند.
دوران يا چرخش يکي از دو شکل حرکت در طبيعت است . شکل ديگر حرکت ،حرکت انتقالي است.دوران همواره حول محوري انجام مي گيرد. اطراف ما پر است از حرکت هاي دوراني يا چرخشي ؛چرخش چرخ هاي اتومبيل و دوچرخه ،توپي که در حال قل خوردن است ،اتومبيلي که در حال دور زدن در يک ميدان است ،حتي پيچيدن به داخل يک کوچه همگي مثال هايي آشنا و روزمره از حرکت هاي دوراني اند. چرخش پره هاي هواپيما يا هلي کوپتر، دوران الکترون در يک شتاب دهنده ي سيکلوتروني ،چرخش سريع سانتريفيوژ براي جدا کردن مواد از يکديگر از ديگر مثال هايي اند که به دوران مربوط اند.
دوران در نجوم نيز حضور دارد . به نظر مي رسد بيشتر اجرام آسمان در حال دوران اند: ماه به دور زمين مي گردد، زمين به دور خورشيد و خورشيد به دور مرکز کهکشان. علاوه بر آن، همه ي آنها هريک، حرکت دوراني به دور خودش دارد . تکانه ي زاويه اي مفهوم و کميتي است بسيار مهم براي توصيف و تبيين حرکت هاي دوراني . همانند جرم ،انرژي ،و تکانه ،تکانه ي زاويه اي نيز از خاصيت هاي مهم هر جسم است . ما به کمک تکانه ي زاويه اي مي توانيم گرايش يک جسم براي حفظ چرخش يا حرکت روي دايره را توضيح دهيم . اجازه بدهيد همين جمله ي آخر را تعريفي براي تکانه ي زاويه اي بگيريم و در ادامه درباره ي ويژگي هاي تکانه زاويه اي صحبت کنيم.
براي مقايسه ابتدا حرکت انتقالي را ،که ساده تر است، در نظر مي گيريم . در حرکت انتقالي ما مفهوم تکانه (بدون پسوند «زاويه اي »)را داريم که گرايش جسم براي حفظ حرکت مستقيم در غياب نيروي خارجي را بيان مي کند. براي اينکه اهميت اين مفهوم را بهتر متوجه شويم مثالي مي زنيم . دو جسم در حال حرکت، مثلا يک دوچرخه و يک کاميون، را در نظر بگيريد که هر دو با سرعت يکساني حرکت مي کنند. هر دو داراي تکانه يا اندازه ي حرکت معيني هستند. اما واضح است که نگه داشتن دوچرخه، که جرمش به مراتب کمتر است، راحت تر از متوقف کردن کاميون است. عکس اين مطلب نيز صحيح است ؛يعني به حرکت در آوردن دوچرخه و رساندن آن به يک سرعت معين سهل تر از به حرکت در آوردن کاميون و رساندن آن به همين سرعت است. حالت ديگر، مقايسه دو جسم هم جرم است . مثلا دو کاميون هم جرم را در نظر بگيريد. اگر سرعت هاي آنها متفاوت باشد متوقف کردن کاميوني که سرعتش کمتر است راحت تر است . به اين ترتيب، ملاحظه مي کنيم که تکانه ي يک جسم به مقدار جرم و سرعت آن بستگي دارد .تعريف آن نيز به همين صورت است:
تکانه =سرعت×جرم
ما همين نوع تعبير را براي تکانه ي زاويه اي به کار مي بريم. با اين تفاوت که در حرکت دوراني، علاوه بر جرم کل جسم، نحوه ي توزيع آن نيز در حرکت دوراني جسم تأثير دارد. مثلا، دو چرخ را در نظر بگيريد که جرم و شعاع يکسان دارند اما توزيع جرم آنها متفاوت است. در يکي تقريبا تمامي جرم به صورت طوقه اي توزيع شده که با پره هاي سبکي به محور چرخ وصل است و در ديگري جرم به صورت قرصي يکنواخت توزيع شده است.
حالا فرض کنيد که هر دو چرخ با سرعت زاويه اي يکساني حول محورهاي خود مي گردند. شايد اينجا چندان بديهي نباشد ،اما،تجربه نشان مي دهد که متوقف کردن چرخ توپر، که جرم آن به صورت قرص يکنواخت توزيع شده، راحت تر است . در اينجا نيز،همانند مثال دوچرخه و کاميون، حالت عکس نيز صادق است ؛يعني ،به حرکت در آوردن چرخ توپر و رساندنش به يک سرعت زاويه اي معين راحت تر از رساندن چرخ طوقه اي به همان سرعت است.

-پايستگي تکانه ي زاويه اي

همانند انرژي و تکانه ي خطي ،تکانه ي زاويه اي نيز پايسته است . اين يعني ،تا زماني که جسم در حال دوران تحت تأثير نيرويي خارجي قرار نگرفته است ،تکانه ي زاويه اي آن تغييري نمي کند و ثابت مي ماند. اين موضوع زماني جالب مي شود که ما سامانه ي در حال دوراني را در نظر بگيريم که از قسمت هاي مختلف تشکيل شده است . اجزاي داخل سامانه ممکن است نسبت به هم تغيير وضعيت بدهند که اين به معناي تغيير در توزيع جرم کل سامانه است . در اين صورت، سرعت دوران سامانه، يا اجزاي آن چنان تغيير مي کند که کماکان تکانه ي زاويه اي سامانه همان مقدار اوليه باقي بماند. مثال معروف و آشنا در اين مورد، حرکت هاي اسکيت بازها و شيرجه روهاست. بياييد ببينيم اينها چگونه از قانون پايستگي تکانه ي زاويه اي استفاده مي کنند ؟
هنگامي که اسکيت باز شروع به دوران مي کند، سرعت زاويه اي و تکانه ي زاويه اي معيني پيدا مي کند که با نحوه ي حالتي که به خود مي گيرد متناسب است . اکنون اسکيت باز مي تواند با تغيير وضعيت بدنش حالت يا فيگورهاي مختلفي را ايجاد کند. مثلا، ممکن است دست هاي خود را به طرفين باز کند، يا برعکس، بدن خود را تا حد ممکن جمع کند . در حالت اول، که توزيع جرم بيشتر مي شود، سرعت چرخش وي کم و در حالت دوم، که توزيع جرمش کمتر مي شود، سرعت چرخشش بيشتر مي شود . شيرجه رو نيز دقيقاً از همين خاصيت استفاده کرده و سرعت چرخش خود را با تغيير وضعيت بدنش کم يا زياد مي کند.
از مثال هاي فوق نتيجه مي گيريم در يک سرعت دوران معين هرچه جسم از مرکز دوران دورتر باشد، تکانه ي زاويه اي آن بزرگ تر است . مثلا، اگر جسمي را به نخي ببنديم و آن را به دوران در بياوريم، هرچه طول نخ بلندتر باشد تکانه ي زاويه اي بيشتر است و به همان نسبت متوقف کردن دوران دشوارتر مي شود.

(در اولین فرصت قسمت دوم این مقاله را برای دوستان آپ می کنم.)

