دكتر حسابي در حين مطالعات به اين فكر افتادند كه علت وجود خاصيتهاي ذرات اصلي بايد در اين باشد كه اين ذرات بي نهايت گسترده اند و هر ذره اي در تمام فضا پخش است و نيز هر ذره اي بر ذرات ديگر تاثير مي گذارد. به اين ترتيب به فكر آزمايشي افتاد كه اين نظريه را اثبات و يا نفي كند . او با خود فكر كرد اگر اين تئوري صحيح باشد بايد چگالي يك ذره مادي به تدريج با فاصله از آن كم شود و نه اينكه يك مرتبه به صفر برسد و نبايد ذره مادي شعاع معيني داشته باشد. پس در اينصورت نور اگر از نزديكي جسمي عبور كند بايد منحرف شود.

پس از اينكه محاسبات مربوط به قسمت تئوري اين نظريه را به پايان رسانيد پس از بازگشت به امريكا به راهنمايي پرفسور انيشتين در دانشگاه پرنيستون به تحقيقات در اين زمينه پرداخت. پرفسور انيشتين قسمت نظري تئوري را مطالعه كرد و دكتر حسابي را به ادامه كار تشويق كرد. دكتر حسابي به راهنمايي پرفسور انيشتين به تكميل نظريه پرداخت سپس يك سال ديگر در دانشگاه شيكاگو به كار پرداخت و آزمايشهايي در اين زمينه انجام داد. وي با داشتن يك انتر فرومتر دقيق توانست فاصله نوري را در عبور از مجاورت يك ميله اندازه بگيرد و چون نتيجه مثبت بود آكادمي علوم آمريكا نظريه دكتر حسابي را به چاپ رسانيد. برخي همكاران از نامأنوس بودن و جديد بودن اين فكر متعجب شدند و برخي از اين نظريه استقبال كردند.

شرح آزمايشهاي انجام شده و نتيجه آن:

در اثبات اين نظريه اگر در آزمايش, نور باريك ليزر از مجاورت يك ميله وزين چگال عبور داده شود, سرعت نور كم مي شود. در نتيجه پرتو ليزر منحرف ميگردد. هرگاه پرتو ليزر بطور مناسبي از ميان دو جسم سنگين كه در فاصله اي از هم قرار دارند عبور داده شود انحراف آن هنگام عبور از مجاورت جسم اول و سپس از مجاورت جسم دوم به خوبي معلوم ميشود و اين انحراف قابل عكسبرداري است. اين آزمايش گسترده بودن ذره را نشان مي دهد. بر طبق اين آزمايش انحراف زياد پرتو ليزر فقط در اثر پراش نبوده بلكه مربوط به جسم است. بر حسب اين نظريه هر ذره, مثلاً الكترون, كوارك يا گلويون نقطه شكل نيست بلكه بي نهايت گسترده است و در مركز آن چگالي بسيار زياد بوده و هر چه از مركز فاصله بيشتر شود آن چگالي بتدريج كم مي شود. بنابراين يك پرتو نور از يك فضاي چگالي عبور كرده و شكست پيدا ميكند و انحراف مي يابد.

اختلاف تئوري بي نهايت بودن ذرات با تئوريهاي قبلي:

در تئوريهاي قبلي هر ذره قسمت كوچكي از فضا را در بر دارد يعني داراي شعاع معيني است و خارج از آن اين ذره وجود ندارد ولي در اين تئوري ذره تا بي نهايت گسترده است و قسمتي از آن در همه جا وجود دارد. در تئوريهاي جاري نيروي بين دو ذره از تبادل ذرات ديگر ناشي مي شود و اين نيرو مانند توپي در ورزش بين دو بازيكن رد و بدل مي شود و اين همان ارتباطي است كه يبن آنها حاكم است و در تئوريهاي جاري تبادل ذرات ديگري اين ارتباط ميان دو ذره را ايجاد ميكند. مثلاً نوترون كه بين دو ذره مبادله مي شود, اما در تئوري دكتر حسابي ارتباط بين دو ذره همان ارتباط گسترده ايست كه در همه جا به علت موجوديت آنها در تمام فضا بين آنها وجود دارد.

