پیش بینی جایزه نوبل سال 2012


سرانجام پس از سال ها تلاش نظری و تجربی بوزون هیگز کشف شد – یا حداقل با احتمال بالایی کشف شد. این خبر جهان علم را به هیجان آورده است. قطعا این کشف شایسته جایزه نوبل خواهد بود و بی شک در طی یکی دو سال آینده جایزه نوبل فیزیک به این کشف تعلق خواهد گرفت. اما اعلام برنده این سال برای کمیته داوری نوبل کاری سرگیجه آور و دردسر ساز خواهد بود.

یان سمپل، روزنامه نگار علمی روزنامه گاردین در مقاله ای که در زیر بخش هایی از آن می آید علت این سرگیجه را توضیح داده است:

به طور سنتی جوایز علمی نوبل به طور همزمان حداکثر به ۳ نفر تعلق می گیرد. افرادی که از دید کمیته نوبل مهمترین نقش را در آن کشف به خصوص داشته اند. این کار در زمانی که کشفی به طور مستقل توسط گروه های کوچک صورت گرفته باشد کار پردرد سری نیست اما این بار داستان فرق می کند.

برای این کشف دو گروه مستقل از دانشمندان در سرن که شامل چند هزار نفر از ده ها کشور بوده اند، در تلاشی مشترک امکان ردیابی ذره جدید را به وجود آورده اند که همه آنها در اعتبار این کشف سهیم هستند. اما این مشکل بزرگی نیست. پیش از این نیز سابقه داشته است که در مقابل فعالیت های جمعی که در یک سازمان صورت گرفته است جایزه به کل آن سازمان تعلق گرفته است کما اینکه جایزه صلح نوبل یک بار به طور مشترک به ال گور و کمیته بین الدولی تغییرات اقلیم سازمان ملل تعلق گرفت. مشکل اصلی کمیته نوبل جایی آغاز می شود که به بخش تئوری ماجرا می رسد.

حدود ۵۰ سال است که گروهی از فیزیکدانان نظری پیش رو بر روی این نظریه کار کرده اند. اما اگر نوبل بخواهد به سنت جایزه سه نفره خود وفادار بماند و حتی سرن را از سهیم شدن در این جایزه کنار بگذارد و این افتخار را به فیزیکدانان نظری اختصاص دهد، باز هم باید دست به انتخاب دشواری بزند.

در سال ۱۹۶۴ ۶ فیزیکدان به فاصله ۴ ماه از همدیگر مقاله هایی را منتشر کردند که نظریه میدان هیگز را صورت بندی می کرد.

اولین مقاله در ماه آگوست توسط رابرت بروت (Robert Brout ) و فرانسوا انگلرت (François Englert) از دانشگاه آزاد بروکسل ارایه شد. بروت در سال ۲۰۱۱ دیده از جهان فرو بست و بنا بر سنت نوبل که جایزه به افراد زنده تعلق می گیرد او از فهرست نامزدهای احتمالی خارج می شود.
دومین کسی که دست به انتشار مقاله در این زمینه زد پیتر هیگز (Peter Higgs) بود که دو مقاله در ماه های سپتامبر و اکتبر ۱۹۶۴ منتشر کرد. در دومین مقاله او برای اولین بار به این نکته اشاره کرد که در این نظریه وجود ذره ای جدید در عالم ضروری است و همین امر باعث شد از سال ۱۹۷۲ این ذره به نام وی به نام ذره بوزون هیگز شناخته شود. این مقاله فوق العاده مهم بود به این دلیل که به دانشمندان نشان می داد برای جستجوی خود در کجا باید متمرکز شوند و دنبال چه چیزی باید بگردند.

سومین گروه از مقاله ها را گروهی از ۳ فیزیکدان شامل دو محقق آمریکایی به نام های دیک هیگن (Dick Hagen) و جری گورالینک (Gerry Guralnik) و فیزیکدانی انگلیسی به نام تام کیبل (Tom Kibble) در ماه نوامبر همان سال منتشر کردند.

هر ۳ این گروه ها به طور مستقل از هم کار می کردند و نتیجه کار آنها در موفقیت روز ۴ شنبه نقش به سزایی داشته است.

بدین ترتیب حداقل ۵ فیزیکدان زنده مدعی جایزه نوبل وجود دارند. چنانچه جامعه علمی به این نتیجه برسد که ذره جدید کشف شده در سرن همان بوزون هیگز است، قطعا پیتر هیگز یکی از افرادی خواهد بود که نمی توان از نام او چشم پوشی کرد و یکی از جایگاه های برندگان نوبل را در اختیار می گیرد. بدین ترتیب ۲ جایگاه دیگر برای ۴ نفر دیگر باقی می ماند. انگلرت نخستین کسی بود که این نظریه را مطرح کرد و قطعا نمی توان در این بین او را فراموش کرد و می توان مطمئن بود که دومین جایگاه به او می رسد. بدین ترتیب یک جایگاه باقی خواهد ماند. (البته به شرطی که این جایزه با سرن تقسیم نشود که در این صورت تا همین جا ظرفیت جوایز پر می شود)