راهنماي ماراتن مسيه

ماراتن مسیه مسابقه ای میان با تجربه ترین منجمان ایرانی است. حتی اگر تا به حال در این مسابقه شرکت نکرده اید زمان مناسبی است تا با اصول و قواعد آن آشنائی پیدا کنید. رصدگران شرکت کننده در این مسابقه در طول سال در شبهای متناوب به شکار اجرام مورد نظر می پردازند. در این مقاله سعی می کنیم تا آنجا که ممکن است شما را با نحوه کار در این مسابقه آشنا کنیم و از شرح موارد جزئی خودداری می کنیم. در ماراتن مسیه هدف پیدا کردن 110 جرم شارل مسیه است. البته ممکن است رقابت آنقدر تنگاتنگ شود که شرکت کنندگان مجبور به رصد چند جرم از کاتالوگ ان.جی.سی شوند. اکنون می خواهیم بدانیم که از ابتدا تا پایان ماراتن باید چه کارهایی را انجام دهیم.

شرکت کنندگان از غروب خورشید تا طلوع بعدی با توجه به طول و عرض جغرافیایی محل و زمان رصد بین 9 تا 10 ساعت فرصت دارند تا 110 جرم مسیه را به ترتیب از جنوب غربی و غرب به شرق آسمان رصد کنند.بیشترین تعداد اجرام مسیه مربوط به صور فلکی قوس (14 جرم) و سنبله (11 جرم) و دب اکبر (6 جرم) و عقرب و مارافسای و اسد و تازی ها هر کدام با 5 جرم است. پس بهتر است وقتی به سراغ اجرام یک صورت فلکی می روید تمام اجرام آن صورت را رصد و سپس به سراغ بقیه اجرام صورتهای فلکی دیگر بروید. حدود 20 تا 30 دقیقه پس از غروب خورشید ماراتن با سوت داوران آغاز می شود و شما باید به سرعت به سراغ نخستین شکارهای خود یعنی دو کهکشان ام 77 و ام 74 در قیطس و حوت بروید. به دلیل نزدیکی این دو جرم به افق غربی آسمان و محل غروب خورشید بایست در رصد این دو جرم سرعت عمل به خرج دهید. بهتر است چند دقیقه پیش از شروع ماراتن ابزار خود را به سوی این اجرام نشانه بگیرید. سعی کنید فهرستی از ترتیب رصد اجرام مسیه را با توجه به تجربیات خود به همراه داشته باشید تا بر اساس آن به ترتیب رصد دیگر اجرام بپردازید.

تصاویر مربوط به 110 جرم کاتالوگ مسیه که در ماراتن هدف همه رصدگران هستند.
اجرام مشهور فهرست
بیشتر اجرام مسیه زبر آسمانی تاریک به خوبی با دوربین دوچشمی با دهانه حداقل 60 تا 70 میلی متر دیده میشوند. ولی رصد این اجرام با دوربین های دوچشمی 50×10 یا 60×20 بسیاردشوار است. بعضی ازاین اجرام در کاتالوگ مسیه عبارتند از: شماره های 74 و 77 و 99 و 1 و 89 و 76و 59 و 97 و 98. قدر این اجرام بیش از 8+ است. البته فقط قدر این اجرام باعث نمی شود که شما نتوانید با دوربین های متوسط آنها را ببینید بلکه موقعیت آنها در آسمان نیز دلیل دیگری است. رصد دو کهکشان ام 74(از قدر 3/9 در حوت)و ام 77 (از قدر 9 در قیطس) به دلیل نزدیکی به افق مغرب در هنگام غروب خورشید بسیار مشکل است.(ممکن است این اجرام از شمار اجرام امسال حذف شوند.) قبلا آنها را در نیمه دوم سال رصد کنید و جای این دو جرم را خوب یاد بگیرید تا در شب ماراتن برای پیدا کردن آنها کار آسانتر شود.

جرمی که رصد آن از این دو جرم هم سخت تر است خوشه کروی و کم فروغ ام 30 در جدی است که در این زمان از سال باید در لب افق در سپیده دم به دنبال آن گشت. تعدادی از اجرام مسیه دارای قدر ظاهری پائینی هستند و در آسمانی با حد قدر 5/6 با چشم غیر مسلح دیده می شوند. از آن جمله می توان به کهکشان آندرومدا (از قدر 4/3) و سحابی جبار (از قدر 7/3) و بخش شمالی این سحابی (ام 42 از قدر 8/6) و خوشه پروین (از قدر 5/1) و خوشه کروی جاثی (ام 13 از قدر 8/5) و خوشه باز و پر نور ام 25 (از قدر 6/4) و دو خوشه ام 6 و ام 7 در عقرب به همراه سحابی مرداب در قوس و خوشه باز ام 41 در کلب اکبر (از قدر 5/4) و خوشه کروی ام5 در مار (از قدر 7/5) و خوشه کروی ام 4 در سر عقرب (از قدر 4/5) و خوشه های کروی ام 22 (از قدر2/5) و ام 55 (از قدر3/6) و خوشه باز ام 44 در خرچنگ (معروف به خوشه کندوی عسل از قدر 1/3) اشاره کرد. اما کهکشان مارپیچی ام 33 در صورت فلکی مثلث (از قدر 7/5) به دلیل درخشندگی سطحی بسیار کم که دارد اغلب با چشم غیر مسلح دیده نمی شود اما با دوربین دو چشمی به سادگی مشاهده می شود.

سخت ترین بخش ماراتن
پس از اینکه جرمهای مربوط به بازه زمانی از غروب خورشید تا نیمه شب را یافتید (68 جرم !) ممکن است داوران استراحتی کوتاه به شرکت کنندگان بدهند. اما سخت ترین بخش ماراتن هنوز باقی مانده است. پس از این استراحت بایستی به سراغ اجرام صورت فلکی دب اکبر بروید. در این بخش از آسمان 6 جرم وجود دارد که از میان آن رصد 3 جرم از سخت ترین اجرام مسیه است که ان 3 عبارتند از: سحابی سیاره نمای ام 97 و کهکشان ام 108 و کهکشان ام 109.

ام 109 در کمتر از یک درجه ای پائین ستاره گاما- دب اکبر نزدیک به سر ملاقه قرار دارد و به دلیل کمی نور این ستاره رصد کهکشان سخت است. برای پیدا کردن دو جرم بعد از ستاره گاما به ستاره بتا-دب اکبر در سر ملاقه یک خط فرضی بکشید. پس از طی نصف خط فرضی و در کنار خط در 5/2 درجه ای بتا ام 97 (سحابی جغد) مشاهده می شود که به صورت لکه مه آلود دایره شکلی دیده می شود. یک درجه بالاتر از آن و در نزدیکی ستاره بتا-دب اکبر در داخل خطی که پیش فرض کرده بودید کهکشان کم نور و مه آلود ام 108 را می بینید که از لبه دیده می شود. البته اگر با دوربین دوچشمی متوسط در حال رصد این اجرام هستید ام 97 و ام 108 را در یک میدان دید مشاهده خواهید نمود.

تعدادی از اجرام مسیه به دلیل جدائی زاویه ای کمی که از هم دارند در دوربین های دو چشمی در یک میدان دید قرار می گیرند. از آن جمله می توان به کهکشان های سنبله یا زوج ام 81 و ام 82 اشاره کرد که در بالای سر ملاقه قرار دارند. در تصویر چشمی تلسکوپ کهکشان ام 81 بزرگتر و پرنورتر از زوج خود است و کهکشان ام 82 به شکل خوابیده به پهلو دیده می شود.