ارتباط اين تئوري با تئوري نسبيت انيشتين:

تئوري انيشتين مي گويد: خواص فضا در حضور ماده با خواص آن در نبود ماده فرق دارد, به عبارت رياضي يعني در نبود ماده, فضا تخت است ولي در مجاورت ماده فضا انحنا دارد. اگر بگوييم يك ذره در تمام فضا گسترده است در هر نقطه از فضا چگالي ماده وجود دارد و سرعت نور به آن چگالي بستگي دارد به زبان رياضي به اين چگالي مي توان انحناي فضا گفت.

ارتباط فلسفي اين تئوري با فلسفه وحدت وجود:

در اين نگرش همه ذرات جهان بهم مرتبط هستند. زيرا فرض بر اين است كه هر ذره تا بي نهايت گسترده است و همه ذرات جهان در نقاط مختلف جهان با هم وجود دارند.يعني در واقع قسمت كوچكي از تمام جهان در هر نقطه اي وجود دارد.

توضیحات بیشتر:

با توجه به اینکه مشکلات مربوط به تفکر نقطه-مانند بودن ذرات که نگران کننده است، مثلا نظریه های موجود در فیزیک ذرات بنیادین با بی نهایت ها روبرو شده اند، یک تفکر جدید برای مطالعه ی این ذرات پیشنهاد می شود. به جای اینکه خودمان را  به این تفکر که ذرات نقطه ای هستندمحدود کنیم، می توانیم تفکرات خودمان را گسترش دهیم و به این تفکر اشاره کنیم که ذرات تا بی نهایت گسترش یافته اند. یعنی در واقع ذره ی ما باید تشکیل شده باشد از یک توزیع پیوسته ی انرژی در تمام فضا و این توزیع انرژی در بی نهایت به صفر میل میکند.
http://amirrezas.persiangig.com/document/theory-1.jpg 
برای اینکه به این خواسته دست پیدا کنیم، ما اصل موضوع نظریه ی نسبیت عام را مطرح میکنیم که "میدان های گرانشی، الکتریکی و هسته ای حالت های خاصی از یک نیروی عام می باشند". یک رابطه برای پتانسیل گرانشی بدست آورده شده است  که  نسبت به پتانسیل گرانشی معمول بدست آمده در نسبیت عام متفاوت است،وبا استفاده از این معادله توزیع انرژی یک ذره در هر نقطه از فضا را می توان به دست آورد. اگر تمام این توزیع انرژی را تا بی نهایت جمع کنیم می توانیم جرم ذره را بدست آوریم. قسمت اعظم جرم ذره احتمالا باید در نزدیکی مرکز کره ی فرضی باشد که ذره را احاطه کرده است.
اگر ذره ی ما نقطه باشد ، پس احتمالا باید از انرژی مربوط به میدان خودش تشکیل شده باشد. هیچ بی نهایتی در جمع ما موجود نخواهد بود. همین نتیجه برای ذرات بار دار هم به وجود می آید.
اگر ذره ی ما در همه ی فضا گسترش پیدا کرده باشد، چگالی بار نیز در تمام فضا گسترش پیدا کرده است و جمع تمام چگالی بار در فضا و چگالی انرژی در فضا به ترتیب بار کل ذره و جرم ذره را به ما می دهند. پتانسیل الکتریکی که با توجه به آن بدست آمده است را اگر در معادله ی موج دیراک قرار بدهیم، معادلاتی برای هر درجه میدهد. که اولین درجه این معادلات جرم موئون را نشان می دهد. با اضافه کردن معادلات مربوط به پتانسیل گرانشی و الکتریکی ، یک معادله برای پتانسیل ذره بدست می آید که شکلی شبیه به فرم پتانسیل یک دو قطبی الکتریکی دارد.
http://amirrezas.persiangig.com/document/theory-2.jpg
وقتی این معادله ی کلی برای پتانسیل یا توزیع انرژی را در معادله ی موج دیراک قرار می دهیم، این پتانسیل مقادیر جرم مربوط به باریون ها را می دهد. و وقتی در معادله ی کلین-گوردون قرار دهیم، مقدار جرم مربوط به مزون ها را بدست می دهد.


متاسفانه این نظریه خیلی مهجور واقع شده وجز همین مطالب چیز دیگری پیدا نمیشود
برای مشاهده ی کامل توضیحات و معادلات به اینجا مراجعه کنید