اختلاف نظرها دراین باره از سال ۲۰۱۰ به طور جدی آشکار شده است. در سال ۲۰۱۰ در کنفرانس پاریس درباره بوزون هیگز ، برگزار کنندگان اعتبار این ذره را از آن انگلرت، هیگز و براوت دانستند. این امر با اعتراض فیزیکدانان آمریکایی مواجه شد که معتقد بودند اروپایی ها قصد دارند مشارکت فیزیکدانان آمریکایی در این زمینه را نادیده بگیرند. البته از سوی دیگر استدلالی که در مقابل این انتقاد مطرح می شد این بود که با وجود اینکه اگرچه آنها به طور مستقل کار خود را ارایه داده اند اما دو گروه اروپایی زودتر نتایج خود را منتشر کرده اند.

اعضا کمیته انتخاب نوبل قطعا نمی خواهند شیرینی این کشف را با انتخابی بحث برانگیز تلخ کنند. به همین دلیل شاید سنت خود را زیر پا بگذراند و هر ۵ فیزیکدان زنده و سرن را به طور مشترک برنده این جایزه اعلام کنند که در این صورت موقعیت طنزی شکل خواهد گرفت. چرا که کاشفان و دست اندرکاران مهمترین کشف چند دهه اخیر در فیزیک هر یک کمترین مقدار جایزه نقدی را به خود اختصاص خواهند داد.

جایزه نوبل البته، بیش از اینکه ارزش مالی مهمی داشته باشد برای نشان دادن جایگاه مهم و تاثیر گذار افراد در علم به آنها اهدا می شود. در این مورد هیچ کس شکی درباره اهمیت کار این افراد ندارد و واقعیت این است که در چنین حوزه پیچیده و پیشرویی یک کشف هیچگاه مولود یک یا چند دانشمند نیست و بنای علم با مشارکت بسیاری از افراد قد می کشد.

واقعیت این است که در چنین روزهایی حرف نیوتون بیش از همیشه معنی خود را نشان می دهد که زمانی گفته بود:«اگر من افق های دورتری را می بینم به این دلیل است که بر شانه غول ها ایستاده ام»

آنچه بامداد ۴ شنبه در مقر سرن رخ داد تنها قله کوه یخی عظیم بود که بر شانه صدها و هزاران دانشمند در طول ۵۰ سال بنا شده است. اما حتی این واقعیت هم شاید نتواند مشکلی از مشکلات کمیته نوبل رفع کند.




ادامه نوشته

New name for higgs boson!!!

 When some scientists seeking for new name for some phenomenon it 's the reeeeal edge of knowledge. The below article is from physics world web site and their prediction about new name for higgs particle. Now that a fundamental scalar boson has finally turned up and become real, it is time to give it a better name. We advocate calling it the "higgson". "Higgs boson" or "Higgs particle" is a real mouthful; it's too long and awkward. No wonder physicists trim it down to "the Higgs". But that just invites questions: the Higgs what? field? mechanism? mass? It's too ambiguous. Something seems seriously amiss with the existing nomenclature. And why do we want to keep highlighting one physicist's formal surname, when at least five others were involved in conceiving the core ideas underlying this particle? Some have suggested we resolve the problem by calling it the BEH boson or EBH particle, but both fall flat phonetically and leave us cold. To continue following that logic, we could perhaps call it the BEHGHK boson. Or how about the ANGBEHGHK particle? You get our point. As Frank Close recently detailed in The Infinity Puzzle, Peter Higgs made the clearest statement that the symmetry-breaking mechanism involved would have observable consequences: a scalar boson corresponding to oscillations in the underlying field. Thus it makes sense to associate his name with this boson, at least informally. But that doesn't mean we have to capitalize it explicitly. We can just call this particle the higgson. Such a label can then take its rightful place alongside other classic particle names, such as the electron, proton, neutron, neutrino, quark and gluon. That includes the labels used for entire classes of particles such as leptons, hadrons, mesons, baryons, fermions and bosons – for still other higgsons may well exist.

The names electron and proton established a distinguished trend that has lasted a century. When competition arose for the neutron label, between Rutherford's neutral nuclear inhabitant and Pauli's beta-decay product, it eventually was settled in favor of the former, while the latter became Fermi's "neutrino". All great names.

With the advent of particle accelerators during the 1950s and 1960s, two whole alphabets – Greek and Roman – had to be mobilized as the list of putatively elementary particles burgeoned. One particle stood out, borrowing its name from both: the famous J/Ψ that we've lived with now for almost 40 years. It took the genius of Murray Gell-Mann – who possesses a real naming gift – to recognize that the list was becoming unmanageable and establish a different way to label particles found at the next lower level of matter. Reaching into James Joyce's Finnegan's Wake, he lifted the word "quark" from the drunken dream of Humphrey Chimpden Earwicker to name the odd, fractionally charged fundaments that had cropped up as a result of his SU(3) theory. Happily, it stuck. Soon we had humdrum up and down quarks, but intriguing strange and charm quarks. After a third family of elementary particles turned up, the elegant names truth and beauty gradually succumbed to the more commonplace top and bottom. All these fanciful quarks stuck to one another by swapping rather prosaic gluons.