سخت ترین بخش ماراتن هنگامی است که از حدود ساعت 23 می خواهید بیشترین تعداد اجرام مسیه را در خوشه سنبله شکار کنید. صورت فلکی سنبله قلمرو یک مجموعه کهکشانی پر شمار است. بسیاری از این اجرام جزء اجرام مسیه هستند اما به هم فشرده. به دلیل تراکم اجرام در خوشه باید تعیین مکان اجرام را از قبل تمرین کرده باشید تا در هنگام ماراتن سر در گمی نشوید. دقت کنید که هر چه ابزار اپتیکی قوی تری داشته باشید در شکار اجرام این صورت فلکی موفق تر خواهید بود. خوشه سنبله محدوده ای به وسعت 10 درجه میل و 1 ساعت بعد و بیش از 100 درجه مربع است. برای شکار اجرام این خوشه بایستی ابتدا به سراغ سماک اعزل بروید و سپس به سوی شمالی ترین ستاره پر نور خوشه یعنی اپسیلون- سنبله. در میان خط فرضی که 2 ستاره اپسیلون- سنبله و بتا- اسد را به هم متصل می کند ده ها کهکشان خوشه سنبله قرار دارد.

آخرین شکار
آخرین شکار شما در واپسین دقایق ماراتن و پیش از طلوع خورشید خوشه کروی ام 30 در جدی است که در بالا به آن اشاره شد. هرچه عرض جغرافیایی شما کمتر باشد بخت شما برای شکار این جرم از قدر 7 بیشتر خواهد بود. شکار این جرم می توند در اخرین لحظات ماراتن در برنده شدن شما موثر باشد. در ماراتن سال 1382 ایران فقط 4 نفر از شرکت کنندگان آن هم با شک و ابهام توانستند این جرم را رصد کنند.
در ضمن بچه های دانشکده ی خودمون هم پارسال تو این مسابقه تونستند حدود ۸۰ تا جرم رصد کنند.

 

چند مطلب عجيب درباره ي فيزيك

تصور بنيادين از جهان مسئول گذشته، حال و آينده آن نيست: بر اساس نظريه نسبيت خصوصي چيزي به نام اكنون، گذشته يا آينده وجود ندارد و قالبهاي زماني به يكديگر وابسته اند زيرا همه هستي در سرعتي برابر در حركت است. درصورتي كه انسان با سرعتي كاملا متفاوت در حركت بود شاهد پير شدن زودهنگام يكي از نزديكان و يا دير پير شدن وي نسبت به ديگران مي بود.

ذره اي در اينجا مي تواند به صورت آني بر روي ذره اي در آن طرف جهان تاثير بگذارد: زماني كه يك الكترون همتاي ضد ماده خود يا پوزيترون را ملاقات مي كند، هر در درخشش كوچكي از انرژي خنثي مي شده و دو فوتون از اين برخورد متولد مي شوند. ذرات ساب اتميكي مانند فوتونها يا كواركها از ويژگي به نام اسپين برخوردارند كه به مفهوم چرخش است، اما اين ذرات در واقع حركت چرخشي ندارند اما به گونه اي رفتار مي كنند كه انگار در حال چرخشند. جهت اسپين فوتونها در زمان تولد در برابر يكديگر بوده و در نتيجه خنثي مي شوند. با توجه به رفتارهاي غير قابل پيشبيني كوانتومي گفتن اينكه كدام فوتون در مسير چپگرد و كدام يك در مسير راستگرد حركت خواهد داشت غير ممكن است و در واقع تا زماني كه يكي از آنها مشاهده نشود، هر دو در هر دو جهت حركت خواهند داشت اما به محض اينكه يكي از آنها مشاهده شود جهت راست يا چپگرد را به خود گرفته و به هر جهتي كه حركت كند، همتايش در مسير متضاد آن حركت خواهد كرد. اين واقعيتي است كه در آزمايشها به اثبات رسيده است

آنچه آينده است مي تواند آنچه گذشته بوده است را تغيير دهد: شگفتي جهان كوانتوم به اثبات رسيده است، آزمايش دو جداره كه نور را در دو حالت موج و ذره به اثبات مي رساند به اندازه كافي عجيب و غير قابل تصور هست. به خصوص زماني كه اعلام شود مشاهده نور مي تواند آن را از موج به ذره و يا برعكس تبديل كند. اما پديده هاي عجيبتر اين جهان پس از آزمايش جان ويلر فيزيكدان در سال 1978 خود را نمايان كرد. آزمايش وي نشان داد مشاهده يك ذره در حال مي تواند سرنوشت ذره مشابه ديگري در گذشته را متحول سازد. طبق آزمايش دو جداره در صورتي كه هر يك از پرتوهاي نوري خارج شده از يكي از شكافهاي صفحه آزمايش را مشاهده كنيد، در واقع پرتو را مجبور كرده ايد خصوصيات ذره اي به خود بگيرد و اگر به هدف برخورد پرتو چشم بدوزيد خصوصيت موج گونه به پرتو نور بخشيده ايد. اما در صورتي كه پس از عبور پرتو نور از شكاف به مسيري كه از آن ناشي شده است چشم بدوزيد آنگاه است كه پرتو نور مي تواند در هر دوحالت شكل بگيرد. به بياني ديگر زمان حال بر گذشته پرتو نوري تاثير گذاشته است. اين آزمايش در آزمايشگاه تنها چند صد هزارم ثانيه به طول مي انجامد اما در مشاهده نورهاي ناشي از ستاره هاي دوردست نيز صدق مي كند.

تقريبا همه جهان گم شده است: مي توان به جرات گفت در حدود 100 ميليارد كهكشان در جهان هستي وجود دارد كه هر يك از آنها از 10 ميليون تا 10 تريليون ستاره را در خود گنجانده اند. خورشيد زمين در مقايسه با اين ستاره هاي يكي از كوچكترين و ضعيفترين ستاره ها به شمار مي رود و حتي مي توان نام كوتوله زرد رنگ را بر روي آن گذاشت. در واقع در جهان هستي مقادير ترسناك و عظيمي از ماده مرئي وجود دارد كه انسان تنها قادر به مشاهده دو درصد از آن است. وجود اين حجم ماده به واسطه نيروي گرانش آنها پيش بيني مي شود و ماده تاريك نيز كه مقدار آن 6 برابر جرم ماده مرئي تخمين زده مي شود، نيز بخش نامرئي جهان را تشكيل داده است. به گزارش مهر، وجود انرژي تاريك به عنوان بخشي ديگر از جهان كه در واقع مابقي جهان را تشكيل داده است، موضوع را پيچيده تر خواهد كرد، انرژي كه با گسترش سريع جهان در ارتباط است و به همراه ماده تاريك همچنان ناشناخته باقي مانده است.

باشگاه فیزیک

سلام

اولا به همه تبریک میگم که آمار بازدیدمون در کمتر از ۵ روز از مرز ۱۰۰۰ بازدید گذشت!!!

