پیزوالکتریک:رابطی بین دنیای مکانیکی و الکتریکی قسمت اول
اثر پیزو الکتریک با ساختار مواد ارتباط دارد. وقتی مرکز بارهای مثبت ماده اندکی از مرکز بارهای منفی فاصله بگیرد، یک دو قطبی حاصل میشود، این پدیده در موادی رخ میدهد که ساختار بلوری آنها نامتقارن است. در بعضی مواد با گشتاور دو قطبی دائمی روبرو میشویم که نتیجهای از عدم تقارن ذاتی در ساختار بلوری است. ولی در مواد دیگر برای ایجاد گشتاور دو قطبی باید کرنشی مکانیکی پدید آورد. از سی و دو بلور ، بیست و یک عدد از آنها فاقد مرکز تقارنند. بیست عدد از آنها خاصیت پیزو الکتریسیته از خود بروز میدهند. ده تای دیگر برای نشان دادن گشتاور دو قطبی نیاز به کرنش مکانیکی دارند. وقتی فاصله بین بارهای مثبت و منفی بر اثر کرنش مکانیکی نغییر کند میدان الکتریکی ناشی از دو قطبی تغییر میکند و بار روی الکترود تغییر میکند. این فاصله را همچنین میتوان با اعمال میدان الکتریکی تغییر داد که به پیدایش کرنشی مکانیکی منجر میشود.
موادی که گشتاور دو قطبی دائمی دارند اثرات پیزو الکتریک (پیدایش بارا لکتریکی بر اثر گرمایش یکنواخت) و فرو الکتریک (تغییر جهت دو قطبی بر اثر میدان الکتریکی) نیز از خود بروز میدهند. چون گشتاور دو قطبی دائمی ممکن است حداقل دو جهت داشته باشد واکنشهای داخلی با ترکیب این جهت گیری متفاوت ممکن است به حداقل برسد. معمولا حوزههایی (ناحیههایی که در آنها تمام دو قطبیها در جهت خاصی سمتگیری میکنند) با جهت گیریهای دو قطبی متفاوت تشکیل خواهند شد. موادی که گشتاور دو قطبی دائمی دارند معمولا در دماهایی به ساختار تقارنی بالاتر که فاقد گشتاور دو قطبی دائمی است گذر میکنند. این دما را نقطه کوری مینامند، وقتی دما به طرف نقطه کوری افزایش مییابد، به شدت اثر پیزو الکتریک مییابد.
یه کم علمی تر
اثر پیزوالکتریک از دیدگاه میکروسکوپیک
یک دلیل کافی برای پیزوالکتریک بودن ماده آنست که ساختار ماده تقارن مرکزی نداشته باشد. در جامدات با ساختار بلوری، شرایط تقارن شامل یک سری تبدیلهای مجازی هندسی نسبت به یک نقطهی کریستال میشود. طبق تعریف مادهای دارای تقارن مرکزی است که نقطهای در شبکهی اتمها موجود باشد به نحوی که تحت وارونگی نسبت به آن نقطه، آرایش اتمها حفظ شود. در شکل زیر دو آرایش کریستالی دو بعدی، یکی به صورت شش ضلعی و دیگری به صورت مربعی نشان داده شده است. هر دو آرایش از لحاظ الکتریکی خنثی هستند، زیرا گشتاورهای دو قطبی مخالف یکدیگر را خنثی میکنند. نقطهی مرجع در مرکز هندسی دو شبکه فرض شده است. ساختمان شش ضلعی متقارن مرکزی نیست در حالی که ساختمان مربعی دارای این خاصیت میباشد.
اثر تقارن مرکزی در بروز خواص پیزوالکتریک
برای نشان دادن رابطهی تقارن مرکزی و خواص پیزوالکتریک در شکل فوق، هر دو کریستال با فرض رفتار الاستیک تحت تنش تک محوره قرار گرفتهاند. کریستال تغییر شکل یافتهی مربعی همچنان فاقد قطبیدگی است زیرا برآیند گشتاورهای دوقطبی داخلی مجدداً صفر میشود درحالیکه در شبکهی شش ضلعی، از آنجا که بردارهای دوقطبی یکدیگر را خنثی نمیکنند، بردار قطبیدگی مخالف صفر میشود و بنابراین اثر پیزوالکتریک در این شبکه مشاهده میگردد. نمونهی واقعی این مطلب را میتوان در مورد بلور کوارتز مشاهده کرد. همانطور که در شکل نشان داده شده است، این بلور به علت عدم تقارن مرکزی از خود خواص پیزوالکتریک نشان میدهد. این تعاریف هر چند روشن و دقیق هستند، فقط در مورد جامدات با ساختار بلوری کاربرد دارند. در موارد بدون ساختار بلوری نیز عدم تقارن مرکزی به شرط همسانگرد بودن قابل آزمایش است. در این موارد مبنای آزمایشها به جای آرایش میکروسکوپی اتمها مبتنی بر اندازهگیریهای ماکروسکوپی میباشد.