After Gell-Mann, particle physics seemed to be running out of imagination. With all the appeal of an intellectual cold shower, the emerging paradigm was labelled the Standard Model. Scientifically it was ambitious, but this phrase was not very useful in cocktail-party conversations with colleagues from other fields. Electromagnetism became wedded to the weak force in the electroweak force, a good name, but it was carried by vapid "intermediate vector bosons" called W and Z. And at the heart of the new theory, shrouded in mystery, was a symmetry-breaking mechanism that preserved gauge invariance (which has served electromagnetism well) but allowed elementary particles to gain heft. It had been assembled bit by bit during the early 1960s through the concerted efforts of more than a dozen theorists. You have to fill the bathtub before you can shout "Eureka!" But despite this great communion of minds, it eventually came to be known as the Higgs mechanism after just one of its principal proponents. Along with this mechanism came the need for a new scalar boson (or bosons), similarly dubbed. Leon Lederman used an entire book to try to rename it the "God particle". But that was a little too much for agnostic particle physicists, who clung stubbornly to the "Higgs particle". And after looking in almost every accessible nook and cranny for the past four decades, they have at long last discovered this elusive, quintessential quarry.

انتخاب رشته ی فیزیک

سلام عرض می کنم خدمت همه ی شما کنکوری های عزیز. واقعا خسته نباشین و خدا قوت! حالا که از این تورنومنت نفس گیر گذشتین تا روز انتخاب رشته مهم ترین دغدغه تون اینه که چطوری مسیر زندگیتون رو انتخاب کنین و چطوری ادامه ی راه تحصیلات آکادمیک تون رو طی کنین.

اینجا می خوایم کمی در مورد رشته ی فیزیک و فیزیکدانها با هاتون صحبت کنیم. رشته ای که هر کسی انتخابش نمی کنه و هر کسی جرات ادامه ی تحصیل توی این رشته رو نداره. رشته یی که دانشجو هایی که توی اون درس می خونن این احتمال براشون نسبت به بقیه ی دانشجو ها بیشتره که روزی بیاند و دنیا رو تکون بدن و باعث ایجاد تغییر و تحول های شگرف و فوق العاده در زندگی بشر و یا نگرش بشر به جهان بشن. کسایی که روزی روی مرز های علم حرکت می کنند. کسایی که ممکنه روزی آلبرت انیشتین بعدی , اِروین شرودینگر , ادوارد ویتن یا ماکسول بعدی و یا حتی یه چهره ی جدید تر و فراتر از این ها بشن .  فیزیکدانها  کسایی هستند که این فرصت توی دوران تحصیل براشون زیاد فراهم می شه که بگن "چرا؟" توی عمق مطالب و مفاهیم علمی وارد می شن و هدفشون مثل مهندس ها این نیست که چطوری می شه یه اختراعی رو به تولید انبوه رسوند. یا نگاهشون به تحقیقات علمی صرفا بعد اقتصادیش نیست. کسایی که با تمام وجود برای خود خود علم ارزش قائل هستند. فیزیکدانها زندگیشون هم خیلی جالبه چون پس از پایان دوران تحصیلات آکادمیک یا حتی توی همون دوران به پدیده هایی فکر می کنن که مردم عادی کمتر به اون پدیده ها می پردازن و دغدغه های فکری کاملا متفاوتی نسبت به مردم عادی دارن. روی موضوعاتی تحقیق می کنن که ممکنه چندین سال بعد دانشجوها و علم آموزان به صورت عمومی اون موضوعات و پدیده های علمی رو بررسی کنن. هدف هایی که توی زندگی دارن یه سر و گردن بالاتر از بسیاری از مردمه. مثلا سوالای خیلی بنیادی و جالبی براشون پیش میآد و می خوان بدونن که آیا عالم ابعاد بیشتری داره؟ تعداد ابعاد عالم 11تا است 32 تا ست , با معادلات دقیق ریاضی با مفاهیم فیزیکی چطوری می شه تعداد ابعاد عالم رو اثبات کرد که مثلا 11تا است یا بیشتره یا کمتره؟ کهکشان ما با چه سرعتی داره حرکت می کنه؟ ابعاد عالم حدودا چقدره؟ چگونه پروتون ها توی هسته ی کوچیک اتم کنار هم قرار گرفتن؟ خود نوترون ها از چی درست شدن؟ نوترونو ها بوزون ها مزون ها فرمیون ها و ... دقیقا چگونه ذرات بنیادی ای هستن و چه نقشی رو ایفا می کنن؟ چگونه میشه اتم ها رو با فاصله ی نزدیکتر نسبت به هم قرار داد و ساختارهای نانو ساخت؟ چرا در دماهای پایین مقاومت یک سیم با جنس خاص صفر می شه و چگونه می شه سیم هایی ساخت که در دماهای بالاتر یا حتی دمای اتاق مقاومتشون صفر باشه؟ و ...