فردا سه شنبه اول ماهه و ۹ امین جلسه باشگاه فیزیک اصفهان از ساعت ۱۷ تا ۱۹ در دانشگاه اصفهان برگزار میشه.

موضوع کنفرانس این ماه بررسی ماهیت الکترون و حرکت آن در اتم ها و مولکول هاست که با حضور دکتر سبزیان از دانشگاه اصفهان برگزار میشه.

علاقه مندان فردا سر ساعت ۴ اتوبوس از مقابل در دانشکده ی خودمون حرکت میکنه

university ranking of 2011


RankSchoolOverall ScoreAcademic Reputation ScoreEmployer Reputation ScoreFaculty-Student Ratio ScoreInternational Faculty ScoreInternational Students ScoreCitations per Faculty Score#1University of CambridgeUnited Kingdom100.0100.0100.098.998.496.692.7#2Harvard UniversityUnited States99.3100.0100.096.476.986.0100.0#3Massachusetts Institute of Technology (MIT)United States99.2100.0100.099.950.097.999.6#4Yale UniversityUnited States98.8100.0100.0100.084.365.697.2#5University of OxfordUnited Kingdom98.0100.0100.0100.098.295.982.0#6Imperial College LondonUnited Kingdom97.699.8100.099.799.799.979.6#7UCL (University College London)United Kingdom97.399.482.099.096.299.789.5#8University of ChicagoUnited States96.199.990.095.871.581.492.3#9University of Pennsylvania (UPenn)United States95.798.790.099.564.166.394.9#10Columbia UniversityUnited States95.399.9100.095.8N/A86.295.8#11Stanford UniversityUnited States93.4100.0100.074.936.696.5100.0#12California Institute of Technology (Caltech)United States93.099.025.897.099.093.9100.0#13Princeton UniversityUnited States91.9100.067.975.396.569.3100.0#14University of MichiganUnited States91.399.890.091.553.651.285.3#15Cornell UniversityUnited States90.799.890.074.744.770.296.8#16Johns Hopkins UniversityUnited States90.095.955.999.3N/A70.999.8#17McGill UniversityCanada89.698.890.089.982.094.262.6#18ETH Zurich (Swiss Federal Institute of Technology)Switzerland89.599.274.654.4100.099.199.0#19Duke UniversityUnited States89.295.465.099.8N/A55.596.3#20University of EdinburghUnited Kingdom87.898.990.073.788.892.768.8#21University of California, Berkeley (UCB)United States87.6100.0100.0N/A95.262.295.7#22University of Hong Kong (HKU)Hong Kong87.098.959.495.1100.098.954.5#23University of TorontoCanada86.299.990.065.391.349.077.3#24Northwestern UniversityUnited States85.991.577.182.8N/A80.993.6#25The University of TokyoJapan85.9100.090.092.2N/AN/A74.0

MIT PHYSICS1

سلام

من فیلم هایی که اونروز آقای اعلایی آوردن سر کلاس و  با سانسور دیدیم را ازشون گرفتم

۱۶ قسمته هر کس علاقه داره می تونه فلش بیاره تا براش کپی کنم

از خانم فروهنده پور هم میتونید بگیرید ولی خواهشا برای فیلم ها پیش استاد نرید

ممنون

iut90.ir

سلام

می خواستم یه نظر سنجی کنم ببینم که بچه ها موافق هستند با صرف یه هزینه خیلی خیلی کم (نفری ۵۰۰ تومان) آدرس وبلاگمون را از  iut90.blogfa.com به آدرس iut90.ir تبدیل کنیم یا نه؟؟

از مزایای این کار اینه که توی سایت جدیدمون امکانات خیلی بیشتری وجود داره مثلا:

-امکان عضوگیری و محدود کردن ارسال نظرات و مشاهده ادامه مطلب برای کابران غیر عضو

-امکان راه اندازی انجمن گفتگوی آنلاین ، جهت بحث و تبادل نظر اعضا ( http://forum.iut90.ir )

-برطرف شدن تمامی محدودیت های بلاگفا

-امکان راه اندای سرویس چت روم شخصی

-امکان شبیه سازی سایت جدید از روی سایت هایی که علاقه مندیم

-عدم نمایش تبلیغات سایت بلاگفا در بالای سایت

بالاخره حداقل چهار ساله دیگه!! بهتره از همین اول یه کار اساسی بکنیم البته این هزینه برای مدت ۵ ساله.

امیدوارم که دوستان نظر سازنده بدن هرکی موافقه توی نظر سنجی شرکت کنه

ممنون

 

همه پست بزارن

سلامی به گرمی سطح خورشید به همه ی فیزیکدان های عزیز!

از اونجایی که بچه ها پیشنهاد داده بودند برای اینکه وبلاگمون همیشه به روز باشه یه ID برای همه ی بچه ها ساختم تا بتونن تو وبلاگ پست علمی بزارن.

امیدوارم مفید باشه

روش پست گذاشتن :

برین توی سایت بلوگفا  بعد برین به قسمت وبلاگ های گروهی

نام وبلاگ : iut90

نام کاربری نویسنده : science

کلمه عبور : science

نظريه نسبيت و محاسبه سرعت نور

«بسم الله الرحمن الرحيم»

 نظريه‌ي نسبيت و محاسبه‌ي سرعت نور با نگرش مِصداقي به آيه‌ي 4 از سوره‌ي معارج

قرآن‌حكيم، کتابي است كه در آن سلسله‌ای از اعجازِ معنوي و روحاني و مادي و تجربي وجود دارد و در زمان‌هاي مختلف، براي حقّ‌جويان آشكار مي‌گردد.

طبق آيات قرآن‌كريم، آفريده‌هاي عاقل، توسط پروردگار عالم، سه دسته‌اند:

1-انسان، که از جنس خاک است؛ 2-جن، که از جنس آتش است؛ 3-فرشتگان، که از جنس نور هستند.[1]

خداوند متعال در آيات بسياري متذكر شده است كه مومنان، كساني هستند كه به خدا و كتاب‌اش و فرشتگان‌اش و همه‌ي پيامبران‌اش، عليهم‌السّلام، ايمان دارند.[2]

ملائكه (فرشتگان) موجودات مجرد روحاني، واسط بين عالم مجردات، مخصوصاً خداوند متعال و عالم انساني مي‌باشند كه به تسبيح اوامر و طواف كننده عرش او هستند،[3] از جمله، به تدبير و انجام بعضي امور عالم اشتغال دارند[4] و معصوم[5] و بدون شهوت و خيرخواه بوده و دروغ نمي‌گويند و رسولان خداوند هستند[6] و اعمال انسان‌ها را ثبت مي‌كنند.[7]

يكي از مصاديق «آیه‌ي 4 از سوره‌ي معارج»، که منطبق با «نظريه‌ي نسبیت» و هم مشخص کننده‌ي سرعت نور است، در 1400 سال پیش، توسط وحي در قرآن‌عظيم آمده است:

﴿تَعْرُجُ الْمَلَئكةُ وَ الرُّوحُ إِلَيْهِ فى يَوْمٍ كانَ مِقْدَارُهُ خَمْسِينَ أَلْف سنَةٍ؛[8]

فرشتگان و روح (فرشته‌ي مخصوص) به سوى او عروج مى‌كنند، در آن يك روزى كه مقدارش براي انسان دنيايي، پنجاه هزار سال است.