اثر پیزوالکتریسیته در بلور کوارتز
وقتی یک دیالکتریک در میدان الکتریکی قرار میگیرد، تأثیر میدان الکتریکی بر اتمها باعث میشود که ابر الکترونی در خلاف جهت میدان، و هسته در جهت میدان الکتریکی جابجا شود. در شکل زیر، یک مولکول دیالکتریک در غیاب و حضور میدان الکتریکی، بطور طرح وار نشان داده شده است. نهایتاً همانطور که در شکل بعدی نشان داده شده است، اعمال میدان الکتریکی به دیالکتریک باعث ایجاد آرایش منظمی از دوقطبیهای الکتریکی در آن میشود.

یک مولکول دیالکتریک در غیاب و حضور میدان الکتریکی
بنابراین اعمال هر گونه ولتاژ به دو سر این دسته از مواد و یا ایجاد میدان الکتریکی در آنها میتواند موقعیت یونها را در واحد شبکه به میزان متفاوت تغییر دهد. دو اتم مجاور که مشابه نیستند، تحت میدان الکتریکی واحد به یک میزان جابجا نمیشوند ولذا در آن کرنش ایجاد میشود و برعکس اعمال کرنش به ماده باعث تغییر وضعیت دو قطبیهای موجود در سیستم شده که باعث ایجاد میدان الکتریکی در جسم میشود
دیالکتریک در حضور میدان الکتریکی
گروهی از مواد دیالکتریک که فروالکتریک هستند، بدون اینکه درون یک میدان الکتریکی قرار گیرند دارای دو قطبیهای الکتریکی هستند. این گونه مواد مانند مواد فرومغناطیس میباشند که بدون وجود یک میدان مغناطیسی خارجی، در آنها خاصیت مغناطیسی وجود دارد. در مواد فروالکتریک دو قطبیهای الکتریکی قبل از اعمال میدان خارجی وجود دارد، در حالیکه این خاصیت در همهی مصالح دارای خاصیت پیزوالکتریک وجود ندارد و در این مواد دوقطبیهای الکتریکی بعد از اعمال تنش و یا میدان الکتریکی خارجی بوجود میآید. بطور نمونه بلور کوارتز دارای خاصیت پیزوالکتریک میباشد ولی فروالکتریک نیست. بر خلاف آن، بلور تیتانات باریم دارای خاصیت فروالکتریسیته میباشد. وجود دو قطبیهای الکتریکی اولیه در مواد پیزوالکتریک از عدم انطباق مرکز بارهای مثبت و منفی بوجود میآید. به عنوان مثال مطابق شکل زیر، وجود دوقطبیهای الکتریکی اولیه در بلور تیتانات باریم بخاطر موقعیت یونهای باریم، تیتانیم و اکسیژن میباشد. چون مرکز بارهای مثبت مربوط به باریم در مرکز مکعب قرار دارد و بارهای مربوط به تیتانیم کمی بالاتر از مرکز قرار دارد، مرکز کل بارهای مثبت بالاتر از مرکز قرار میگیرد، درحالیکه مرکز بارهای منفی مربوط به اکسیژن کمی پایینتر از مرکز قرار دارد. بدین ترتیب یک دو قطبی یونی ایجاد میشود.

http://trainbit.com/files/5735299884/noormags-پیزوالکتریک.pdf
دانشجویان فیزیک و فیزیکدان های دانشگاه صنعتی اصفهان هستیم.