اگه واقعا براتون علت به وجود آمدن پدیده ها و روابط میان پدیده ها خیلی مهمه (از ابعاد زیر اتمی گرفته تا ابعاد کیهانی) اگه نمی تونین بر حس کنجکاوی تون سر پوش بذارین و نمی خواین به همین حد دانش بشری اکتفا کنین اگه می خواین خاص باشین نسبت به بقیه ی دانشجو ها اگه می خواین مرز های دانش رو گسترش بدین و نمی خواین فقط از این دانش موجود و کشف شده ی قبلی استفاده کنین برای کار های مهندسی و پروژه های توی اون رده و پروژه های از پیش تعریف شده ی خیلی معمولی و می خواین بیشترین خدمت رو اول به حس کنجکاوی خودتون و بعد به بشریت بکنین فیزیک رشته ی شما است. رشته یی که وقتی در آینده توی هر زمینه از اون کار می کنین اصلا احساس خستگی نمی کنین , رشته یی که وقتی پس از مدتی کار توی اون اگه فلش بک بزنین به گذشتتون می گین اگه باز هم بر می گشتم به زمان انتخاب رشته ام حتما حتما همون رشته رو انتخاب می کردم.



حالا یه کم می خوایم در مورد رشته ی فیزیک در دانشگاه ها و گرایش های موجودش توی ایران و توی دنیا و زمینه های تحقیقاتیش بحث کنیم. رشته ی فیزیک در ایران شامل گرایش های ماده چگال یا حالت جامد , ذرات بنیادی , هسته ای , کیهان شناسی و هوا شناسی (در تعداد معدودی از دانشگاهها) می شود. ولی در آمریکا و اروپا گرایش های فیزیک تنوع بسیار بیشتری داردن و به گرایش های اتمی/ملکولی , اپتیک , ماده چگال , کیهان شناسی/ جاذبه/گرانش , ذرات بنیادی/میدان ها/تئوری رشته ها , هسته ای , پلاسما و کوانتوم تقسیم می شود. حتی در آمریکا هر دانشگاه در هر گرایش در رتبه بندی هر ساله ی آمریکا شرکت می کند و رتبه ی علمی آنها هر ساله جابه جا می شود که در صورت تمایل به این رتبه بندی ها در میان دانشگاه های آمریکایی می توانید اینجا کلیک کنید. ولی در ایران رتبه بندی دقیقی برای خود رشته ی فیزیک وجود ندارد. ولی در گرایش های مختلف دانشگاه های مختلف با توجه به تعدد هیات علمی در آن گرایش و تعداد آزمایش گاه ها و تعدد مقالات سالانه و امکانات آموزشی رتبه بندی شده اند که رتبه بندی تقریبی زیر را برای دانشگاه ها در پنج دانشگاه برتر بر اساس گرایش ها ارائه می کنیم . البته متذکر می شویم که این تقسیم بندی بر حسب زمینه های تحقیقاتی در دانشگاه ها نیست :

ذرات بنیادی : صنعتی شریف  / صنعتی اصفهان /  تهران /  شهید بهشتی / شیراز 

ماده چگال : صنعتی اصفهان / صنعتی شریف /  شهید بهشتی / امیرکبیر / تهران

هسته ای : امیرکبیر / تهران / صنعتی شریف / شهید بهشتی / علم و صنعت

کیهان شناسی : تهران / شهید بهشتی /  صنعتی شریف  /  اصفهان /  سهند تبریز

لیست دروس ارائه شده در دوره ی کارشناسی این رشته را نیز می توانید از اینجا دریافت نمایید.

در مجموع برای همه ی شما دانشجو های عزیز آینده آرزوی موفقیت می کنیم و امیدواریم که در هر رشته یی و در هر دانشگاهی مشغول به تحصیل می شوید موفق و سربلند باشید و سعی کنید به عمق مطالب ارائه شده تسلط یابید و با پشتوانه ی علمی قوی قدرت خلاقیت و ابتکار خود را در رشته ی خودتان بارور کنید. به امید دیدارتان در محافل علمی دانشگاه های کشور.

ادامه نوشته

کشف ذره ی هیگز

مرکز LHC از شتابدهنده ی سرن اعلام کرد که بطور رسمی ذره ی بوزون هیگز را کشف کرده اند (به همراه توضیحی کامل که بوزون هیگز چیست) 

دانشمندان منتظر بررسی نتایج آزمایش بودند که تا چند روز پیش به دقت ۴ سیگما (۹۹.۹۹ % درستی) رسیده بودند اما برای اعلام کشف باید به دقت آزمون یا معناداری عدد آماری ۵ سیگما می رسیدند (۹۹.۹۹۹۹۵ %)(این یعنی احتمال اینکه این اثر ذره که یافته اند از چیز دیگری غیر از ذره هیگز باشد یک در سه و نیم میلون است) که امروز صبح در طی یک مراسم رسمی در حضور "پیتر هیگز" پیشنهاد دهنده ی نظریه ی میدان هیگز و وجود ذره هیگز که بنام ایشان هم این ذره نامگذاری شده بود و جمعی از سرامدترین بزرگان فیزیک نظری وجود این ذره اعلام شد. 