در اين آيه گفته شده است وقتی فرشته‌ها حرکت می‌کنند برای آن‌ها یک روز زمان می‌برد، ولی برای انسان‌ها و به حساب آن‌ها پنجاه هزار سال طول می‌کشد!

در جاهای مختلفي از قرآن‌كريم، مانند: معراج[9] رسول گرامي اسلام، صلي الله عليه و آله و سلّم، به «نسبیت زمان» اشاره شده است. حال، اين سوال پيش مي‌آيد، چرا در آيه‌ي فوق به 000ر50 سال اشاره كرده است؟

فرشتگان در يك روز (با فرض «يوم» به عنوان يك روز) به او عروج مى‌كنند و يا بالا مي‌روند كه اين معادل 000ر50 سال براي انسان است. اين امر اشاره‌اي به علم فيزيك و «نسبیت» است! البته اين موضوع مي‌تواند براي منظومه‌ي شمسي و آسمان و كهكشان ما باشد، چرا كه قطر كهكشان راه شيري 000ر100 هزار سال نوري است؛ فرشتگان طواف كننده‌ي عرش او هستند و اگر با سرعت نور حركت كنند، 000ر50 سال در كهكشان راه شيري در حركت هستند و اين كهكشان مي‌تواند جزو يكي از هفت آسمان‌هاي عرش خداوند متعال باشد و براي آسمان‌ها و كهكشان‌هاي ديگر بحث جداگانه‌اي دارد و البته پروردگار عالم در همه جا حاضر بوده و صاحب مراتب و درجات است.[10]

كهكشان راه شيري، جزيره‌ي آسماني ما در جهان هستي است. مجموعه‌اي از 400 ميليارد ستاره كه حدود نيمي از آن‌ها شبيه به خورشيد هستند و همگي بر گِرد مركز كهكشان در حركت‌اند. در ميان بازوهاي مارپيچي كهكشان راه شيري، علاوه بر ستارگان بزرگ و كوچك رنگارنگ، ابرهاي گاز و غبار، و خوشه‌هاي ستاره‌اي نيز قرار دارند. قطر كهكشان راه شيري حدود يك‌صدهزار سال نوري است. زمين به همراه خورشيد و ديگر اجرام منظومه‌ي شمسي در فاصله‌ي سي هزار سال نوري مركز كهكشان راه شيري قرار دارد. هر دويست و پنجاه ميليون سال ما به همراه منظومه‌ي شمسي يك دور كامل، به گرد مركز كهكشان راه شيري مي‌چرخيم.

بايد به عظمت و بزرگي خداوند متعال توجّه كرد و سرِ تعظيم در پيشگاه او فرود آورد؛ چراكه، كهكشان راه شيري تنها يكي از صد ميليارد كهكشان موجود در جهان است كه با ابزارهاي رصدي كنوني قابل مشاهده و رصد هستند. برخي از اين كهكشان‌ها بسيار بزرگ‌تر و پرستاره‌تر از كهكشان راه شيري بوده و بسياري از آن‌ها نيز، بسيار كوچك‌تر و كم ستاره‌ترند. كهكشان‌ها اندازه‌ها و شكل‌هاي گوناگوني دارند. مشهورترين دسته‌بندي کهکشان‌ها توسط «هابل» انجام شده است. اين تقسيم‌بندي بر اساس شكل ظاهري کهکشان‌ها است. بر اين اساس، كهكشان‌ها به سه گروه اصلي يعني، كهكشان‌هاي «بيضوي»، «مارپيچي» و «بي‌نظم» طبقه‌بندي مي‌شوند.[11]

به هر حال، قرآن‌حكيم در 1400 سال پیش، از زبان وحي به پیامبر اكرم، صلي الله عليه و آله و سلّم، اشاره كرده است كه زمان نسبی است و بستگی به دید طرف دارد. فرشتگان یک روز احساس می‌کند و به حساب انسان زميني پنجاه هزار سال!

نظريه‌ي نسبيت

طبق نظریه‌ي نسبیت، وقتی جسمی سرعت بسيار بالا، نزديك به سرعت نور بگیرد، زمان برای او به نسبت ما کند احساس می‌شود و در دید ما خیلی طول می‌کشد. سرعت جهانی نور یکی از اصول موضوعه‌ي نظریه‌ي نسبیت خاص است که اینشتین در سال ۱۹۰۵ میلادی آن را مطرح کرد. مطابق این اصل: «سرعت نور در خلاء (C) برای تمام ناظران لَخت ثابت است و به حرکت چشمه‌ي نور یا حرکت ناظر بستگی ندارد.»

اينيشتن در يكي از رساله‌های پایانی عمر خود با عنوان: «دی ارکلرونگ» يعنی: "بیانیه" که در سال 1954 آن را در آمریکا و به زبان آلمانی نوشته است، اسلام را بر تمامی ادیان جهان ترجیح می‌دهد و آن را کامل‌ترین و معقول‌ترین دین می‌داند.[12]

این رساله در حقیقت همان نامه‌نگاری محرمانه‌ی اینشتین با آیت الله العظمی بروجردي است که توسط مترجمان برگزیده‌ي شاه ایران، محرمانه صورت پذیرفته است. اینشتین در این رساله «نظریه‌ي نسبیت» خود را با آیاتی از قرآن‌کریم و احادیثی از نهج البلاغه و بیش از همه، احاديث بحارالانوارِ علامه مجلسی (که از عربی به انگلیسی تحت نظر آیت الله العظمي بروجردی ترجمه و شرح می‌شده است) تطبیق داده و نوشته که هیچ‌جا و در هیچ مذهبی چنین احادیث پرمغزی یافت نمی‌شود و تنها این مذهب شیعه است که احادیث پیشوایان آن، نظریه‌ی پیچیده‌ي «نسبیت» را ارائه داده‌اند، ولی اکثر دانشمندان نفهمیده‌اند.

از آن جمله، حدیثی است که علامه‌ی مجلسی در مورد معراج جسمانی رسول اکرم، صلي الله عليه و آله و سلّم، نقل می‌کند که: «هنگام برخاستن از زمین دامن یا پای مبارک پیامبر، صلي الله عليه و آله و سلّم، به ظرف آبی می‌خورد و آن ظرف واژگون می‌شود؛ امّا، پس از این‌که پیامبر اکرم، صلي الله عليه و آله و سلّم، از معراج جسمانی باز می‌گردند، مشاهده می‌کنند که پس از گذشت این همه زمان، هنوز آب آن ظرف در حال ریختن روی زمین است.»[13]

اینشتین این حدیث را از گران‌بهاترین بیانات علمی پیشوایان شیعه در زمینه‌ی «نسبیت زمان» دانسته و شرح فیزیکی مفصلی بر آن می‌نویسد. همچنین اینشتین در این رساله «معاد جسمانی» را از راه فیزیکی اثبات می‌کند (علاوه بر قانون سوم نیوتون، عمل و عکس‌العمل). او فرمول ریاضی معاد جسمانی را عکس فرمول معروف «نسبیت ماده و انرژی» می‌داند؛ یعنی، اگر حتی بدن ما تبدیل به انرژی شده باشد دوباره عیناً به ماده تبدیل شده و زنده خواهد شد. او هم‌چنین در همین رساله در خصوص «وحدت وجود» به طور خلاصه می‌گوید: «هر موجودی دارای حیطه و مرز فیزیکی خاص خود است که امکان ندارد با موجود یا وجود دیگری اتحاد یا وحدت داشته یا بیابد.»