دانشمندان تیم CMS از سرن گفته اند با دقت ۵ سیگما مطمئن هستند که در انرژی ۱۲۵،۳ گیگا الکترون ولت ذره ای یافته اند که ۱۳۳ بار سنگین تر از پروتون هسته ی اتم است، هرچند با برهم گذاشتن نتایج آزمایش دقت داده های آزمایشگاه CMS به ۴.۹ سیگما یعنی احتمال خطای یک در دو میلیون کاهش یافت آزمایشگاه دیگر سرن بنام اطلس ATLAS اعلام کرد آنها با دقت ۵ سیگما در انرژی ۱۲۶ گیگا الکترون ولت وجود ذره ی جدید را یافته اند که این تایید علمی با دقت فوق العاده از وجود بوزون هیگز است. 

بوزون هیگز آخرین قطعه ی پازل برای تکمیل مدل استاندارد که بهترین نظریه ی تجربی حال حاضر برای فیزیک ذارت بنیادی می باشد. این بوزون چگونگی ایجاد جرم در ذرات را توجیه می کند و به همین دلیل کشف این ذره و نتایجی که از آن حاصل می شود می تواند در درک بسیاری از سوالات بی پاسخ علم فیزیک ما را یاری دهد. البته فیزیکدانان از اطلاق اصطلاح "ذره خدا" برای این بوزون هیگز چندان خرسند نیستند چرا که چنین اصطلاحی بالقوه باعث ایجاد سوءتفاهم های زیادی می شود.


با یافتن بزن هیگز میدان هیگز هم رسما به یک نظریه ی تجربی تبدیل می شود. ميدان هيگز نوع جديدي از ميدان است که تمام عالم را فرا گرفته است و چنين تصور ميشود كه جرم تمامي ذرات بنيادي و ... در برهمكنش آنها با اين ميدان حاصل می شود. يعني ميدان هيگز انرژي جنبشي حاصل از نوسانات يا حركات سريع ذرات را تبديل به جرم آنها مي‌كند . به بيان ساده ، ميدان هيگز يك مبدل انرژي به جرم است كه منشاء انديشه و تئوري آن نظريه‌ نسبيت است. همانطور كه فوتون، ذره‌ يا بوزون الكترومغناطيس فرض مي شود ، ذره‌اي به نام بوزون هيگز نيز ذره‌ ميدان هيگز در نظر گرفته مي شود. برای نمونه براي اينكه به جرمي معادل يك كيلوگرم در حالت سكون ، شتابي برابر يك متر بر مجذور ثانيه بدهيم نياز به يك نيوتن نيرو داريم و اين ميدان هيگز است كه در مقابل شتاب جرم مقاومت مي‌كند و اين نيرو صرف خنثي كردن مقاومت ميدان هيگز در مقابل شتاب مي شود و در نهايت اين نيرو يا انرژي به جرم جسم افزوده مي شود . 

این بوزون در سال ۱۹۶۴ طی مجموعه مقالاتی که توسط "پیتر هیگز" و دیگر فیزیکدانان ارائه شده بود، از لحاظ نظری پیش بینی شده بود. اما از ۳۰ سال پیش تا کنون، فیزیکدانان با ساختن انواع برخورددهنده های ذرات سعی در مشاهده ی ذره ای مشابه هیگز کرده اند که تا یکی دو سال پیش به جز شواهد بسیار جزئی و ضعیف، موفق به این کار نشده بودند. اما با راه اندازی LHC امید کشف این ذره قوت یافت و روز به روز نیز این امید افزایش می یافت. 

رقابت بر سر یافتن بزن هیگز بین امریکا و اروپا زمانی شدت گرفت که سنای امریکا از پرداخت هزینه ی ۱۰ میلیارد دلاری برای ساخت برخورد دهنده ی جدید در امریکا سر باز زد و دانشمندان آمریکایی به همان "آزمایشگاه فرمی" قناعت کردند اما اروپا با پرداخت هزینه ی مشابه در سرن سویس ساخت بزرگترین شتابدهنده ی جهان را آغاز کرد که پس از مراحل آزمایشی سال گذشته نخستین کاوش ها برای ذره ی بزن هیگز آغاز شد. 

بخش دیگر این یافته ی بزرگ علمی اثر فلسفی - فیزیکی آن است. با کشف این ذره علم فیزیک از ساختار تجربی محور به ساختار پیشبینی محور عروج کرده و همانند علم ریاضی دارای بعد انتزاعی قوی ای می شود . بر این اساس می توان در آینده منتظر پاسخ به سوالهای مهم و قدیمی ای همچون ماهیت مهبانگ، ماهیت انرژی-ماده و برهمکنش زمان - مکان - انرژی که هدف اساسی معادله جهانی فیزیک است بود. 

"کشف حلقه مفقوده"

در مشهورترین فرضیه برای بیان یک مدل از ذرات بنیادی و بوزون ها ، که توسط پیتر هیگز، استاد پیشین دانشگاه ادینبورو ارائه شد، وجود مکانیسم یا حوزه ای مطرح شد که در گستره کائنات وجود دارد و ذرات بدون جرم، با ورود به آن، دارای جرم می شوند. 

یکی دیگر از نتایج کشف تجربی بوزون هیگز، تقویت فرضیه موسوم به انفجار بزرگ یا "مهبانگ" در مورد پیدایش کائنات، تشکیل کهکشان ها و در نهایت، شکل گیری منظومه شمسی و کره زمین است.

بر اساس این فرضیه، انفجار بزرگ اولیه انرژی عظیمی را آزاد کرد که با کاهش دما به تدریج به ظهور "بسته های انرژی" و ذرات بسیط بدون جرم مانند فوتون ها منجر شد و این ذرات پس از تبدیل به ذرات دارای جرم، در نهایت جهان ماده را ایجاد کردند.

تا کنون، فرآیند تبدیل ذرات انرژی بدون جرم به ذرات بنیادی اولیه یا بوزون هیگز، همچنان به عنوان "حلقه مفقوده" در این فرضیه باقی بود و تحقیقات سال های اخیر در مرکز سرن در صدد بوده است تا نحوه این دگرگونی در ماهیت ذرات را از طریق آزمایش نشان دهد.

به دلیل مبهم بودن نحوه پدید آمدن بوزون هیگز، به آن نام "ذره الهی" داده شده بود تا نشان دهد که بشر هنوز از تبیین کامل آن ناتوان است.

گزارش مرکز سرن در روز چهارشنبه حاکی از آن است که اطلاعاتی که از آزمایش های این مرکز به دست آمده وجود بوزون هیگز را "در حد قابل قبولی" نشان می دهد.

در عین حال، این مرکز تاکید کرده است که برای حصول اطمینان از صحت نتیجه اعلام شده، تحقیقات و مطالعات بیشتری صورت خواهد گرفت.

سازمان اروپایی پژوهش های هسته ای در دهه ۱۹۵۰ میلادی تاسیس شد و در اوایل دهه ۱۹۸۰، طرح ساخت برخورد دهنده هادرون را مطرح کرد تا برای این سئوال که چگونه ذرات بدون جرم می توانند دارای جرم شوند پاسخی بیابد.

این طرح سرانجام در سال ۱۹۹۶ با بودجه ای به مبلغ بیش از دو و نیم میلیارد فرانک سوئیس به تصویب رسید و برخورد دهنده بزرگ هادرون سرانجام در اوایل سال ۲۰۰۸ تکمیل شد.

در پائیز همان سال، پژوهشگران از آغاز آزمایش مربوط به شناخت نحوه تبدیل ذرات خبر دادند اما این آزمایش در آن زمان به نتیجه نرسید.

اوایل هفته جاری، گروهی از فیزیکدانان آمریکایی نیز گفتند که "قوی ترین شواهد" در مورد وجود بوزون هیکس را از یک رشته آمار گردآوری شده از تحقیقات شتابدهنده قدیمی "توالرون" در آزمایشگاه ملی فرنی در نزدیکی شیکاگو به دست آورده اند و در انتظار نتیجه آزمایش های صورت گرفته در سرن هستند.

ادامه نوشته

Higgs boson finally discovered

Breaking physics news:

New subatomic particle which called higgs boson (God Particle) found at CERN.
heaviest boson ever found.
It is really important physical achievement because All the matter that we can see, however, appears to be no more than about 4% of the total. A more exotic version of the Higgs particle could be a bridge to understanding the 96% (dark matter and dark energy) of the universe that remains obscure.
Scientists at CERN today have announced that they have discovered evidence of a Higgs-like particle with an evidence signal of ""5"" sigma!!! ( the confirmation means there is a 99.99997-percent chance that the Higgs boson has been identified in the 125GeV mass range)


to watch the movie click here.


for more info visit:
www.cern.ch
www.quantumdiaries.org

ادامه نوشته

Choosing physics as a major

Choosing Physics major is a difficult and brave decision, not least because everyone around is telling you that you will have no job prospects and most of your peers are choosing Engineering or Computer Science. So then why should you be optimistic for a Physics major? For starters, what you should understand is that Physics is the most fundamental of all the sciences and is concerned with the question of ‘WHY’ things are the way they are in the universe that we live in ranging from fundamental particles like quarks and neutrons and electrons at the subatomic scale to galaxies that are billions of light-years away. If you feel curious about your surroundings, if you are curious about formulas which are useful for engineers and you want to know why they use these formulas not other formulas or you wonder about nature phenomenon like the red color of sunset or the reason of circulation of earth and etc or if you want to be pioneer in the field of science and if you want to expand boundaries of knowledge, then the Physics major is for you…



A lot of advances in the modern world have stemmed from pioneering discoveries in Physics, for example, electronic components and devices like televisions and computers would not have been possible without the understanding of solid-state physics, digital cameras and huge telescopes would be impossible without optics , sending and landing space crafts to other planets would be impossible without advanced science of analytic mechanics and so on . Some of the most brilliant minds in our world were physicists like Albert Einstein, Isaac Newton , Schrodinger and etc . So if you aspire to be like these people and have the impact they had, then the Physics major is for you.