در رابطه با «عقل» نیز با کمال شگفتي انیشتین نظریه‌ی اخباریون شیعه را (که عقل را نسبی می‌دانند و در حریم شرع و دین آن را به کار نمی‌برند) صحیح دانسته و می‌گوید: «حقّ با اخباری‌های شما است و هنوز زود است که مردم این را بفهمند.»

در ادامه نیز فرمول ریاضی خاصی برای «عقل نظری بشر» ارائه داده و «نسبیت» آن را اثبات می‌کند. اینشتین در این کتاب همواره از آیت الله العظمي بروجردی با احترام و به لفظ «بروجردی بزرگ» یاد کرده و از شادروان پروفسور حسابی نیز بارها با لفظ «حسابی عزیز» یاد کرده است.

نسبيت خاص

به صورت خلاصه، اين‌گونه بيان مي‌شود:

1-سرعت نور نسبت به ناظران مختلف يكي است؛

2-در حركت با سرعت نور، زمان متوقف مي‌شود؛

3-در حركت با سرعت نور، جرم متحرك[14] بي‌نهايت مي‌شود؛

4-در انديشه‌ي پيرامون فضا، بايد چهار بعد را در نظر گرفت: طول؛ عرض؛ ارتفاع؛ زمان. زمان بعد چهارم است و هر حادثه‌اي كه در كيهان رخ دهد، در يك جهان چهار بعدي فضا-زمان است كه روي مي‌دهد.

بايد گفت نظريه‌ي نسبيت خاص مدعي نسبي بودن همه چيز نيست و فقط مي‌گويد كه چيزهايي مانند زمان و مكان (فضا) كه از نظر پيشينيان مطلق بودند، نسبي هستند و چيزي مانند سرعت نور كه نسبي انگاشته مي‌شد، مطلق است.

بنا به اظهارات اينشتين، «نسبيت» سبب مي‌شود كه حوادث براي يك ناظر در مقايسه با ناظري ديگر كندتر پيش بروند و اين شامل وقايع مربوط به زندگي مانند فرآيند پيري نيز مي‌شود.

اينشتين در مقاله‌ي سال 1905، به گونه‌اي موارد رياضي را در آن افزود. وي، وجود رابطه‌اي بين انرژي و جرم را به اثبات رسانيد. به موجب فرمولي كه او براي كمي كردن آن رابطه‌اي ارائه داد: محتواي انرژيِ (E) مقدار ماده‌اي به جرم مشخص (M)، برابر با حاصل‌ضرب مقدار جرم (M) آن ماده در مجذور سرعت نور (C) است. اين فرمول را عموماً به صورت  E=MC2 مي‌نويسند. اهميت نظريه‌ي نسبيت خاص براي علم به اندازه‌ي اهمّيّت وجود اتم براي آن، بنيادي و مهم است.

نسبیت خاص و هم زمانی رویدادها

يك قرن قبل، زمانی که هنوز فیزیک به درستی با نیوتن و قوانین‌اش شناخته می‌شد و هیچ کس به فکر کاستی‌های مکانیک نیوتنی نیفتاده بود، آلبرت اینشتین در مقاله‌ای تحت عنوان «درباره‌ي الکترودینامیک اجسام متحرک» چنین نوشت: «هیچ یک از ویژگی‌ها در واقعیت‌های مشاهده شده با مفهوم سکون مطلق، ارتباط ندارند، برای تمام دستگاه‌هايی که معادلات مکانیک در آن‌ها برقرارند، معادلات الکترودینامیکی و اپتیکی نیز در آن‌ها برقرار خواهد بود.»

بر این اساس، اینشتین دو فرض اساسی بسیار مهم، امّا ساده، ارائه کرد که به جرأت می‌توان گفت: این دو فرض ضمن این‌که برای بیان یک نظریه‌ي ساده و سازگار الکترودینامیک اجسام متحرک، بر پایه‌ي نظریه‌ي «ماکسول» برای اجسام ساکن، کاملاً کافی‌اند، دنیای فیزیک را نیز دگرگون کردند.

اینشتین فرض‌های خود را این گونه بیان کرد:

1-قوانین فیزیک در تمام دستگاه‌های لَخت، یک‌سان هستند و هیچ دستگاه لَخت مرجحی، وجود ندارد (اصل نسبیت)؛

2-در فضای تهی، مقدار سرعت نور در تمام دستگاه‌های لَخت، یک‌سان و برابر با C است (اصل ثابت بودن سرعت نور؛ اصل ناوردا).

در حقیقت، اصل نسبیت اینشتین اعتقاد به این موضوع دارد که ما فقط از حرکت نسبی دو دستگاه می‌توانیم صحبت کنیم و به هیچ عنوان نمی‌توانیم به وسیله‌ي اندازه‌گیری‌های فیزیکی بگويیم یک دستگاه لخت به خودی خود ساکن است یا متحرّک.

تئوری نسبیت خاص اینشتین پیشگويی‌های مختلفی می‌کند که حقیقتاً برخی از آن‌ها در جهت مقابل مشاهده‌های ما و تصورات اوّليه‌ي ما است. توجّه به این نکته بسیار مهم است که این پیشگويی‌ها با چارچوب‌های مرجع مختلف ثابت و متحرک، با سرعت نسبی (V) در ارتباط‌اند و نیز، در نسبیت، تنها زمانی نتایج را قابل قبول می‌دانیم که سرعت (V) یک کسر متعارف از سرعت نور (C) باشد؛ به عبارت دیگر، V/C برای ما تعریف شده باشد. دو پیشگويی اساسی که اینشتین با نسبیت خاص می‌کند یکی «انقباض طول» و دیگری «انبساط زمان» است.

نسبيت عام

اينشتين، پس از نظريه‌ي نسبيت خاص، فرضيه‌ي نسبيت عام را پيشنهاد داد. چكيده‌ي نظريه‌ي نسبيت عام چنين است:

1-جرم لَختي، (اينرسي)، (جرم گرانشي)، (اصل هم ارزي)؛

2-فضا-زمان، به سبب اجرام بزرگي مانند: خورشيد، خميده يا تورفته است. ميزان اين تورفتگي ميزان قوت يا شدت ميدان جاذبه ثقلي (گراني) است. سياره‌اي مانند: زمين، كه به گِرد خورشيد در حركت است، مسيرش از آن‌رو بيضي شكل نيست كه خورشيد آن را به سوي خود مي‌كشد، بلكه از آن‌رو بيضي شكل است كه ميدان (تورفتگي كه در فضا به سبب حضور جرم خورشيد به وجود آمده است) به گونه‌اي است كه كوتاه‌ترين مسير ممكني كه سياره مي‌تواند در فضا-زمان در پيش بگيرد يك بيضي است. بر اساس دو فرضيه‌ي نسبيت خاص و عام اينشتين اندازه‌هاي يك جسم متحرك در سمت حركت با سرعت نور به صفر تمايل پيدا مي‌كند و زمان متوقف مي‌شود. به اين دليل، سرعت نور (حدود 300000 كيلومتر بر ثانيه يا به صورت دقيق‌تر 299792.5 كيلومتر بر ثانيه) به عبارتي بالاترين سرعت ممكنه است. البته سرعت‌هاي بالاتر از سرعت نور نيز در دنياي كوانتوم و مكانيك كوانتوم در رابطه با درگيري ذرات و فوتون‌ها توسط محققان سوئيسي ارائه شده است!

از دقيق‌ترين محاسبات انجام شده به لحاظ تئوري و حتّي با استفاده از «آيات قرآن‌حكيم»، و حركت ماه و خورشيد در يك دوره، عدد سرعت نور به دست آمده، برابر با 299792.5 كيلومتر بر ثانيه است.

﴿هُوَ الَّذِي جَعَلَ الشَّمْسَ ضِيَاءً وَ الْقَمَرَ نُورًا وَ قَدَّرَهُ مَنَازِلَ لِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنِينَ وَ الْحِسَابَ ۚ مَا خَلَقَ اللَّـهُ ذَٰلِكَ إِلَّا بِالْحَقِّ ۚ يُفَصِّلُ الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ؛[15]

او است خدايي كه خورشيد را رخشان بخشيد و ماه را تابان ساخت و برايش منازلى معين كرد تا به اين واسطه، از شمار سال‌ها و حساب آگاه شويد؛ خداوند متعال، همه‌ي اين‌ها را جز به حقّ نيافريد! و آيات را براى مردمى كه مى‌دانند و اهل دانش‌اند، به تفصيل بيان مى‌كند.

﴿وَ هُوَ الَّذِي خَلَقَ اللَّيْلَ وَ النَّهَارَ وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ ۖ كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ؛[16]

و او است خدايي كه شب و روز و خورشيد و ماه را به قدرت كامل آفريد؛ هر يك در فلك و مدارِ معيني شناورند.

﴿يُدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ ثُمَّ يَعْرُجُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ أَلْفَ سَنَةٍ مِّمَّا تَعُدُّونَ؛[17]

كار و اوامر عالم را به نظامي احسن و اكمل، از آسمان تا زمين سامان و تدبير مى‌كند؛ سپس، در روزى كه اندازه‌اش به حساب شما آدميان هزار سال است، باز به سوى خود بالا مى‌برد.[18]

محاسبه سرعت فرشتگان با آيه‌ي 4 سوره‌ي معارج

با توجّه به «آيه‌ي 4 سوره‌ي معارج»، زمان برای فرشته‌های در حال حرکت، یک روز است و برای ما 000ر50 سال مي‌باشد. اكنون سرعت فرشتگان اشاره شده در قرآن‌مبين را به دست مي‌آوریم؟ فرمول اصلی «انبساط زمان» بر حسب سرعت به صورت ذيل است:

با جابه‌جايي فرمول، سرعت فرشتگان بر اساس انبساط زمان به دست مي‌آيد:

V2= C2×(1-T’2/T2)                                                                                    

v برابر سرعت فرشتگان، c سرعت نور، T’ زمان حركت فرشتگان، T زمان حركت آدميان در دنيا است.

يك سال قمری، حدود 354 روز است؛ یعنی، میزان اختلاف زمان ما (000ر50 سال) با یک فرشته (يك روز) در حال حرکت برابر 50000×354= 17700000 روز است. پس اعداد را در فرمول جایگزین می‌کنیم:

V2=C2×(1-T’2/T2)

V2=C2×(1-12/(50000×354)2)=C2×(1-12/(17700000)2)

V=C×0.99999999999999840403460052985924

ضريب به دست آمده (0.99999999999999840403460052985924) نزديك عدد «يك» است و در نتيجه سرعت فرشتگان تقريباً برابر با سرعت نور است (V≈C).

0.99999999999999840403460052985924×299792.5=299792.49999999952154154297934783

سرعت فرشتگان (سرعت محاسبه شده از طريق آيه‌ي 4 سوره‌ي معارج) تقريباً برابر سرعت نور است؛ یعنی، یک مقدار ناچیز کم‌تر از سرعت نور است که آن‌هم به قولي مي‌تواند به اين دلیل باشد که فرشته یک وجودی دارد و جرم‌اش صفر نیست! اين موضوع، اعجاز عجیب و بسیار دقیق و شگف‌انگيز است که در 14 قرن پیش رخ داده است! و از طريق وحي و معجزه‌ي جاويدان قرآن‌مبين براي ما به ارمغان گذاشته شده است.

شكّي نيست كه بايد هر مسلماني امور ضروري مذهب و دين‌اش را بداند و به آن معتقد گردد و مطابق اعتقادش عمل كند. از جمله مسائل ضروري كه نص صريح قرآن‌حكيم است، مسئله معراج جسماني پيامبر گرامي اسلام، صلي الله عليه و آله و سلّم، و مشاهده‌ي بهشت و جهنم و عجائب ملكوت است كه بيش‌تر مردم از آن بي‌اطلاع‌اند و يا خداي نكرده منكر مي‌شوند.[19]

ابن عماره از پدر خود نقل كرد كه امام صادق، عليه‌السّلام، فرمود: آن‌كس كه چهار چيز را انكار كند، شيعه‌ي ما نيست![20]و آن‌ها عبارت‌اند از:

معراج؛ سؤال در قبر؛ خلقت كنونى بهشت و جهنم؛ شفاعت.[21]

به نكته‌ي ديگري نيز اشاره مي‌گردد، در قرآن كريم آمده كه بناي بهشت به اندازه‌ي آسمان‌ها و زمين است:

﴿سَابِقُوا إِلَىٰ مَغْفِرَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ وَ جَنَّةٍ عَرْضُهَا كَعَرْضِ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ أُعِدَّتْ لِلَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّـهِ وَ رُسُلِهِ ۚ ذَٰلِكَ فَضْلُ اللَّـهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاءُ ۚ وَ اللَّـهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ؛[22]

براى رسيدن به آمرزش پروردگارتان و بهشتى كه پهناى آن هم‌سان پهناى آسمان‌ها و زمين است، بر يكديگر پيشى گيريد؛ اين بهشت براى كسانى كه به خدا و پيامبران‌اش ايمان آورده‌اند، مهيا شده است؛ اين، بخشايشى است از جانب خدا كه به هر كه مى‌خواهد ارزاني‌اش مى‌دارد، و خدا صاحب بخشايشى بزرگ است.

از پيامبر اكرم، صلي الله عليه و آله و سلّم، پرسيدند: حالا كه پهناي بهشت به اندازه‌ي آسمان‌ها و زمين است، مكان جهنم كجا است؟ فرمودند: «سبحان الله، فأين الليل إذا جاء النهار»؛ پاك و منزه است خدا، هرگاه روز آيد، شب كجا باشد؟

ابوخالد قماط مي‌گويد: به امام صادق، عليه‌السّلام، عرض كردم: زماني كه بهشتيان وارد بهشت و اهل دوزخ وارد جهنم شدند چه مي‌شود؟ حضرت فرمودند: اگر خداوند متعال بخواهد موجوداتي را بيافريند و براي آن‌ها دنيايي را ايجاد كند، اين كار را انجام مي‌دهد.[23]

﴿يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ وَ السَّمَاوَاتُ ۖ وَ بَرَزُوا لِلَّـهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّارِ؛[24]

آن روز كه زمين، به زمينى جز اين بدل شود و آسمان‌ها، به آسمانى ديگر، و همه در پيشگاه خداى واحد قهار حاضر آيند.