Physics is interesting, exciting and challenging. There are lots of fields of research and specialty in physics such as Atomic / Molecular / Optical Condensed Matter Cosmology / Relativity / Gravity Elementary Particles / Field / String Theory Nuclear Plasma Quantum.  Each of these specialty can expand humans knowledge. And students after studying some basic course of physics they can choose the appropriate specialty.  Projects which worked by engineers have goals like decreasing the final cost or to make instruments more efficient and more useful or manufacturing a product from laboratory scale. But what is important for the physicist and goals of physicists are way beyond these goals , Physicists work on projects which its goal is to enhance humans life or expand humans knowledge about the environment. What they make in lab scales would manufacture years after that, physicists are always beyond the humanity of their own age.

If you still want more encouragement before deciding or you want to know how well-suited your particular background is to a Physics major you can ask your question. And if you want to know the ranking of universities based of physics specialty, you can click here. We hope that you make the true choice and choose the major which best fits you and help humanity in any Academic discipline.


ادامه نوشته

مهندسین برتر دنیا در تاریخ

من زمان های تولد هر کدوم رو دیگه نمی دونم ولی می شه از کتاب های تاریخی استفاده کرد. البته  این مهندس ها بر روی شونه های فیزیکدانها ایستادن و از علمی که فیزیکدانها تولید کردند استفاده کردند... 

10- نيكلاس اتو

نيكلاس اتو اولين موتور چهار زمانه يا موتور سيكل اتو را ساخته است. به اين موتور ها موتور هاي احتراق داخلي يا درون سوز مي گويند، چون سوخت مستقيماً در اتاقكي كه پيستون وجود دارد مي سوزد. موتور هاي سيكل اتو يا چهار زمانه هنوز در اتومبيل هايي كه در خيابان در رفت آمد هستند استفاده مي شوند. البته در آنها بهينه سازي هايي براي افزايش راندمان، كاهش مصرف سوخت، كاهش سر و صدا و... انجام شده است. گذشته از طراحي اتو سرمايه گذاري دو تاجر بزرگ به نام هاي گاتليب دايملر و كارل بنز موجب شد موتور اتو محرك اتومبيل هاي امروزي باشد.

9- آلن تورينگ

آلن تورينگ ساختار دودوي يا باينري را در رياضيات پايه گذاري كرد، كه امروزه در تمام كامپيوتر هاي دنيا مورد استفاده قرار مي گيرد. او را پدر علم كامپيوتر مي دانند. كامپيوتري كه شما اكنون در حال استفاده از آن هستيد، بدون ساختار دودويي كار نمي كند. او همچنين در جنگ جهاني دوم كد آلماني انيگما را شكست كه بدون آن اگر نگوييم پيروزي بر نازي ها غير ممكن بايد بگوييم بسيار دشوار بود. هر چند او هيچگاه چيزي نساخت ولي اثر كار بزرگي كه در صنعت كامپيوتر انجام داد او را به اين جايگاه رسانيد.

8- ميخائيل كلاشينكف

هر چند بيشتر قسمت هاي كلاشينكوف AK-47 از اسلحه هاي ديگر اقتباس شده بود ولي اين كار با زيركي و ظرافت زيادي انجام شده بود. در حقيقت طراحي ساده اسلحه اي تقريباً بي عيب كه كارايي فوق العاده اي داشت. سبب شد سازنده اش را به عنوان يك نابغه مطرح كند. توليد اين اسلحه ارزان تمام مي شد استفاده از آن بسيار ساده بود به راحتي نمي شكست و بعد از پنجاه و اندي سال هنوز توليد مي شود. از روي اين مدل انواع مختلفي اسلحه ساخته شده است و آن را مي توان يكي از بهترين هاي تاريخ دانست كه قدرت نفوذ بالايي دارد.

7- ارشميدس

ارشميدس مردي است كه نمي توان افتخار را از او دور دانست. او مهندسي است كه مي گويند توانست با تعداد زيادي آينه كشتي دشمن را به آتش بكشد. يا مي گويند جرثقلي ساخته بود كه مي توانست كشتي هاي رومي را بلند كند و در هم بكوبد. هر چند درباره صحت و سقم اين حرف ها مدرك معتبري در دست نيست ولي هنوز افتخارات بزرگي وجود دارد كه به او نسبت مي دهند. كه به تعدادي از آنها اشاره مي كنيم: محاسبه عدد پي يا همان 3.14 معروف، مارپيچ ارشميدسي كه وسيله اي بود براي بالا آوردن آب مورد نياز كشاورزي و كار معدن استفاده مي شد. او همچنين در استفاده از اهرم ها و قرقره ها روش هاي جديدي را خلق كرد. چندين منجنيق ساخت. و در علم رياضي مطلبي را عنوان كرد كه مهندسي امروز بدون آنها وجود نداشت.