علامه طباطبايي در ذيل آيه‌ي فوق مي‌فرمايد: معناي تبديل آن است كه حقيقت آسمان و زمين و آنچه بين آن‌ها است، همان آسمان و زمين است، جز اين‌كه نظام جاري در آن‌ها غير از نظام جاري در دنيا است؛ بنابراين، اوصاف زمين و آسمان تبديل مي‌شود نه خود آن‌ها؛[25] زيرا، تبديل غير از معدوم كردن است و بعيد نيست از همين ماده و عناصري كه اكنون در بناي آسمان و زمين به كار رفته است نظامي تازه ساخته و موجودات تازه‌اي آفريده شود؛ زيرا، پس از برپايي قيامت، بساط آفرينش برچيده نمي‌شود، گرچه خداوند گستره‌ي آسمان‌ها را طومار گونه درهم مي‌پيچد. نسل كنوني انسان ساكن بر روي كره‌ي خاك كه فرزندان حضرت آدم و حوا، عليهم السلام، به شمار مي‌روند نخستين سلسله‌ي بشر نيستند، بلكه در رتبه و پايه‌هاي بعدي قرار گرفته و پيش از آن چندين نسل منقرض شده‌اند و پس از انقراض اين نسل، دگربار آفريده‌ي ديگري بدون پدر و مادر در زميني جديد آفريده مي‌شود و اين گونه گزاره‌ها نشان دهنده دوام فيض خدا است.[26]

﴿أَفَعَيِينَا بِالْخَلْقِ الْأَوَّلِ ۚ بَلْ هُمْ فِي لَبْسٍ مِّنْ خَلْقٍ جَدِيدٍ؛[27]

آيا از آفرينش نخستين عاجز شده بوديم؟ نه، بلكه آن‌ها، از آفرينش تازه در شكّ‌ هستند.

﴿لَوْ أَنزَلْنَا هَـٰذَا الْقُرْآنَ عَلَىٰ جَبَلٍ لَّرَأَيْتَهُ خَاشِعًا مُّتَصَدِّعًا مِّنْ خَشْيَةِ اللَّـهِ ۚ وَ تِلْكَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ؛[28]

اگر اين قرآن را به جاي دل‌هاي مردم، بر كوه فرو فرستاده بوديم، بي‌شكّ از ترس و عظمت خداوند متعال آن را فروپاشيده مى‌ديدى؛ و اين مثال‌هايى است كه براى مردم مى‌زنيم، شايد كه انديشه كنند و به فكر فرو روند.

منبع: مجله ارتباط؛ سازمان انرژی اتمی ایران، محمدامین احمدی فقیه.

 

[1] بحارالانوار، ج 56، ص 191.

[2]سوره‌ي بقره (2)، آيه‌ي 285؛ (2+285=287=7×41).

[3]سوره‌ي زمر (39)، آيه‌ي 75؛ (39+75=114=19×6).

[4] سوره‌ي ذاريات (51)، آيه‌ي 4؛ سوره‌ي قدر (97)، آيه‌ي 4.

[5] سوره‌ي تحريم (66)، آيه‌ي 6.

[6] سوره‌ي انبياء (21)، آيه‌هاي 26 و 27.

[7] سوره‌ي زخرف (43)، آيه‌ي 80؛ سوره‌ي يونس (10)، آيه‌ي 21.

[8] سوره‌ي معارج (70)، آيه‌ي 4؛ «معارج» به معناي درجات، مراتب، عرش بالا، است و نشاني از وجود خلقت و آفريده‌هاي خداوند متعال در آسمان‌ها، كهكشان‌ها و عرش‌هاي ديگر است.

[9] سوره‌ي اسرا (17)، آيه‌ي 1؛ بقيه‌ي جريان معراج در سوره‌ي نجم ذكر شده است.

[10]  در آيه‌ي 3 از سوره‌ي معارج به درجات خداوند متعال اشاره شده است كه مي‌تواند ارتباط به خلقت و موجودات و فرشتگان در آسمان‌هاي ديگر باشد.

[11]  اقتباس از سايت رها.

[12] Die Erklarung-von: Albert Einstein–1954.

[13] بحارالانوار، ج ۱۸، ص۲۸۲-۴۱۰؛ قِصَصُ العلماءِ میرزا محمد تـُـنـُکابُـنی، چاپ علمی-فرهنگی، سال۱۳۸۳، ص۵۵، مطابق چاپ علمیۀ اسلامیه، ص۴۷ و ۴۸؛ معراج، مرتضي جنتيان،-محمد تقي مجلسي، انتشارات كانون پژوهش، اصفهان، 1379.

[14]  «جرم متحرك» در نسبيت خاص، يك غلط مصطلح است.

[15] سوره‌ي يونس (10)، آيه‌ي 5؛

[16] سوره‌ي انبياء (21)، آيه‌ي 33؛

[17] سوره‌ي سجده (32)، آيه‌ي 5؛ آيه‌اي كه از آن براي محاسبه‌ي سرعت دقيق نور استفاده شده است؛ «الامر» به عنوان سرعت نور تعبير شده است.

[18] يكي از دقيق‌ترين اندازه‌گيري‌هاي سرعت نور با استفاده از اين آيه توسط فيزيك‌دان مصري، دكتر منصور حسب النبي انجام شده است. با استفاده از عدد 1000 سال (برابر 12000 ماه) اشاره شده در اين آيه و حركت ماه در يك دوره‌ي كامل م و سرعت و زاويه‌ي حركت ماه، سرعت نور از فرمول‌هاي مربوطه (C×t=12000×V×T)، برابر 299792.5 كيلومتر بر ثانيه به دست مي‌آيد.

[19] معراج، شرح و تفسير سوره‌ي شريف نجم، شهيد آيت الله دستغيب، انتشارات ناس، 1372.

[20] اوّلين مورد آن نيز در رابطه با «نسبيت زمان» است.

[21] بحار الانوار، ج 8، ص 196، ح 186؛ «لیس من شیعتنا من انکر اربعة اشیاء: المعراج و المسألة فی القبر و خلق الجنة و النار و الشفاعة.»

[22] سوره‌ي حديد (57)، آيه‌ي 21.

[23] مجلسي، محمدباقر، بحارالانوار، بيروت، داراحياء التراث العربي، چاپ سوم، ج8، ص376، ح18.

[24] سوره‌ي ابراهيم (14)، آيه‌ي 48.

[25] طباطبايي، سيد محمد حسين، تفسير الميزان، چاپ چهارم، تهران، بنياد علامه طباطبايي، 1370، ج12، ص91.

[26] جوادي آ‌ملي، عبدالله، تفسير موضوعي قرآن كريم، قم، مركز نشر اسراء، چاپ اول، 1381، ج5، ص534.

[27] سوره‌ي ق (50)، آيه‌ي 15.

[28] سوره‌ي حشر (59)، آيه‌ي 21.