6- اوليور و ويلبر رايت

افراد زيادي قبل از اين دو نفر سعي كردند پا به عرصه هوانوردي بگذارند ولي اكثر آنها كارشان از نظر مهندسي بي ارزش بود. اما برداران رايت كساني بودند كه توانستند به طور واقعي مهندسي هوانوردي را پايه گذاري كنند. آنها زماني موفق به پرواز شدند كه تصور افراد از علم هوانوردي چيزي شبيه به حركت بر روي زمين بود. ولي برادران رايت ديدگاه جديد براي اين علم خلق كردند. براي اينكه پرواز قابل كنترل باشد سيستم سه محوري ساختند كه براي پرواز يك ضرورت بود. همچنين برادران رايت اولين افرادي هستند كه ملخ هواپيما را با ديد آيروديناميكي ساختند.

5- هرو اهل اسكندريه

اين مرد 50 سال قبل از ميلاد مسيح يك انقلاب صنعتي را آغاز كرد. او چرخي ساخت كه با نيروي بخار به حركت در مي آمد و يك گوي را مي چرخاند. هر چند او نتوانست ديگران را قانع كند كه دستگاه او چقدر مي تواند مفيد باشد و اختراعش در حد يك اسباب بازي باقي ماند. ولي او را مي توان پايه گذار توربين هاي بخار دانست. او همچنين نوشته هايي درباره پنوماتيك، رياضي و فيزيك دارد.

4- جميز وات

جميز وات موتر بخار را به صنعت معرفي كرد و انقلابي در صنايع آن زمان بوجود آورد. گاورنري ( يك كنترل كننده سرعت مكانيكي ) كه او ساخت موتور بخار را در دور مطلوب نگاه مي داشت. ساخت يك كنترل كننده دور براي موتور هاي بخار كار بسيار ظريفي بود. او اصلاحات زيادي روي موتور هاي بخار انجام داد. تا جاييكه امروزه ما او را يكي از برترين مهندسان تاريخ مي دانيم.

3- توماس اديسون

اديسون را مي توان يكي از پركارترين مخترعان تاريخ دانست. او ركورد 1097 اختراع ثبت شده را دارد.اديسون صنعت عكاسي را توسعه داد، لامپ رشته اي، دوربين تصاوير متحرك، پروژكتور براي نمايش تصاوير متحرك و صد ها اختراع ديگر دارد. او همچنين نخستين نيروگاه برق و سيستم توزيع آن را ساخت. بدون اختراعات او دنياي مدرن كنوني غير قابل تصور بود.

2- نيكلا تسلا

بي شك نيكلا تسلا بزرگترين مهندس برق همه دورانهاست. از اختراعات او مي توان به لامپ فلورسنت، بوبين تسلا، موتور القايي و برق سه فاز اشاره كرد. او سيستم مولد جريان AC را ساخت كه از يك موتور و يك ترانسفورماتور ساخته شده بود. بعضي ها مي گويند او قرن بيستم را اختراع كرد. ولي متاسفانه در آخر عمر مشكلات رواني پيدا كرد و مرگ خوبي نداشت. اما كار هاي پر ارزش او هميشه در ياد ها باقيست.

1- لئوناردو داوينچي

شايد داوينچي را بتوان يكي از خيال پرداز ترين مردان تاريخ دانست. لئوناردو بسياري از اختراعات كنوني را از هلي گوپتر گرفته تا تانك و زيردريايي پيش بيني كرده بود. بعدها مهندسان ثابت كردند بسياري از رويا هاي او مانند چتر نجات، پل ها وسيستم هاي حمل نقل و... قابل ساخت و استفاده اند. لئوناردو وسايل انقلابي بسياري طراحي كرد. لئوناردو را بي شك مي توان بزرگترين مهندس طراح دانست.

برخی حقایق جالب فیزیک


-آیا الکتریسیته ساکن موجود در لباسها خطرناک است؟جرقه ها و صدای ترق و تروق الکتریسیته ساکن که همراه درآوردن لباسهای نخی و پشمی به وجود می آید تهدید جدی برای سلامتی انسان به حساب نمی آید. مقدار الکتریسیته تشکیل شده به جنس لباس و میزان خشکی اتمسفر بستگی دارد.لباسهای شما از هر جنسی که باشند و هرچقدر لایه های متفاوت لباستان به هم ساییده شوند ، اگر هوا مرطوب باشد بارهای به وجود آمده توسط جو خنثی خواهند شد.در استرالیا مردی که یک بلوز پشمی و ژاکت نایلونی پوشیده بود هنگام راه رفتن برروی فرش باعث به وجود آمدن جرقه بزرگ و سوختن فرش شد. هنگامیکه این فرد را مورد بررسی قرار دادند ، مشاهده کردند در هنگام راه رفتن چیزی حدود 40000 ولت الکتریسیته تولید می کند !!!

-اگر 8 سال و 7 ماه و 6 روز بدون وقفه فریاد بکشید ، انرژی لازم برای گرم کردن یک فنجان قهوه فراهم خواهد شد !

-در یک روز کاملاً آفتابی که حتی یک تکه ابر در آسمان نیست ، اشعه های خورشید بازتاب شده از یک آینه،  25 مایل (40 کیلومتر) دورتر از آن نیز قابل رویت است.

منبع:physics.org